فروردین ۱۳۹۱ - بسیج جهانی | بسیج جهانی - صفحه 2

چندی پیش بزرگواری در بخش نظرات وبلاگ از من خواست تا به مقاله ای که در یک سایت منتشر شده پاسخ دهم . به آن مقاله مراجعه کردم و چون نزدیک عید بود و فرصت آن را نیز نداشتم که پاسخ دهم موضوع را به فرصتی دیگر محول کردم .

سایت ندایی از دورن در مقاله ای با عنوان نقدی بر تفکرات آیت الله مصباح به مواضع آیت الله مصباح پرداخته و نوشته است دوست داران ایشان همیشه از سخنان رهبری که در تعریف شخصیت آیت الله مصباح گفته شده است برای تائید مواضع وی سوء استفاده می کنند همان اقدامی که هواداران هاشمی انجام می دهند :« بزرگترین مشکلی که در مواجهه با طرفداران آیت الله مصباح روبرو هستیم، عدم توجه به اصل مواضع ایشان است. تمام منطق این طیف عبارت است از تعاریفی که امام خامنه ای و یا امام خمینی از ایشان کرده اند و نه اصل سخنان آیت الله مصباح. متاسفانه این دقیقا همان منطق ضعیفی است که طرفداران هاشمی برای اثبات حقانیت هاشمی از آن استفاده می کنند.»

در زمینه فرمایشات رهبر معظم انقلاب درباره شخصیت آیت الله مصباح باید به چند نکته توجه کرد ؛

۱-    واضح و مبرهن است که از خود شهید مطهری و آثار ایشان نیز می توان انتقاد کرد چه برسد به کسی که شاگرد و نماینده ایشان خوانده می شود  و اصولا در حوزه های علمیه و در عالم طلبگی چنین مباحثی وجود ندارد که یکی به صورت مطلق و خالی از اشکال به نظر آید و کسی را یارای نقد وی نباشد .

۲-      هجمه با انتقاد متفاوت است ، انتقاد با توجه به سخنان و مواضع یک فرد و با استدلال صحیح صورت می گیرد و هجمه با دروغ و تحریف ، چنان چه در ادامه این نوشتار به آن اشاره خواهد شد .

امام خامنه ای درباره دلیل هجمه ها به آیت الله مصباح می فرمایند  : «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند… حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.»

۳-    بصیرت به معنای واقعی کلمه :  رهبر معظم انقلاب در طول چند سال گذشته بارها از واژه بصیرت استفاده کرده و مردم و نخبگان را در حوادث فتنه گون به تجهیز شدن به این سلاح کارا و موثر دعوت کرده اند . در خطبه های نماز جمعه اخیر نیز امام خامنه ای از مردم خواستند اگر خود نمی توانند نامزدهای مورد نظر خود را انتخاب کنند به افراد بصیر مراجعه کنند . با این مقدمات توجه کنید به جملاتی از رهبر عزیز انقلاب که چندی پیش درباره آیت الله مصباح فرموده اند : «بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم. واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم -خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال ان‌شاء ‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند. خداوند کسان ایشان را، آقازاده‌های ایشان، همسر محترم، عروس‌ها و دامادها همه را مشمول لطف و هدایت خودش قرار دهد.»

رهبر انقلاب حضرت علامه را به بصیرت به معنای حقیقی کلمه و یا به عبارت دیگر بصیرت مطلق می ستایند و واضح است که رهبری عزیز با تکیه بر مواضع سیاسی مصباح دین ایشان را به بصیرت ستوده اند …

خلاصه کلام این که امت حزب الله به فرموده امام خامنه ای به افراد بصیر مراجعه می کنند و مصداق واضح و مبرهن بصیرت نیز در فرمایشات امام آیت الله مصباح یزدی است .

*نویسنده مقاله در بخش دیگری از نوشتار خود به یکی از فرمایشات آیت الله مصباح اشاره کرده و آن را نقد می کند :

«انسانی که منحرف می‌شود عقلش ربوده می‌شود و برای خود خطوط قرمزی تعیین می‌کند که حتی حاضر نمی‌شود در رابطه با آن صحبت کند. باید در راهی که علما، مراجع و رهبر معظم انقلاب مشخص می‌کنند قدم برداریم، حتی اگر لازم باشد هزینه آن را هم بپردازیم»

این شخص می گوید آیت الله مصباح رهبری را در طراز علما و مراجع محسوب می کند و این در حالی است که مراجع در یک مسئله جزئی نیز اشتراک نظر ندارند و باید به نظر رهبر انقلاب در این مسائل رجوع کرد .

هر کسی که با اندیشه سیاسی آیت الله مصباح اندک آشنایی داشته باشد می داند که ایشان به ولایت مطلقه فقیه قائلند و نیازی نیست که به هزاران جمله و سخن ایشان درباره شخص و اصل ولایت فقیه استناد کنیم که مصادیق آنچنان فراوان است که راه را بر کینه توزان می بندد ولی به عنوان نمونه :

«متأسفانه هنوز عده‌ای رهبری را مرجع تقلیدی مانند دیگر مراجع می‌دانند؛ در حالی‌که مراجع محترم تقلید فقط به بیان احکام شرعی می‌پردازند؛ ولی خود ایشان در احکام حکومتی همه تابع نظر یک فرد هستند و همین امر سبب شده کشور ایران به قدری عظمت پیدا کند که امروزه رئیس جمهور کشورمان صراحتاً سخنان رئیس جمهور آمریکا را باطل شمرده و او را زیر سؤال می‌برد.» لینک

البته ادعای دوست عزیزمان این نبود که آیت الله مصباح با ولایت فقیه مخالفند بلکه مراد ایشان این بود که مصباح دین ولایت فقیه را هم طراز علما و مراجع می دانند ، این بزرگوار پاسخ نمی دهند اگر قرار به اجرای نظرات همه مراجع بود پس چرا ولایت مطلقه فقیه ؟! و صد البته احترام به نظرات علما و مراجع تباینی با اجرای نظرات و اوامرولی فقیه ندارد و در این مورد نیز با توجه به نظرات آیت الله مصباح که در صدها سخنرانی ، مقاله و کتاب نیز به آن اشاره شده می شود فهمید که نظر علامه چه بوده و کوتاه آستینان دنبال چه هستند .

* نویسنده با اشاره به سخنان یکی از مراجع می نویسد : کسانی [هم]مانند آیت الله نوری همدانی[هستند] که معتقدند: تبعیت از رهبری و ولایت فقیه، رمز عزت نظام اسلامی است.  شما با مقایسه این دو جمله می توانید تفاوتها را دریابی .

ایجاد اختلاف خنده دار بین علما و استفاده از یک کلمه در یک سخنرانی را چه می توان خواند و دانست ؟!

* نویسنده در بخش دیگری از مقاله با اشاره به یکی از فرمایشات آیت الله مصباح می نویسد :

«از آیت الله مصباح می پرسند که درباره هاشمی چگونه باید موضع بگیریم در حالیکه رهبری از ایشان حمایت می کنند؟! ایشان پاسخ میدهند: «اینگونه رفتار مقتضای آن مقام است، نه مقتضای حق آن شخص. او در مقام و در قلّه‌ای قرار دارد که بسیاری از افق‌های اطراف را باید ببیند، جرح و تعدیل کند، مصلحت و مفسده‌ها را با هم بسنجد و در مقطع نسبتاً طولانی مصلحت‌ها را با هم مقایسه کند. امّا دیگران این‌گونه مسؤولیّتی ندارند. آنها باید زمینه را فراهم کنند، برای این‌که او بتواند آنچه را مصلحت اصلی می‌داند، اعمال کند.»

وی از این سخنان نتیجه گیری می کند : «آیت الله مصباح می فرمایند که ما معذوریت های رهبری را نداریم، پس وظیفه ما با وظیفه رهبری فرق میکند و ما می توانیم مواضع خودمان را داشته باشیم، حتی اگر رهبری خلاف آن را گفته باشند!»

من چندین بار سخنان آیت الله مصباح و نتیجه گیری نویسنده مقاله را خواندم و نتوانستم این نتیجه را بگیرم . طبیعی است که رهبر عزیز انقلاب با توجه به مصالح و یا قانون و یا به هر دلیلی در همه مسائل اظهار نظر نمی کنند و آیا در این مسائل که نظر رهبری مشخص نیست باید جامعه تعطیل شود و یا همانند یک جامعه پویا همه نظرات خود را بگویند و دست آخر به قانون تن دهند؟

آیت الله خامنه ای زمانی که رهبرنبودند و حتی به ریاست جمهوری نرسیده بودند به مقتضای شخص خود از بنی صدر انتقاد می کردند ، نظرات خود را در مجلس شورای اسلامی به صراحت علیه بنی صدر علنی می کردند و …در حالی که امام خمینی در اوج انتقادها از بنی صدر حمایت کردند . حال باید بگوئیم آیت الله خامنه ای ضد ولایت فقیه بود و یا به ولایت اعتنایی نداشت و یا …

هیچ کدام !

 امام امت به مقتضای رهبری جامعه اسلامی نظری دارند و آن را علنی می گویند و دیگران نیز به مقتضای شخص خود تا زمانی که به معارضه با امام امت منتهی نشده و معنای ضدیت با ولایت فقیه نیابد می توانند نظرات خود را داشته باشند .

البته امام خامنه ای در مورد معنای ضد ولایت فقیه هم می فرمایند : « «ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار – علیهم السلام – که همان ولایت رسول الله – صلى الله علیه و آله – مى‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید، نشانگر التزام کامل به آن است.»

در نتیجه دایره التزام به ولایت فقیه به نظرات غیرحکومتی و نیز نظرات اعلام نشده رهبری تسری پیدا نمی کند …

* نویسنده در بخش دیگری از نوشتار خود به مصاحبه آیت الله مصباح با نشریه نه دی اشاره کرده و می نویسد :

«در مصاحبه نشریه ۹ دی با آیت الله مصباح، مصاحبه کننده(احتمالا شخص رسایی) به آیت الله مصباح میگوید: «همه ما شما را از یاران نزدیک و مورد اعتماد رهبر معظم انقلاب می‌دانیم و نظر حضرتعالی برای بسیاری از خواص جامعه می‌تواند یک شاخص باشد، آیا حضرتعالی قرینه‌ای یا اشاره‌ای از طرف رهبری برای تنازل از پافشاری و پایداری بر این اصول و الزاما یکی کردن سلیقه‌ها در جریان اصولگرایی دارید؟»لینک

و ایشان به راحتی سخن او را تایید می کند که شاخص هستند! یک شاخص با وجود رهبری»

این که آیا آیت الله مصباح خود را شاخص می دانند یا نه مسئله ای است و این که آیا رهبر عزیز انقلاب می دانند یا نه موضوعی دیگر که باید بگوئیم امام خامنه ای علامه مصباح را شاخص می دانند و از مردم می خواهند در حوادث فتنه گون به افراد بصیر مراجعه کنند و  به این سخن امام امت دقت کنید : این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال ان‌شاء ‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند.

از نظر امام همه باید از محضر آیت الله مصباح استفاده کنند چون علم ، بصیرت و صفا در ایشان جمع است …

* نویسنده مدعی شده است آیت الله مصباح خود را در کنار امام خامنه ای شاخص می داند و به سوال و جواب نشریه نه دی اشاره کرده است ، به سوال و جواب اشاره شده مراجعه کرده و آن را با ادعای نویسنده مقایسه می کنیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد …

سوال :  همه ما شما را از یاران نزدیک و مورد اعتماد رهبر معظم انقلاب می دانیم و نظر حضرتعالی برای بسیاری از خواص جامعه می تواند یک شاخص باشد، آیا حضرتعالی قرینه ای یا اشاره ای از طرف رهبری برای تنازل از پافشاری و پایداری بر این اصول و الزاما یکی کردن سلیقه ها در جریان اصولگرایی دارید؟

جواب :  من به حضرت آقا چیزی نسبت نمی دهم و هیچ وقت مایل نیستم از جیب ایشان برای تشخیص خودم سوء استفاده کنم. ولی اعتقاد شخصی خودم این است و دوستانی هم که در جبهه پایداری هستند و من آنها را می شناسم، صریحاً  گفته اند که آقا هرچه بفرمایند ما اطاعت می کنیم؛ اگر گفتند جبهه پایداری فردا منحل شود ما بلافاصله آن را منحل می کنیم، اگر تشخیص ایشان یکی شدن جریانات بود، ما هم همان را اطاعت می کنیم؛ چون هم ایشان حاکم شرع و نائب امام زمان(عج)  است و اطاعتش واجب است، و هم تجربه نشان داده است که تشخیص ایشان از همه صائب تر است. به این دلیل، ما هم اگر چیزی از ناحیه ایشان بفهمیم هیچ  وقت مخالفت نخواهیم کرد. اما اینکه ما بگوییم تا الان هر کاری کرده ایم ایشان مشخصا فرموده اند، چنین ادعایی را نمی کنیم ولی این ادعا را داریم که بر اساس تشخیص خودمان در جهت اهداف و منویات ایشان حرکت می کنیم.

و اکنون یک سوال از نویسنده سایت « ندای درون » چرا دروغ؟ مگر نمی دانید دروغ گناهی کبیره است که مرتکب آن را در صورت اصرار برگناه فاسق می شود …چرا مخاطبان خود را احمق فرض کرده اید ؟ چرا؟ و چراهای بسیار …

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه