انقلاب از انشعاب خاطره خوشی ندارد … | بسیج جهانی

اسفند ماه سال ۶۶بود که زمزمه های انشقاق و جدایی در بزگترین تشکل روحانی کشور به گوش رسید ، کروبی ، خاتمی و موسوی خوئینی ها پایشان را در یک کفش کرده بودند که می خواهند از روحانیت مبارز جدا شوند و خود تشکل جدیدی به نام مجمع روحانیون مبارز را راه اندازی کنند ، امام هم مخالفتی نداشت چرا که آنها تصمیم خود را گرفته بودند و نظر امام را برای تزئین می خواستند ، به هر صورت مجمع روحانیون مبارز شکل گرفت و بزرگترین انشقاق در صف یاران انقلاب در آن روز ایجاد شد .
روحانیون می گفتند روحانیت التزامی به نظرات و منویات ولایت فقیه ندارد ، روحانیت با دولت همکاری نمی کند و هی سنگ جلوی پای دولت میر حسین موسوی می اندازد و این دولت مورد تائید امام است و این حرف ها در حالی که این گونه نبود ، نخست وزیر در دولتی مسئولیت داشت که رئیس جمهورش از اعضای شاخص روحانیت مبارز بود و این حرفها بیشتر از این که به گلایه شبیه باشد به بهانه های کودکانه میماند …
به هر حال روحانیون جدا شدند و امام هم از میان امت رفت ، آقا ماند و جریان های رنگارنگ سیاسی که هیچ کدام همدیگر را قبول نداشتند هر چند امام منشور برادری صادر کرده و از جریان های در خط انقلاب خواسته بود که با هم باشند و در خط انقلاب ولی بیست سال نگذشت که روحانیون عقده های بدری و حنینی را زنده کردند ، به قول یکی از روحانیون آنها از ابتدا نیز به ولایت فقیه اعتقادی نداشتند، فقط رویشان نمی شد بگویند …
به هر حال فتنه ۸۸ که شد چپی های دیروز و ایضا خط امامی های دهه ۶۰که با فریاد خط امام از روحانیت جدا شدند و بهانه برایشان ولایت فقیه بود از ولی زمان عبور کردند و آن شد که منافقین نیز در خواب نمی دیدند …
باز هم بگذریم !
در این نوشتار قصد آن نیست که به دوستان اصولگرا بگوئیم شما نیز همانند روحانیون و روحانیت هستید و هکذا ، فقط سخن اینجا است که تاریخ شیرین است و پند آموز ، مواظب باشیم خواسته های اعلامیمان با منویات قلبیمان یکی باشد …
مدت زمان زیادی به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی نمانده است ، دو جریان متحد اصولگرایی و جبهه پایداری هر چند صبغه اصولگرایی دارند با این حال روبروی هم صف کشیده اند ، یکی رویای خلوص دارد و دیگری ادعای اتحاد و در این میان امر ولی شاید اندکی تفاوت داشته باشد .
آن چه ولایت از سربازان خود می خواهد نه این دعواها و داعیه های صفحه پرکن روزنامه ها که همدلی برای پیشبرد اهداف انقلاب است . وحدت باید گرد اصول انقلاب باشد و خلوص نیز باید در راستای اتحاد سربازان انقلاب شکل گیرد ، با هر کسی نمی توان به وحدت رسید و هر گز نیز نمی توان به خلوص مطلق دست یافت و به گفته آقا همه ابوذر و سلمان نیستند …
به تجربه دهه ۶۰نگاهی بیندازیم و از خود بپرسیم که چه شد ، خط امامی ها از هم انشعاب پیدا کردند و آن شد که امروز شاهدش هستیم .
آیا آنان دشمن در کمین را نمی دیدند یا غرض چیز دیگری بود ؟ کدامیک ؟
با این حال هر چه که باشد دشمن در کمین است ، از جریان انحرافی گرفته تا فتنه گران عاشورا یکی دنبال اکثریت مجلس است و آن یکی بازوی نظام را ضعیف می خواهد .
اتحاد یاران انقلاب می تواند دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام بگذارد ، به هوش باشیم ، انقلاب از انشعاب خاطره خوشی ندارد …
پی نوشت

۱- چندی است که در پاسخ به این سوال دوستان که به چه کسی رای خواهم داد میگویم به لیست ها توجه نمی کنم ، به فرموده آقا به تشخیص خودم عمل خواهم کرد ولی اگر به نتیجه لازم نرسم به نظر بزرگواری که آقا ایشان را به بصیرت مطلق ستود رجوع خواهم کرد

۲- در این نوشتار در پی آن نبودم که بگویم کدامیک از این دو جریان جبهه متحد اصولگرایی و یا پایداری با کدامیک از دو جریان دهه ۶۰این همانی دارند بلکه مقصود این بود که وحدت «اصولگرایان» هر چند خود یکی از اصول بسیار مهم است ولی با هر کسی نیز نمی توان به وحدت رسید …به فرموده آیت الله خزعلی اگر دیروز یوم العمل بود امروز یوم الحساب است …

۳- به نظریه صالح مقبول اعتقادی ندارم ، باید به اصلح رای داد

۴- در مورد منویات درونی برخی از اعضای جبهه پایداری واقعا شک دارم ، برخی از این بزرگواران در روی صحنه حرفی می زنند که پشت صحبه حرف دیگری را می گویند ، به عنوان نمونه بزرگواری که به وکیل الدوله معروف است در جلسه ای با حضور چند نفر هر چه به دهانش میاید به رئیس جمهور میگوید … ولی سیاست های اعلامی جبهه پایداری را به سیاست های اعلامی جبهه متحد اصولگرایی ترجیح می دهم …کاش سیاست های اعلامی با سیاست های اعمالی یکی باشد …

۵- اگر در این نوشتار تناقضی دیدید به بزرگی خود ببخشید ، هرگز از انسان های مصلح کل خوشم نمیامد …

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه


دیدگاه‌تان را ارسال کنید