بسیج جهانی

حدود یک ماه پیش به دنبال مطالعه برخی نوشته های محسن کدیور سوالی را به ایمیل ایشان ارسال کرده و خواستار جواب شدم ، لحن نامه نیز مودبانه بود که آقای کدیور پاسخ دهند ؛

متن سوال :

سیدروح الله امین آبادی هستم

خبرنگار و پژوهشگر تاریخ

مطلبی از حضرتعالی مطالعه کردم با عنوان « معرف اصلی مرجعیت آقای خمینی » که علاوه بر سایت حضرتعالی در کانال تلگرامی شما نیز منتشر شده و در ابتدای آن آمده است : « آقای خمینی که تدریس خارج اصول را از سال ۱۳۲۳ و خارج فقه را از سال ۱۳۳۰ آغاز کرده بود، در سال ۱۳۴۰ در زمان وفات آقای بروجردی مقلدی نداشت و مرجع تقلید نبود. بعد از یک ربع قرن تدریس خارج فقه و اصول و تألیف و انتشار ده جلد کتاب در اصول و فقه استدلالی، در زمان وفات آقای حکیم مرجع اعلای شیعه در خرداد ۱۳۴۹، برای نخستین بار گروهی از فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم از شاگردان ایشان کتبا وی را «واجد صلاحیت مرجعیت» یا جایزالتقلید اعلام کردند. نقش آقای منتظری در تثبیت مرجعیت استادش در کلیه‌ی مراحل محوری بوده است. موج دوم معرفی آقای خمینی به‌عنوان مرجع متعین‌التقلید یا اعلم متعلق به بعد از انقلاب (از ۱۳۶۱ به بعد) است. »

سوالی که برای حقیر پیش آمده این است که اگر نظر حضرتعالی صحیح باشد دلیل این که روزنامه های سراسری کشور از جمله روزنامه کیهان فروردین ۱۳۴۰ پس از فوت آیت الله بروجردی ، آیت الله خمینی را در صدر لیست مراجع جایزالتقلید و به نقل از حوزه علمیه قم قرار داده بودند چیست ؟! »

کیهان در صفحه ۱۵ روز ۱۲ فروردین ۱۳۴۰ می‌نویسد‌: هم‌اکنون در حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های علمیه علمای اعلامی هستند که دارای صلاحیت برای مرجعیت تقلید می‌باشند. کسی که به عنوان مرجع تقلید شیعیان انتخاب می‌شود باید اعلم الناس ، اعلم العلما و به طور کلی اعلم و اتقی باشد، بدین معنی که هم از نظر تقوی و پرهیزگاری و هم از نظر علم ممتاز و ارجح باشد.

آقایانی که ذیلا نام برده می‌شود طبق نظر علمای علوم دینی و کلیه اعضای حوزه علمیه قم دارای صلاحیت مرجعیت تقلید و مورد اعتماد کامل حوزه علمیه هستند‌: ۱ – حضرت آیت‌الله حاج آقا روح الله خمینی ۲- حضرت آیت‌الله آقا سید محمدرضا گلپایگانی ۳- حضرت آیت‌الله آقا سید کاظم شریعتمداری تبریزی.

البته نشریات دیگری چون تهران مصور نیز اسفند ماه سال ۱۳۴۰ آیت الله خمینی را در صدر لیست مراجع تقلید به مردم و به نقل از حوزه علمیه قم معرفی کرده بودند.

نکته دوم این که مقلد نداشتن آیت الله خمینی از کجا برای حضرتعالی اثبات شده است؟ یکی از اسناد #ساواک به تاریخ ۲۲ اسفند سال ۱۳۳۵ که تعداد شاگردان هر یک از مراجع و علمای وقت را گزارش می‌دهد تصریح می‌کند که «حاج آقا روح الله خمینی با ۵۰۰ شاگرد در ایالات مرکزی و غرب ایران دارای نفوذ و مقلد است.»

زیاده عرضی نیست …امیدوارم پاسخ این علاقمند به تاریخ را در صورت صلاحدید از طریق ایمیل اطلاع دهید.

با تشکر

پاسخ آقای کدیور به سوال این جانب ؛

سلام علیکم

ضمن تشکر از ارسال نظر انتقادیتان

مطلب عینا همان است که نوشته ام و با دقت میکروسکوپی تحقیق شده است.

مهمترین منبع این قبیل امور اهل علم شاهدان مستقیم ماجرا بوده است که نوعا خاطراتشان را منتشر کرده اند از جمله آقای منتظری.

بله قاطعانه می گویم آقای خمینی در زمان درگذشت آقای بروجردی «مرجع بالفعل» نبوده است. نوشته جراید که هیچکدام متخصص این امور نبوده اند بر فرض صحت نهایتا دال بر صلاحیت ایشان بوده نه فعلیت آن.

ضمنا اسناد ساواک «در صورت انتشار عمومی» قابل راست‌آزمایی است. از شرط فاسق نبودن راوی هم می گذریم! انتشار «گزینشی» آن هم در منبعی مانند کار حمید روحانی زیارتی که سابقه جعل سند دارد قابل اعتنا نیست.
ظرفیت مسجد سلماسی قبل از تجدید بنا یقینا ۵۰۰ نفر نبوده است. تعداد شاگردان مدرسین وقت در مقایسه با شاگردان مرحوم بروجردی و تعداد کل طلاب آن زمان احصا شده است. مسلما و مطمئنا این رقم نادرست و ساختگی است.

ضمنا شما نقدتان را بر مطلب من عمومی منتشر کنید تا همگان از دانش شما استفاده کنند، مبادا گمراه شوند.

موفق باشید.

درباره سوال این جانب و پاسخ آقای محسن کدیور نکاتی هست که ذیلا به آن ها اشاره می کنم و می گذرم ؛

۱- بی شک اسناد ساواک از سوی عده ای #فاسق تهیه شده است ولی سند تهیه شده از سوی یک فاسق زمانی نمی تواند محل اعتنا باشد که این خبر برای تصمیم گیری شما تهیه شده باشد نه برای اقدامات خود آن ها ، این سندها سندهای درون سازمانی بوده و قرار بر انتشار آن ها نبود و چون انقلاب اسلامی پیروز شد این اسناد به دست انقلابیون افتاد. اسناد ساواک اگر محل اعتنا نباشد چرا اسناد سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس در مورد آیت الله کاشانی و غیرها مورد استناد بدون شبهه قرار می گیرد بدون این که در فاسق و عادل بودن تهیه کنندگان آن اسناد ان قلتی صورت گیرد؟

۲- روزنامه های فروردین ۱۳۴۰ نه از سوی خود که به نقل از فضلای حوزه علمیه قم مراجع تقلید را معرفی کرده بودند ، بی شک گزارش یک روزنامه نمی تواند حجت شرعی برای یک مقلد باشد تا او از کسی تقلید بکند یا نه …ولی وقتی این روزنامه به نقل از تمامی فضلای حوزه علمیه قم فردی را مرجع تقلید یا واجد شرایط مرجعیت می خواند این حجیت شرعی دارد چرا که منبع روزنامه نیست بلکه علمای حوزه علمیه قم هستند.

۳- در سند ساواک تعداد شاگردان مراجع و مجتهدین به تفکیک اعلام شده است و تصویر اسناد نیز به پیوست منتشر خواهد شد. #روزنامه_کیهان ، ۱۲ فروردین ۱۳۴۰ تعداد شاگردان درس آیت الله خمینی متجاوز از ۴۰۰ نفر خوانده شده است ، آرشیو روزنامه های پیش از انقلاب برای همگان قابل دسترس است و بی شک جعل و تحریفی نیز در آن صورت نگرفته است.

در این گزارش آمده که اکثر شاگردان آیت الله خمینی علمای طراز اول حوزه علمیه قم هستند.

۴ – بیان کنایه وار و تمسخر آمیز آقای کدیور در پاسخ یک #مخاطب نشان از آن دارد که ایشان در حوزه علمیه اگر #فقه هم خوانده باشد پای درس #اخلاق هیچ عالم فاضلی ننشسته است.

در این رابطه گفتنی های دیگری نیز هست که به امید خدا به آن خواهم پرداخت …

 

 

با تشکر از استاد عزیز عبداللهشهبازی که برای اولین بار متن و اصل این سند را در پائیز ۱۳۷۲ در نشریه  مطالعات سیاسی منتشر کردند 

 


گزارش کیهان ، ۱۲ فروردین ۱۳۴۰ ، صفحه ۱۵ به نقل از علمای علوم دینی و کلیه اعضای حوزه علمیه قم که در آن لیست مراجع تقلید برشمرده شده است

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

سرانجام پس از تلاش های فروان جلدهای ششم تا هشتم مجموعه ایران پس از انقلاب اسلامی منتشر شد، برای به سرانجام رسیدن این مجموعه از سال ۱۳۹۰ تا به حال زحمت زیادی کشیده ام و امیدوارم که بتوانم حاصل این زحمات را با انتشار آخرین جلد مربوط به روزشمار دهه شصت به نظاره بنشینم.

جلدهای ششم تا هشتم این مجموعه به رویدادهای تابستان الی زمستان ۱۳۵۹ می پردازد و به زودی مجلدات ده الی ۱۲ این مجموعه نیز منتشر خواهد شد.

پنج جلد اول این مجموعه را دوستان می توانند از انتشارات خبرگزاری فارس و از طریق لینک زیر خریداری کنند

جلد ششم این مجموعه به رویدادهای تابستان ۱۳۵۹ می پردازد و روند انتخاب شهید محمد علی رجایی به عنوان نخست وزیر از سوی ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت و چالش های پیرامونی آن را روایت و همزمان نیز به تحولات کشور در روزهای کشف و خنثی سازی کودتای نوژه تا آغاز رسمی جنگ تحمیلی می پردازد.

جلد هفتم به پائیز ۱۳۵۹ می پردازد فصلی که کشور درگیر جنگی تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق شده بود و همزمان نیز برخی جریان ها و شخصیت های سیاسی داخلی به دنبال فضاسازی و التهاب آفرینی در داخل بوده اند. دستگیری قطب زاده به دلیل اظهارات تفرقه افکنانه در شرایط جنگی و نیز اقدامات دامنه دار بنی صدر نیز در این مجلد به صورت روزانه روایت می شود.

جلد هشتم به زمستان ۱۳۵۹ می پردازد ، فصلی که درگیری های جریان انقلابی با طیف ضد انقلاب و لیبرال به سرکردگی بنی صدر شتاب بیشتری گرفته و به غائله ۱۴ اسفند همین سال منتهی گردید. تنش آفرینی بنی صدر در این روز را می توان مهر پایان وی بر پرونده دوران ریاست جمهوری خود دانست چرا که این رویداد و تحولات پس از آن به خرداد ۱۳۶۰ و برکناری بنی صدر منتهی گردید.

علاقمندان می توانند این مجموعه را از فروشگاه اینترنتی خبرگزاری فارس به آدرس زیر خریداری کنند

http://yon.ir/NWxCH

به زودی و به امید خدا مجلدات بعدی این مجموعه نیز منتشر و روانه بازار کتاب خواهد شد.

توسط : aminabadi ، با موضوع : عکس, مقالات بدون دیدگاه

سیدروح الله امین آبادی کارشناس رسانه در گفت‌وگو با خبرگزاری علم و فناوری به ابعاد فعالیت این کانال ضدانقلاب تلگرامی پرداخت؛ مشروح گفت‌وگوی ما با این فعال رسانه‌ای به شرح ذیل است:

به نظر شما کانال آمدنیوز را چه کسی ایجاد کرده است ؟

کانال آمدنیوز را فردی به نام روح الله زم فرزند محمد علی زم معاون فرهنگی و اجتماعی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و رئیس سابق حوزه هنری ایجاد کرده و اداره می کند هر چند امروز تلاش دارند نشان دهند که ارتباط روح الله زم با این کانال با گذشت از مرحله ایجاد کانال و سایت به یک ارتباط کاری صرف و عاطفی تقلیل پیدا کرده است ولی گرداننده مکانیکی کانال و سایت شخص روح الله زم است.

عملکرد رسانه‌ای سایت و کانال آمدنیوز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

البته کانال آمدنیوز از نظر سابقه و تاریخچه پس از سایتی به همین نام راه اندازی شده است، «آمد» بر اساس آن چه گردانندگان این کانال و سایت می گویند مخفف سه واژه آگاهی ، مبارز ه و دمکراسی است ولی نگاهی به محتوای کانال و سایت نشان می دهد هم آگاهی ستیز هستند، هم با مبارزه که یک رویه آن مبارزه با استبداد داخلی (از هر نوع و در هر لباس آن) و رویه دیگر آن ایستادن در برابر استعمار خارجی است میانه‌ای ندارند و از سوی دیگر هم با نهادهای انتخابی مستقیم از سوی مردم زمانی که با برنامه‌های طراحی شده برای این سایت و کانال همخوانی ندارند مقابله می‌کنند.

ضد انقلاب خارج نشین در روزهای اول خروج از کشور هر آن چه در چنته دارد و ندارد را رو می‌کند، از هر چیزی که مختصر اطلاعاتی درباره آن دارد و یا می‌خواهد نشان دهد که از آن مطلع است، ولی با گذشته زمان کف گیر به ته دیگ می‌خورد و در تنازع بقا مجبور می‌شوند که برای زیستن سخنانی بگویند و کارهایی بکنند که پیش از آنها کسی انجام نداده است، به عنوان نمونه حسینی مجری سابق تلویزیون که این روزها دست به کارهایی زده است که از هیچ بی دین وطن فروشی ساخته نیست و آن دعوت به آتش زدن مساجد و اماکن مذهبی، آمدنیوز هم چنین حکایتی دارد، گردانندگان این کانال و سایت اطلاعات مختصری دارند ولی با قوه خیال پردازی آنها را پر و بال می‌دهند و خاصیت شبهه هم همین است که آمیخته‌ای از راست و دروغ است و اجازه نمی‌دهد تا مخاطب بین راست و دروغ آن تمیز قائل شود، پس از انتشار این قبیل اخبار و تحلیل‌های آمیخته راست و دروغ ، دیگر انبان گردانندگان آمدنیوز خالی شده است و آنان بایستی برای بقا مبارزه کنند و در میانه این همه سایت و کانال رنگارنگ باید ادعایی مطرح کنند که هیچ کس مطرح نکرده است هر چند دروغ بوده و جز آنها کسی مدعی این جعلیات نشده باشد.

در این رابطه بایستی به یک نکته اشاره کرد و آن این که آمدنیوز برای باور پذیر کردن ادعاهای خود از یک روش استفاده می‌کند و آن گیج کردن مخاطب است، اکثریت اعضای این کانال را مردم عامی تشکیل می‌دهند که اطلاعی از اسامی، سمت‌ها، پست‌ها و غیره ندارند، آمدنیوز در یک گزارش مختصر چند سطری از ده‌ها اسم، مکان و سمت نام می‌برد و با قوه تخیل داستان پردازی می‌کند و طبیعی است که مخاطب نه اسامی را می‌شناسد نه پست‌ها و سمت‌هایی که از آنها نام برده شده است را پیش از این شنیده و در جریان وظیفه سازمانی آنها است و نه قدرت تمیز درستی و نادرستی انبوهی از اطلاعاتی را دارد که در یک کپسول سمی به خورد وی داده شده است.

به نظر می‌رسد مخبرهایی درون دولت است و آنها این اخبار را به آمدنیوز می‌دهند، نظر شما چیست؟

به نظر آمدنیوز بهره‌ای از مخبرهای درون دولتی ندارد هر چند خود تلاش دارد تا نشان دهد چنین منابعی دارد، از وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، دولت، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی قوه قضائیه پذیرفتن چنین ادعایی از سوی آمدنیوز گام اولی است که گردانندگان و پشت صحنه های این کانال را به هدف خود یعنی ایجاد هرج و مرج در کشور نزدیک می‌کند.

اطلاعات منتشر شده در این کانال یا دروغ است و یا راست‌هایی است که همگان در جریان آن هستند و با دروغ‌هایی برای جذب مخاطب آمیخته شده‌اند، در این میان و برای دروغ گویی نیازی به منابع دولتی و یا غیر دولتی نیست.

چرا مردم بیشتر به اخبار آمدنیوز اعتماد دارند تا رسانه های داخلی؟

در هیچ جای دنیا شبکه‌های اجتماعی از فیسبوک و توئیتر گرفته تا تلگرام منابع خبری معتبری برای مردم نیستند، این شبکه‌ها تنها خواسته‌ها و منویات بخشی از جامعه را پوشش می‌دهند هرچند با فراگیر شدن شبکه‌هایی چون تلگرام این شبکه ها قدرت تاثیر گذاری بیشتری نسبت به قبل یافته‌اند ولی در مجموع بایستی میان اعتماد به اخبار و تحلیل های یک شبکه و رسانه با سرگرم شدن مردم از طریق شایعات تمیز قائل شد.

به نظر من مردم به اخبار و تحلیل شبکه های رسمی داخلی و خارجی اعم از موافق و مخالف بیشتر اعتماد دارند تا به شایعات و دروغ پردازی‌های کانال‌هایی مانند آمدنیوز که در ماه‌های گذشته و با روشن شدن برخی دروغ پردازی‌ها این اعتماد هر روز کمتر از دیروز می شود.

چه افرادی تاکنون مورد هدف آمدنیوز قرار گرفته‌اند و هدف این کانال از تخریب این اشخاص چیست ؟

نگاهی به محتوای آمدنیوز نشان می‌دهد که این سایت و کانال شباهت عجیبی با شبکه ماهواره‌ای و سایت گروهک نفاق در اهداف و روش‌ها دارد، هر دوی این به اصطلاح رسانه‌ها تخریب اعتماد مردم به نظام را نشانه گرفته‌اند و طبیعی است که در این چرخه هر فرد و یا نهادی که به کلیت جمهوری اسلامی نزدیک تر باشد بیشتر مورد تخریب قرار می‌گیرد، قوه قضائیه به عنوان نهادی که اکثریت مردم با آن در تماس هستند و اعتماد مردم به آن اعتماد به نظام اسلامی محسوب می‌شود در این میان مورد بیشترین تخریب‌ها قرار گرفته است و در آینده این هجمه ها فروکش نخواهد کرد.

در ابتدای پیروزی انقلاب هم گروهک منافقین و دیگر احزاب و جریان های معاند و زاویه دار با جمهوری اسلامی بیشترین حملات خود را متوجه دستگاه قضا و شخص رئیس دیوان عالی کشور یعنی شهید آیت الله بهشتی کرده بودند چرا که می‌دانستند در صورت تخریب اعتماد مردم به دستگاه قضا کلیت ساختار جمهوری اسلامی ضربه می‌خورد و در صورت نیل به این هدف یعنی ایجاد بی اعتمادی عمومی نسبت به اجرای عدالت در کشور هدف قرار دادن راس نظام یعنی ولایت فقیه آسان است.

آمدنیوز در مدت فعالیت رسانه‌ای علاوه بر تخریب اعتقادات دینی مردم بیشترین حمله را متوجه قوه قضائیه و پس از آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج، روحانیت، مداحان و قاریان قرآن کرده است.

کلام آخر:

نتیجه آن که آمدنیوز برای تخریب افراد و نهادها اولویت‌هایی طراحی کرده است که دولت جمهوری اسلامی فارغ از این که حسن روحانی رئیس جمهور آن باشد یا ابراهیم رئیسی و افراد دیگر، مجمع تشخیص مصلحت نظام فارغ از این که هاشمی رفسنجانی رئیس آن باشد یا هاشمی شاهرودی و غیره در اولویت‌های پایانی قرار دارند.

ابتدا باید نهادهای مرتبط با راس نظام که اعتماد عمومی به جمهوری اسلامی در گرو اعتماد مردم به آنها است مورد تخریب قرار گیرد و در صورت موفقیت در این برنامه نوبت به باقی مسئولان و شخصیت‌ها هم می‌رسد، دور نیست زمانی که آمدنیوز سوابق و اظهارات گذشته حسن روحانی در دهه شصت و بخش هایی از دهه هفتاد را منتشر کند و از او مطالبه کند که چرا این حرف‌ها را زده است.

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه