تیر ۱۳۹۱ - بسیج جهانی | بسیج جهانی

روح الله امین آبادی
درقسمت پیشین به شمه ای از تحولات پیرامون مجمع روحانیون و نیز چرخش بنیادین مواضع این تشکل روحانی از بدو شکل گیری تا زمانی که به فاز براندازی وارد گردید اشاره شد ، در این بخش در صدد آن هستیم تا به بررسی چرایی این تحول ۱۸۰درجه ای بپردازیم و به این سوال پاسخ دهیم که «چرا گروهی که مشخصه اصلی آن در دهه ابتدایی انقلاب گرایش شدید به رفتارهای رادیکالی و تند، تجویز دین حداکثری و محدود کردن قلمرو آزادی ها و حقوق شهروندی، دفاع از دولت حداکثری و مخالفت با خصوصی سازی، دفاع از محرومان و اقشار آسیب پذیر و طرفداری از عدالت اجتماعی، استکبارستیزی و …بود حال تبدیل به گروهی شده است که نه تنها حکم ولی فقیه را فصل الخطاب نمی داندبلکه در مقابل بیانات صریح رهبری در ممنوعیت اردوکشی های خیابانی مردم را به اغتشاش دعوت و تشویق می کند؟»
از منظرهای متفاوتی می توان به این سوال پاسخ گفت . اگر چه هیچ یک از این پاسخ ها در نوبه خود پاسخی جامع و مانع برای توضیح چرایی زاویه دار شدن مواضع روحانیون مبارز از دهه ۶۰ تا کنون محسوب نمی شوند ولی هرکدام زاویه ای از این تشکیل زاویه را پوشش می دهند .
۱ – نفاق سازمانی از ابتدای تشکیل مجمع روحانیون تا به امروز
برخی نظریه پردازان سیاسی کشور بر این عقیده اند که اصولا در مواضع مجمع روحانیون تغییری ایجاد نشده است . این گروه با مواضع و نظریه های سیاسی خود زنده نیست بلکه مجمع و وفاداران به آن که حلقه های مرکزی مجمع روحانیون را تشکیل می دهند با اهداف و غایات خود زنده اند و هر زمان که رسیدن به هدف اتخاذ سیاستی را ایجاب کند آنها آن سیاست را به کار می برند و موضع گیری خود را تغییر می دهند .
زمانی تاکید بر استکبار ستیزی و زمانی دیگر تاکید بر تنش زدایی.زمانی اقتصاد تقسیمی و زمانی اقتصاد باز ، زمانی فصل الخطاب بودن رهبری و زمانی قیام در برابر ولی فقیه ….
این سیاستها تناقضات در مواضع قدیم و جدید نیست بلکه حکایت از نوعی سیاست ورزی سازمانی دارد .
طرفداران این نظریه معتقدند که بهانه اسلام امریکایی برای بیرون راندن حریف از صحنه سیاسی پشتوانه اعتقادی و مذهبی نداشته و بهانه و حربه ای بیش نبوده است .
ابراهیم اصغر زاده از دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی و عضو شورای سردبیری روزنامه سلام در این زمینه می گوید :
این حربه یک تیغ دودم بود و ما توجهی به این مساله نداشتیم…ما در آغاز مجلس سوم آنچنان از اسلام ناب محمدی یک بت ساختیم و لباس اسلام آمریکایی را بر تن تمام مخالفان خودمان پوشاندیم، در انتخابات مجلس چهارم هم عده دیگری همین لباس را بر تن ما پوشاندند. ما شدیم ملقب به طرفداری از اسلام آمریکایی و حالا منتقدان ما طرفدار اسلام ناب بودند. چرخ پوپولیسم گاهی ارابه ران را هم زیر می گیرد و ما به این مساله بی توجه بودیم. پاشنه آشیل ما در مجلس سوم همین جا بود. ما نباید جریان میانه را از خودمان می راندیم چراکه حذف آنها می توانست موجب رادیکالیزه شدن فضا شود۱
در مورد طرفداری از ولایت فقیه نیز این تشکل اسیر همان سیاست ورزی هدف گرا شده بود . برخی معتقدند که سران روحانی گروه در مخیله خود برای امام عمر کوتاهی را تصور کرده بودند.مجمع روحانیون در رده بالای تصمیم گیری خود به این نتیجه رسیده بودند که بعد از امام می توان با مقدمه چینی هایی که از ایام قبل از رحلت امام شروع شده بود رهبری کشوررا به شخصیتی چون موسوی خوئینی ها و یا یکی از مراجع تقلید آن زمان که مورد تایید مجمع بوده سپرد . این افراد به این جمع بندی رسیده بودند که با بیرون را نده شدن رقیبان با اتهاماتی چون طرفداری از اسلام امریکایی دیگر مجالی برای رقیب در بحث رهبری وجود نخواهد داشت.
از این رو می توان نوع رفتار و تندروی برخی از اعضای مجمع روحانیون و خوشحالی آنها در قضیه عزل آیت الله منتظری را درک نمود .آری روحانیون مبارز در آن برهه تاریخی آیت الله منتظری که از یک منظر بیشترین« این همانی» را با آنها داشت رقیب خویش می پنداشتند و به آینده سیاسی وی نیز امید چندانی نداشتند. از این روست که بعد از برکناری منتظری توسط امام تا صبح نشده عکسهای وی را از ادارات و مدارس جمع کردند .
روایت حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان عضو وقت مجمع روحانیون مبارز از این رفتار شنیدنی است:
«یکی از افرادی که رابطه نزدیکی با مجمع داشت بعد از صدرور نامه ۱/۶/۶۸ امام همان شبانه برای برداشتن تصاویر آقای منتظری اقدام کرد و ضایعاتی هم به بار آورد»۲
رحیمیان که خود در سالهای آغازین فعالیت مجمع روحانیون مبارز در جلسات شورای مرکزی مجمع شرکت می کرده و از نیات، فکر، اهداف و روش های عناصر این جریان و جریان های همگرا- که روزی خط امامی، روزی اصلاح طلب، روزی تغییرطلب و روزی سبز خوانده شده اند- خبر دارد، در مصاحبه با نشریه پنجره به «خط نفاق» در این جریان اشاره می کند .
خط نفاقی که از یک سو با داعیه خط امامی، حضرت امام را به قربانگاه لیبرالیزم برده و از سوی دیگر با محاصره بعضی از شخصیت های سیاسی در یک برنامه ریزی کاملاً حساب شده، آنان را به مقابله با نظام جمهوری اسلامی وادار کرده اند.
به دلیل همین خط، ارتباط او و چندین عضو دیگر از اوایل دهه ۷۰ با مجمع روحانیون قطع می شود .
رحیمیان در این مصاحبه از جریانی پرده برداری می کند که در یک برنامه ریزی پیچیده و دقیق برای بعضی از افراد «موقعیت کاذب» درست می کردند و آنها را در حالی که گمان می کردند خیلی مهمند و یک اشاره، یا یک نامه سرگشاده و یا یک اعتراض آنان همه چیز را کن فیکون می کند، به مقابله با نظام واداشته و خود به تماشا می نشستند و منتظر بودند تا در بزنگاه حادثه وارد شده و میوه تعارض با نظام را بچینند۳
سخنان موسوی خوئینی ها مبنی بر این که «ما زمان امام نیز به ولایت فقیه اعتقادی نداشتیم و ابهت ایشان ما را وادار به سکوت در این زمینه کرده بود» ۴ را می توان در این راستا تفسیر و تحلیل کرد .
سید حمید روحانی از اعضای سابق مجمع روحانیون مبارز در این زمینه می گوید : در میان مجمع روحانیون مبارز افرادی بودند و هستند که به امام (ره) اعتقاد دارند اما برخی نان را به نرخ روز می خورند چراکه شرایط آن زمان اقتضاء می کرد که خود را ضدآمریکایی نشان داده و منافع امروز آنها اقتضا می کند که مسئله فلسطین را نادیده گرفته و مذاکره با آمریکا را مطرح کنند.۵
۲-تاثیر محافل و حلقه های اطلاعاتی پژوهشی بر نظرات این گروه سیاسی
برخی نظریه پردازان جریان شناسی سیاسی این نظریه را مطرح می کنند که تغییرات در نوع نگرشهای مجمع روحانیون متاثر از حلقه های پژوهشی همچون حلقه کیان و سلام و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری بوده است.البته این افراد نوع اثر پذبری مجمع از سخنان و حتی رفتارهای سید محمد خاتمی را بعد از رسیدن به مقام ریاست جمهوری در دوم خرداد بی تاثیر نمی دانند.
تولد حلقه کیان با تولد حلقه سلام همزمان بود. گروه «کیهان فرهنگی» در اواخر سال ۶۹ حلقه کیان را تشکیل دادند و از آبان ۷۰ «کیان» را منتشر کردند. حلقه سلام نیز از نیمه دوم سال ۶۹ شکل گرفت و اولین پیش شماره «سلام» در ۲۹ بهمن ۶۹ منتشر شد و اوایل خرداد ۷۰ بعد از ۱۳ پیش شماره، اولین شماره سلام انتشار یافت.
مرکز مطالعات استراتژیک تنها کانون دولتی حضور «حلقه کیان» نبود، پیش و بیش از آن «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» کانون حضور این گروه بود. سابقه این موضوع به آنجا برمی گردد که خاتمی، عناصری را که بعدها حلقه کیان را به وجود آوردند، به کیهان آورده و موقعیت های دبیری سرویس ها و شورای سردبیری روزنامه کیهان و نیز مسئولیت نشریات جانبی آن (کیهان فرهنگی و زن روز) را در اختیار آنان قرار داده بود.
وقتی در سال ۶۹ خاتمی از کیهان استعفا داد، افرادی نظیر هادی خانیکی، محمدابراهیم اصغرزاده و بهروز گرانپایه که در کیهان بودند، به وزارت ارشاد رفته و همزمان در «کیان» حضور یافتند. چنانچه بعدها افراد دیگری نیز از وزارت ارشاد نظیر مجید محمدی و حسینعلی قاضیان به حلقه کیان وصل شدند.
وقتی حلقه سلام شکل گرفت، عناصر محوری این حلقه را معاونین وزارت ارشاد خاتمی تشکیل می دادند.
از این رو تاثیر حلقه های پیش گفته در تغییر بنیادین مشی سیاسی و عقیدتی روحانیون مبارز نمی تواند بی تاثیر باشد و صد البته که اگر از جانب معشوق نباشد کششی ، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد !
۳- به قدرت رسیدن خاتمی در سال ۷۶
نمی توان انکار کرد که شعار توسعه سیاسی دولت اول سید محمد خاتمی ساخته و پرداخته حلقه فکری کیان و سلام بوده است که در دفتر مطالعات استراتژیک به صورت مدون و سیاست پیشنهادی ارائه شده بود
تاثیر پذیری مجمع روحانیون از این گونه مباحث نوعی تاثیر پذیری تبعی بوده است بدین گونه که در این گونه حلقه های فکری اصولا ابتدای کار دست موسسانی چون موسوی خوئینی ها و انتهای کار دست افرادی چون سازگارا و سروش بوده است . ویا به عبارت دیگر این انتهای کار است که به صورت سیاست پیشنهادی و حتی سیاست راهبردی و نجات بخش مطرح شده و این گونه می شود که شعار جامعه مدنی و تنش زدایی و اقتصاد مبتنی بر بازار و از همه مهم تر سیاست مبتنی بر بازکردن فضای سیاسی و اجتماعی به جای سیاستهای سنتی اتخاذ شده از سوی مجمع روحانیون قرار می گیرد.
برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز نقش سید محمد خاتمی را در زاویه دار شدن سیاست مجمع روحانیون در زمینه مبارزه علیه استکبار جهانی بی تاثیر نمی دانند.
حجت الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی از اعضای سابق مجمع روحانیون از جمله این افراد است. او می گوید:
مجمع روحانیون در ظاهر خود را ضد آمریکایی جلوه می داد و حاضر نبودند کوچک ترین سخنی در خصوص مذاکره با آمریکا مطرح شود و تا سال ۷۶ که خاتمی به قدرت رسید، مجمع روحانیون از تندترین گروه های ضد آمریکایی کشور به حساب می آمد با به قدرت رسیدن خاتمی در سال ۷۶در مواضع آن چرخش به وجود آمد.
وی در همین زمینه با اشاره به چرخش مواضع مجمع روحانیون نسبت به آمریکا، ادامه می دهد : من به کروبی گفتم چطور زمانی اگر فردی اسم آمریکا و مذاکره با آنها را می آورد، به شدت او را محکوم کرده و به دهان وی می زدید و اکنون تغییر روش دادید که کروبی پاسخ داد دوستان ما به این نتیجه رسیده اند که مبارزه با آمریکا راه به جایی نمی برد به نظر می رسد که مبارزه با آمریکا از اول از دید این ها اساسی نبود۶
۴- توقف باورها در یک مصداق
از منظر نظریه چهارم طیف چپ سنتی بیشتر از آن که به ولایت فقیه معتقد باشد به ولی فقیه و حضرت امام خمینی معتقد بود و این اعتقاد بعد از وفات امام و با از بین رفتن زمینه از میان رفت.
چنان چه ذکر آن در قسمت پیشین این نوشتار رفت اعتقاد به ولایت فقیه از مبانی فکری مجمع روحانیون مبارز بود . در اساسنامه و بیانیه های مجمع بر این اصل اساسی تاکید شده است .
«روحانیون مبارز ضمن اعتقاد به ولایت مطلقه (عام)فقیه آن گونه که در بیانیه ها چه در زمان امام خمینی و چه در برهه ای که امام خامنه ای به عنوان ولی امر به مسلمانان معرفی شدند آورده اند ، مشروعیت نظام اسلامی را به ولایت مطلقه فقیه می دانند . روحانیون مبارز مشروعیت همه دستگاه ها و ارکان نظام جمهوری اسلامی را به ولایت فقیه دانسته و التزام عملی به ولایت فقیه را برای مسئولان نظام لازم می دانستند .
در این مجال فرصت آن نیست که به سطر سطر اساسنامه مجمع روحانیون و نیز بیانیه های این تشکل روحانی اشاره ای داشته باشیم ولی به عنوان نمونه در بند هفتم ماده ۳اساسنامه مجمع بر« بر اصل ولایت فقیه و تبیین و تقویت مبانی تبلیغی و فرهنگی آن به عنوان رمز عزت امت و ضامن حاکمیت اسلام ناب محمدی (ص)و استقلال و عظمت ایران و جوامع مسلمانان» تاکید شده است .
حال سوال اینجا است چه شد که بعد از اندک زمانی از رحلت بنیانگذار انقلاب روحانیون مبارز عنان از کف داده و با ولایت فقیهی که مشروعیت همه مسئولیت ها را به تنفیذ ایشان می دانستند آن کردند که ضد انقلاب خارج نشین از سلطنت طلب گرفته تا لیبرال و کمونیست و منافق همه پایکوبان شادی کردند و جشن گرفتند ؟
محمد عطریانفر در این زمینه می گوید :«امام مشی سیاسی آغاز کرد و در سال ۵۷ کاملا روشن شد ، تعلق امام (ره) این بود که این مشی ادامه پیدا کند و پایدار بماند . طبیعتا وقتی من دلبستگی به امام (ره)دارم باید به نظریات امام (ره) هم دلبستگی داشته باشم . باور [چپ سنتی] در شخص امام (ره)متوقف بوده و در وجود افراد ، نظریه و اندیشه امام (ره)تسری پیدا نکرده است»۷
۵ – پایان یافتن سختی ها و رسیدن به مواهب دنیوی
عطریانفر در مصاحبه پیش گفته به دلیل دیگر ایجاد زاویه میان چپ سنتی و نظام اسلامی اشاره می کند .
وی می گوید : در مسیر نهضت چیزی تقسیم نمی کنند جز زجر و شکنجه و زندان و مصیبت و سختی . در این مسیر کسی قرار بر سبقت گیری ندارد . البته بزرگان سبقت می گیرند در پذیرش رنج ها. ولی وقتی انسان در حوزه قدرت قرار بگیرد و در واقع دارای مکانت و موقعیت می شود دیگر سخن از سختی نیست ، بلکه سهولت و آسانی در میان است . این چیزی است که انسان ها را دچار تغییر می کند. ما به هراستدلال و حجت شرعی که نزد خودمان بوده باید این مسیر را در ادامه حیات معنوی امام(ره)می پذیرفتیم که به ظاهر برخی از دوستان پذیرفتند ولی در مقام عمل دچارنوعی تردید شدند ۸
۶- عدم درک و شناخت فرهنگ مردم ایران
آن چه که روشن است عدم درک و شناخت فرهنگ مردم ایران، بی توجهی به گرایش ها و علایق آنان و ذهنیت گرایی و جزمیت در تحلیل ها و اتخاذ مواضع ناصحیح در خصوص جنبش های مذهبی و ملی در ایران و گرفتار شدن گروههای چپ قبل از انقلاب در کشمکش های دیپلماسی شوروی با رقبای آن و دولت ایران، جریان چپ را با تضادها و چالش هایی در کارکردها و دیدگاهها و اصول اعتقادی مواجه ساخت که باعث متلاشی شدن آنها شد.
در دوران بعد از انقلاب همین مسئله برای چپ سنتی و یا به تعبیری چپ اسلامی نیز مطرح گردید. چپهایی که نتوانستند به خوبی تشخیص دهند واقعیت خواست اصلی مردم چیست. رای دادن و رای ندادن آنها به چه معناست.جهت گیری سیاسی مردم چگونه به سوی احزاب جلب می شود . این گروه ها در طول سالیان بعد از وفات امام در یک سرگردانی عمیق به سر یرده اند .
به عبارت ساده تر عده ای علت اساسی تغییرات در رئوس فکری اعضای مجمع روحانیون را بی بصیرتی مزمنی می دانند که این جریان در زمان امام به آن مبتلا شد و بعدها بر شدت آن افزوده گردید .
شدت این بی بصیرتی در دو برهه به صورت تئوری و عملی نشان داده شد . نخست در دوران انتخابات دوم خرداد که این بی بصیرتی دمل باز کرد و مجمع روحانیون در درک واقعیتی به نام خواست اصلی مردم دچار اشتباه استراتژیک شد و سر مست پیروزی نتوانست و یا نخواست نقش اساسی خود را در هدایت جریان چپ به سوی ساحل آرامش را ایفا کند و به جای آن سردمداران این جریان دنباله روی افرادی چون کدیورها و سروشها وسازگاراها شدند و اندک اندک از تمامی سیاستهایی که قوام چپ سنتی به آنها بود عقب نشستند و در زمان اتنخابات ریاست جمهوری ۸۸ عملا مجمع روحانیون در اثر همین بیماری مزمن بی بصیرتی دست به انتحار سیاسی زد و در روزی که منافقین در میدان آزادی سالگرد قیام مسلحانه خویش را جشن می گرفتند به سیاهی لشگر آنها پیوست .
۷ – قطع رابطه با محوریت نظام
چنان که ذکر آن رفت اعضای مجمع روحانیون مبارز هرگز گمان نمی کردند که بعد از امام خمینی، آیت الله خامنه ای به رهبری نظام اسلامی انتخاب شود . اگر چه روحانیون مبارز اندکی بعد از ارتحال امام با رهبری جدید بیعت کردند ولی در برهه های گوناگون با مرکز ثقل نظام زاویه پیدا کرده و ارتباط را گسستند.
تعدادی از روحانیون مبارز با توجه به روحیات حزب گرای خود آیت الله خامنه ای را به عنوان یکی از اعضای شاخص جناح رقیب و عضو فعال جامعه روحانیت مبارز می دانستند و نمی خواستند باور کنند که ایشان رهبر امت اسلامی است .
این موضوع و نگرش سیاسی به قضایای بعد از وفات امام خمینی زاویه تشکل روحانیون مبارز از نظام و رهبری را زیاد کرد تا حدی که فصل الخطاب بودن رهبری به عنوان ولایت مطلقه فقیه توسط اعضای مجمع روحانیون مبارز زیر سوال رفته و این تشکل علنا و بعد از سخنان رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ مردم را به آشوب دعوت کرد .
سرنوشت مجمع روحانیون مبارز
بعد از ائتلاف چپ سنتی با احزاب تندروی اصلاحات چون سازمان مجاهدین انقلاب ، حزب مشارکت و احزاب تکنوکراتی چون کارگزاران سازندگی سرنوشتی شوم برای روحانیون مبارز رقم خورد . تا زمانی که این ائتلاف باقی است و اعضای شاخص چپ سنتی که امروز دیگر کمتر کسی امیدی به بازگشتشان به دامان اسلام و انقلاب دارد از زیر چتر این گروه ها خارج نشوند نمی توان انتظار داشت نظام اسلامی برخوردی انعطافی با این جریان داشته باشد .
از این رو است که اعضای شاخص مجمع روحانیون چون خاتمی با نادیده گرفتن جرم سنگین خود در چند سال گذشته از جمله متهم کردن نظام اسلامی به دروغ بزرگ تقلب سعی دارند در انتخابات پیش رو حضوری فعال داشته باشند !
و سوال اصلی اینجا است که آیا نظام اسلامی می تواند از حق مردمی که به آنان در جریان حوادث قبل و بعد از انتخابات ۸۸ با دروغ بزرگ تقلب ظلم شد کنار بیاید و سیاست «شتر دیدی ، ندیدی » را اتخاذ کند!
حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان از اعضای سابق مجمع روحانیون مبارز درباره سرنوشت این تشکل می گوید : همه اعضای مجمع یکدست نیستند و امید است آن هایی که به خط امام و میراث امام که همان حکومت اسلامی و ولایت فقیه است وفادار هستند، آن هایی که به اصول خط امام مانند استکبارستیزی، عدم جدایی دین از سیاست، حمایت از مظلومین به خصوص ملت فلسطین و نقض سلطه گری غرب و فرهنگ منحط آن و… پایبند هستند یا از این تجمع خارج شوند یا زمام کار را به دست گیرند و رسما وفاداری و تولی خودشان را با نظام و مقام ولایت اعلام کنند و از دشمنان اسلام و امام تبری جویند.
وی ادامه می دهد : اما آن هایی که در مجمع یا همسوی مجمع هستند و همچنان با ساز دشمنان می رقصند و رفتار ها و مواضعی را پیش گرفته اند که روزه خوارها، بی حجاب ها، ضدانقلاب ها، لیبرال ها، بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها و در نهایت امریکا و اسراییل و انگلیس برای آن ها کف و سوت می زنند و مورد حمایت آن ها قرار می گیرند، مطمئن باشند همان سرنوشتی را در همین دنیا خواهند داشت که منافقین، سلطنت طلب ها و امثال آن ها گرفتار آن شدند و اگر آن ها که هر کدام برای خود ادعا های بزرگی داشتند کاری علیه نظام پیش بردند، این ها هم خواهند توانست.۹
چه باید کرد ؟
اگر چه سران روحانیون مبارز در جریانات حوادث بعد از انتخابات ۱۳۸۸ آزمون خوبی ندادند و به فرموده رهبر عزیز انقلاب مردود شدند ولی آن چه که از مطالعه احوال این جریان در طول ۲۰ سال گذشته و نیز در جریانات بعد از انتخابات ۸۸ به نظر می رسد این است که این جریان برای بازگشت به دامان انقلاب بایستی چندین کار را انجام دهد تا شامل سیاست جذب حداکثری گردد.
آن چه روشن است روحانیون مبارز باید مسئولیت خون های ریخته شده در آشوب های پس از انتخابات را همچون دیگر سران فتنه بر عهده گیرند .شاید این اولین گام برای روشن کردن مسیر پیش رو باشد .
دومین گامی که باید روحانیون مبارز برای آینده سیاسی خود آن را سرلوحه برنامه های خویش قرار دهند جدا شدن کامل از احزاب تندروی اصلاحات است که این سرنوشت تاسف آور را برای روحانیون مبارز رقم زده اند. گره خوردن سرنوشت روحانیون مبارز با احزابی نظیر مشارکت و مجاهدین انقلاب نه تنها به نفع این تشکل کهنه کار و قدیمی نیست بلکه زمینه ساز فرو رفتن هرچه بیشتر اعضای این تشکل در باتلاق فتنه ها خواهد شد.
روحانیون مبارز بایستی برای جبران خطاهای گذشته ، رابطه خود با رکن رکین ولایت فقیه را محکم کنند.چنان چه ذکر آن رفت با تغییر مصداق ولایت فقیه اعتقادات پیشین نیز از میان رفت و این شاید اولین نقطه جدایی روحانیون مبارز از نظام اسلامی بود . از این روی اعضای روحانیون مبارز بایستی این نقیصه را جبران کنند .
ـــــــــــــــــــــــ
۱ -شهروند امروز -شماره ۴۰
۲ -نشریه پنجره شماره ۶۹ صفحه ۲۰
۳ -زارعی ، سعدالله ، عبرت های مصاحبه حجت الاسلام رحیمیان ، کیهان ، ۶آذر ۱۳۸۹ ،ص ۱۴
۴ -خبرگزاری فارس ، ۲۴ مهر ۱۳۸۸
۵ -خبرگزاری فارس ،۲۳ آبان ۱۳۸۹
۶ -خبرگزاری فارس، ۲۳ آبان ۱۳۸۹
۷- عطریانفر ، محمد ، همه چیز از ۶۸ شروع شد ، گفت و گوی ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان با عطریانفر، ص ۲۲ الی ص ۳۳
۸ -همان
۹- هفته نامه پنجره ، شماره ۶۹ ، ص ۲۴

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات ۳ دیدگاه

دیشب تو گوگل پلاس مشغول گشت و گذار بودم که دیدم یکی از فعالا پلاس به تیتر یک کیهان شنبه گیر داده که چرا این روزنامه اوضاع اروپا و آمریکا رو بعد از تحریم نفتی ایران فشل فرض کرده !

در این میان بحثی بین من و یکی از فعالان سبز پلاس درگرفت که برای فهمیدن اوج استدلال اینها تصمیم گرفتم تو وبلاگ خودم منتشر کنم.

نکته جالب این بحث تقریبا مفصل اینترنتی این بود که طرف بحث هر جا کم میاورد توهین می کرد از امام و رهبری گرفته تا به خود حقیر ، پایان بحث هم ادعایی رو مطرح کرده که تا به حال هرچ تاریخ دان تاریخ نویسی از شرق تا غرب عالم این ادعا رو مطرح نکرده ، همراهی و همکاری مجاهدین خلق [منافقین] با نظام اسلامی در طول جنگ !!!

البته تلاش شده هیچ چیزی از نوشته طرفین حذف نشود ولی توهین ها و هتاکی ها در چند جا با قید این که توهین بوده حذف شده است …

روح الله : اگر کور نباشید و دقت کنید رو تیتر مربوط به تحلیل گلوبال ریسرچ از اوضاع اقتصادی غرب است نه تحلیل و برداشت کیهان از این موضوع ، شما می توانید برای رسوا کردن کیهان به متن اصلی مراجعه کنید و در صورتی که مغایرتی بین تیتر کیهان و متن اصلی گلوبال ریسرچ دیدید بیائید و هر چه می خواهید بنویسید.

ایرانی رضا‎ : مرد مومن اونا تو بد ترین حالتشون هم اوضاعشون از ما بهتره .. اونم با این همه درآمد نفتی .. دیگه رسوایی مثه خاوری که ندارن که بیاد ایران [کانادا صحیح است ] پناهنده بشه ..ومن تو این موندم اغایون همشون تو سوئیس و غیره حساب بانکی دارن ..ویه سئوال نمیدونم چرا ایرانیها  از این ا.ضاع فرار میکنن و میرن غرب ..ولی چرا غربیها بیه ایران پناهنده نمیشن ..اونا این چیزا رو میگن ..تا نقطه ضعفهاشون رو شناسایی کنن ..نه مثه  حکومت ایران [فحش]

روح الله : نمیدونم تا چه اندازه میدونید و یا علاقه ای به دانستن دارید ولی جناب سارکوزی به دلیل مفاسد عدیده مالی در دوران ریاست جمهوریش به کانادا فرار کرده یعنی همون جایی که خاوری به اونجا پناه برده ! این یعنی اینکه در همه جای دنیا از این مسائل هست ولی ایران دادگاه مفاسد رو با قدرت برگزار کرد و تا جلسه آخر هم این دادگاه علنی بود و حکمش هم علنی داده میشه …
اداره کشور در شرایطی که در تحریم نقریبا صددرصد به سر می بری سخته سخت تر ولی شیرین تر اینه که تو از آرمان ها و پیشرفت کشورت در برابر زورگویی قدرت ها دست برنداری که ایران الان در این مرحله است …
ایرانی رضا‎ : بنده خدا برو همون پراید ۲۲ سال پیش کره رو مونتاژ کن ..یا موتور پزو رو بزار رو پیکان ..موتور پیکان رو بذار رو پژو ..

روح الله : اگر چه اینی که میگی درست نیست ولی این کار خیلی بهتر از اونه که دست تو دست بزاری و مثل زمان شاه آفتابه هم نتونی درست کنی [ عین جمله یکی از نخست وزیرهای زمان شاه در مجلس] ایران امروز هیچ چیزی هم به قول شما نداشته باشد به خاطر پیشرفت دانشمنداش در تحریمه و اگر ما سرجای خودمون نشسته بودیم و هیچ کاری نمی کردیم دلیلی برای تحریم نبود ، از قدیم گفتن قطار ایستاده رو کسی سنگ نمیزنه ، قطار متحرک همیشه در تیر رس سنگ اطفاله …یعنی شما تقصیری نداری ، کلا عادت بچه ها است که به قطار در حال حرکت سنگ میندازن !

ایرانی رضا‎:منبع خبر فرار سارکوزی که دردش یخوره تو  سر مقام معظم [توهین] و مخمود از جنس هاله نور ..حتما یا لثارت الحسین هست ؟

ایرانی رضا‎ : حالا چه را اسم خاوری میاد حالتون بد میشه ….خاوری یه مهره کوچیک بود .. دمش به [تهمت]

ایرانی رضا‎ : راستی چرا شبکه خبر  ۲ تا نظر سنجی رو حذف کرد ؟!!!!!!!!
روح الله : خوشم میاد که کم آوردی و مثل کسی که داره غرق میشه به هر چیزی دست میندازی …
چه ربطی به موضوع بحث داره ؟ شبکه خبر استدلالش این بود که سایتی با چند هزار بازدید در روز یک دفعه چند ده هزار بازدید پیدا کرده و این مشکوکه اولا و در ثانی از کی نظر سنجی یک سایت با بازدید چند هزار نفر میتونه به کل کشور تسری پیدا کنه سوما به سوال های قبلی من پاسخ بدید
ایرانی رضا‎:بنده خدا سنت کفاف نمیده ..همین نیروگاه بوشهر هم زمان شاه ساختن .. پیکان هم خط تولیدش زمان الا حضرت  راه افتاد ..کادیلاک و بیوک و شورلت ایران دهه ۵۰  هم که تا دهه شصت تولید میشد .. هنوز یه نیروگاه بعد ۳۰ سال با کمک روسها  نساختین ..اویل انقلاب هم که میگفتین داشتن نیروگاه خیانت به خلقه …. بنده خدا برو از عبدالقدیر خان پاکستانی تشکر کن که چند تا سانیرفیوژ براتون فرستاد .. ..قطار در ال حرکت  ؟ حتما صنایع نساجی ورشکست  قطار رو به حرکته ؟ یا در حال سقوطه ..؟ اگه تو مزدور نگی کی بگه ؟
به نظرم قطار در حال سقوطه ..
روح الله : در مورد فرار سارکوزی برید مطالعه کنید بعد بیاید اظهار نظر کنید بنده مستضعف خدا !
اعلی حضرت درسته نه الاحضرت اولا دوم اینایی که گفتی زمان شاه درست شده لیست بده و کل بودجه نفتی کشور در زمان شاه و باقی درآمدها بدون تحریم ها رو هم در نظر بگیر و سوم یک نمونه رو بیا مثال بزن که خود اعلی حضرت شما درست کرده باشه و نه به دست خارجی ها ، امروز هم که این همه فشار به ایران میاد میگن چرا خودتون میخواید درست کنید ما که هستیم ! بیاید از ما بگیرید مثل زمان شاه ! ولی نمونه روسیه که نیروگاه اتمی بوشهری که زمان اعلی حضرت شما ساختش توسط خارجی ها شروع شده هنوز تحویل ندادن ایرانیا استدلال کردن ما خودمون وباید به دست خودمون تولید کنیم و به پیش ببریم …وقتی با پیرمردهای بیسواد بحث می کنم شروع میکنن میگن زمان شاه این بوده و اون بوده! یکیشون میگفت زمان اعلی حضرت متروی تهران شروع به کار کرد … زمان اعلی حضرت غنی سازی ۲۰درصد داشتیم و زمان اعلی حضرت ….شما تقصیری نداری …درکتون میکنم
ایرانی رضا‎:عرض کردم مبع خبرت رو بده ..فکر کردی تو اونجا هرکسی قدرت گرفت مثه ایران می دزده ؟ بنده خدا  سرمایه  دار های اونا بیل گیتس و استیئو جابز و لری پیج . پیر امیدوار هستن که با خلاقیتشون پولدار شدن ….نه مثه این مملکت با پول دزدی و مردم پولدار شدن …چرا هنوز پراید ۲۲ سال پیش ۱۰ میلیونه ..چون درصدش میره تو جیب …[تهمت] وگرنه خط تولیدش متوقف میشد .. .. تو به من میگی بچه ..و اوون موقع که تو به دنیا نیومده بودی من ۲۲ سالم بود ..حالا هم فرض کن بچه ..عقل به بچگی نیست که .. عقل به درک هست ؟ اینقد شتسشو مغزی شدی که نمیشه پاکشم کرد ..
روح الله : فرار سارکوزی به کانادا رو دیلی میل و تعداد زیادی از خبرگزاری های معتبرخارجی پوشش دادن نه یالثارات !
روح الله : ژاک شیراک رئیس جمهور اسبق فرانسه هم به دلیل فساد مالی محاکمه و زندانی شد و …
ایرانی رضا : بنده خدا مشکلت تو تایپ  دوتا حروفه ..؟ شما اساستون اشتباهه . من هم  دلم برات میسوزه ..منم درکت میکنم ..چون جیره خوار و ادم فروش و مزدور  دیکتاتوری ؟ منبع خبر سلرکوزی بده ممنون میشم .. ؟!!!!!!!!!!!!!
روح الله : البته شما تقصیری نداری مطالعه نداری و باید بری مطالعه کنی …اینجا هم کلاس درس نیست من به شما یادآوری کنم اون چیزایی رو که بهش علم نداری … برو مطالعه کن حیفه بیسواد از دنیا بری بدبخت ، بعد اینکه از فحش دادن سرت خلوت شد منبع رو برات فرستادم برو بخون …از بس خبر ها رو پیگیری نمیکنی از دنیا عقبی برو بخون …
http://www.dailymail.co.uk/news/article-2168702/Nicolas-Sarkozy-Carla-Bruni-fled-hours-raid-Paris-home.html
آدرس اصلی رو فرستادم که بری ببینی البته میدونم که زبان بلد نیستی ولی اگه کسی رو داری که سواد داره بهش بده برات ترجمه کنه !
ایرانی رضا‎ : بنده خدا عرض کردم باید کل مغز شستشو شده ات رو پاک کرد .. حتما عالمتون هم مقام معظم [توهین] ..اگه اون عالمت باشه ما بی سواد .. ولی عرض میکنم برو یکم تاریخ بخون ..همیشه پاچه خار ها دیکتاتورها تا اخرین لحظه مجیز  دیکتاتور رو میگن ..تو هم رو بقیه ..
ایرانی رضا‎: چرا بعدا ..من الان  طالبم ببینم ..؟ یه لینک فرستادن که اینقد ترس نداره ؟

روح الله : اگه سرت از فحش دادن خلوت شد برو بخون …مگه آدرس نخواستی؟از چی بترسم لینکش رو که فرستادم …برو بخون
ایرانی رضا‎ : فحش ؟ دیکتاتور تو ادبیات شما فحش محسوب میشه .. تو که دانشمنذی و همه رو بی سواد فرض میکنی ..؟ یه منبع خبر به ما بده .. البته حق داری ..چون مغرت اکبند مونده ..
روح الله : مرد حسابی مگه لینک خبر رو بهت ندادم چرا نمیخوای ببینی ؟بار دیگه آدرس رو میفرستم : http://www.dailymail.co.uk/news/article-2168702/Nicolas-Sarkozy-Carla-Bruni-fled-hours-raid-Paris-home.html
روح الله : این بحثو میزارم تو سایت تا دوستان بیان ببینن …

ایرانی رضا‎:خوب ..خوندم ..نوشته رفتن کانادا ..متهمه با شرکت رییس اورال زد و بند داشته ..سواد داری میتونی بخونی اخرش نوشته بعد از دوهفته بر میگردن فرانسه ؟ خاوری که نبوده که پناهنده بشه .. فقط اتهام زدن ..اونم چه مبلغی ۳۳۵ هزار پوند ؟!!
روح الله : خاوری هم گفته بود برمی گرده ایران به صرف ادعا شما قبول میکنید ؟
ایرانی رضا‎:بذار تو سایت ..ولی مثه همیشه روسوا شدنش با خودتونه ؟ …
روح الله : هر مبلغی…شما اول منکر کلی بودید بعد که دیدید درسته یه بخشی از فساد سارکوزی رو پذیرفتید … آینده رو خدا میدونه !
روح الله : اونشو که دیگه مخاطبای سایت میبینن و قضاوت میکنن
ایرانی رضا‎:خوندی ؟ سواد هم داری که ؟ فارسی هم نوشته..
روح الله : در مورد فارس و انگلیسیش بماند ولی در مورد اول انقلاب بهتره بگم که اینشو راست گفتید دولت بازرگان قائل به این بود که انرژی اتمی به درد ایران نمیخوره ، ملی گرا ها تو این کشور هر وقت قدرت رو به دست گرفتن به ملتشون خیانت کردن چه زمان مصدق و چه زمان بازرگان و چه زمان خاتمی
ایرانی رضا‎:شما یه جماعتی هستین که هیچی رو نمیبین..نه ما .. .. لینک دادی خوندم ..جوابت دادم .. ..اونم از رونامه های بیگانه!!!!  ..ولی شهامت خوندن و جواب دادن به این لینک هم داشته باشید ..شما که انرژی هسته ایی رو ساخته و پرداخته خودتون میدونید ؟

ایرانی رضا‎:مغالطه کار عمده هستین .. بنده خدا تا ۲۰ سال پیش شطرنج  رو مذهبیون حرام کردن … حالا میگی ملیون .. ..البته حق داری ..مذهبیون با همین منافقین خلق و ملیون خیانت اشکار به ملت کردن .. البته شاید منکر بشی .. ولی اسناد تاریخی همه گواه همپیاله شدن مذهبیون  با منافقین  رو  داره ….
ایرانی رضا‎:هنگام سپیده دم خروس سحری. دانی که چرا همی کند نوحه گری؟ یعنی که نمودند در آیینه صبح  کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
روح الله : شطرنج[۱] رو انقلاب اسلامی حرام کرد؟ برو صحیفه نور امام و بحثی که در این رابطه درگرفت و بخون و ببین که کیا در این مورد چه نظری داشتن ، البته نخوندی نمیدونی ، در مورد منافقین خلق هم الان فهمیدم که هیچی نمیدونی ، مگه مجاهدین خلق نبودن که اول انقلاب به فرانسه فرار کردن و بعد با حضور در عراق به صدام کمک کردن؟ مذهبیون از ایران دفاع کردن یا ملی گراها ؟ چه کسی با منافقین هم پیاله شد بی سواد؟ چه کسی با صدام همکاری کرد ؟ بسیجی ها که در جبهه تکه تکه شدن یا منافقینی که تحت حمایت ملی گراها بودن ؟…شما منافقین خلقی که بسیجی ها رو تو جبهه تکه تکه کردن و با صدام همکاری کردن و از اول انقلاب رجایی ها و بهشتی ها رو از ایران اسلامی گرفتن رو با انقلاب همکار میدونی؟ این یکی رو حتما در گینس باید ثبت تاریخی کرد …احسنت …واقعا در طول بیست و اندی سال گذشته کسی چنین ادعایی نکرده بود حتی منافقین …
برو بخواب حتما خسته ای این حرفا رو میزنی البته قبل از خواب یه بار هم این ادعاتو دوباره بخون و از خون ده ها هزار شهید خجالت بکش …رجایی ، باهنر، بهشتی …و هزاران هزار شهید دفاع مقدس و دهها شهید عملیات مرصاد …البته اگر در قاموس شما خجالت جایی داشته باشد
ایرانی رضا‎:همکاری ؟ اصلا شریک بودن .. بابا  حالا ما بیسواد و چار کلاس در خونده ..عکس رو هم بگو فتو شاپه .. تاریخ رو که نمیشه عوض کرد .. تو یادت نیست ..من یادمه چطور انقلابیون که اکثرا اعضا منافقین بودن  با به اصلاح مذهبیون همکاری میکردن ..البته منافقین هم خودشون رو مذهبی میدونن …
خیلی شوخ طبع تشرف دارن حضرات
ایرانی رضا‎:دوست دارم این نوشته های رو بدون یک کلام تعغیر تو هر سایتی دوست داری بذار .. ولی ماشالله مردم روشن شدن …میدونن که این انقلاب .. انقلاب قاتلین و خرابکار ها بوده ..اون موقع منافع ملی مهم نبود ولی الان مهمه .. یا برو ببین مردم چقد معتقد تر شدن .بخصوص جوونها ..به سنگ هم اعتقاد ندارن .. چرا چون یه مشت تازه به دوران رسیده دارن با پولهای دزدیشون با خانه های انچنانی و ماشینهای میلیونی پز میدن .. دیگه حناتون رنگی نداره ..
روح الله : شما راست میگی و ایرانیا هشت سال با خودشون جنگیدن و مسعود رجوی هم الان تو پاستور با رئیس جمهور جلسه داره … عملیات مرصاد و هشت سال جنگ هم مانور بوده …راضی شدی برو الان بخواب ، من همین الان متوجه شدم که با کی دارم بحث می کنم …
روح الله : ایام اعتکاف کجا بودی ؟ نه دی کجا بودی ؟ شما نمیخواد در مورد مذهب مردم نظر بدی …مردم ایران هر چه که بپرستند بیگانه پرست نیستند …اینو تو گوشتون بکنید …اجنبی پرست نیستند…اینوبدونید …این بحثو هم انشاء الله فردا و در اولین فرصت تو سایت میزارم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
ایرانی رضا‎:نگفتی  ایت الله خمینی با مسعود و موسی خیابانی خرابکار چکار داشتن کنار هم نشستن ؟ .. به نظرم اونی که باید خجالت بکشه شما هستین …عرض کردم تاریخ گواه همه چیز هست ..البته شما هم که از رو کم نمیارین ..رو که نیست ..سنگ پا قزوینه ..
ایرانی رضا‎:عکس ایت الله خمینی و مسعود رجوی و موسی خیابانی خرابکار  رو هم میذاری ؟
ایرانی رضا‎:دیگه از شوخ طبعی گذشته .. جوک و مضحکه خاص وعام شدن اینا ..
روح الله : در مورد دیدار مسعود رجوی و موسی خیابانی[۲] با امام خمینی در اردیبهشت ۵۸، قبل از شروع فاز نظامی منافقین در مقابله با نظام اسلامی امام نه تنها مسعود رجوی که بسیاری از گروه ها و احزاب دیگر را به حضور پذیرفتند ولی بعد از آغاز فاز نظامی و مقابله با نظام و مردم نظام هم مقابله کرد … مثل دیدار آقا با موسوی دو روز بعد از انتخابات ۸۸ولی وقتی موسوی به کشورش خیانت کرد رهبری هم در مقابلش ایستاد به همین سادگی …در مورد سنگ پای قزوین هم خوبه که مردم نظر بدن ، در مورد کسی که همکاری منافقین با صدام و قتل عام مردم ایران رو به خود مردم ایران منتسب میکنه نباید از لفظ سنگ پای قزوین استفاده کرد …یعنی نمیدونم چی بهتره که گفت ؟
ایرانی رضا‎:فاز نظامی  قبل ۵۷ مشکل نداشت که کشور رو تا استانه تجزیه پیش برد ..ولی بعدا مشکل ساز شد ؟ مال شما ماله ..مال ما بیت الماله ؟ ..
روح الله : بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست ، باور کنید پاسخ آئینه سنگ نیست ، سوگند میخورم به مرام پرندگان ، در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست ، در کارگاه رنگرزان دیار ما ، رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست…باقی بقایتان …من دیگر حرفی با شما ندارم …
ایرانی رضا‎ : عزیزم برو بخواب .. خوابهای خوب ببینی ..ولی یه چیزی رو قبول کن ..نظام نا مقدس در استانه فروپاشی قرار داره ..با غربیها هم مصالحه کنید ..ملت دیگه قبولتون ندارن
روح الله : ۳۳ساله قراره نظام سقوط کنه ولی …این آرزو چو خاطره در گور میبرید …شب خوش

پی نوشت :

۱- در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۶۷ از امام خمینی درخصوص حکم شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی استفتا شد که متن نامه و پاسخ ایشان به شرح زیر است:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم. خدمت مرجع عالیقدر حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى- دامت برکاته.

۱- از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده‏ مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد آیا خرید و فروش آن بلااشکال است؟

بسمه تعالى.

خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلّله آن اشکال ندارد.

۲- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به‏طور کلى از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان یک ورزش فکرى از آن استفاده گردد بازى با آن چه صورتى دارد؟

بسمه تعالى.

بر فرض مذکور اگر برد و باختى در بین نباشد اشکال ندارد.

صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۱۲۹

۲- ششم اردیبهشت ۵۸ مسعود رجوی و موسی خیابانی از سران مجاهدین خلق با رهبر انقلاب دیدار و گفت و گو کردند .امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره در سخنرانی های عمومی خود به شدت از مجاهدین خلق و سایر گروه های چپ گرا انتقاد کرده و آنها را به کنایه چپ های آمریکایی نامیده اند .
مجاهدین خلق مدتها است که به دنبال دیدار با رهبر انقلاب و گفتگو با ایشان برای فریب افکار عمومی است ، دیداری که به نظر می رسد  با کم محلی و بی اعتنایی امام خمینی به نتیجه ای که رجوی به دنبال آن بود منتهی نشد .این دیدار در مجموع دقیقه بیشتر طول نکشید  و آن چه که از این دیدار در روزنامه ها منتشر شد تنها یک جمله از امام خمینی بود که ایشان خطاب به مسعود رجوی و موسی خیابانی فرمودند :« اسلام بیش از هر چیزی به آزادی عنایت دارد و در اسلام خلاف آزادی نیست؛ الاّ در چیزهایی که مخالف با عفت عمومی است.»موسی خیابانی در گزارشی از آن دیدار می‌نویسد: «(امام) در لفافه خواست تا مبارزه علیه مارکسیست‌ها را بردوش ما بگذارد.» در واقع پیشنهاد امام روشن بود: فراموشی گذشته، عبور سازمان از مارکسیسم و تلاش برای جایگزینی آن با یک جریان اسلام‌گرا و در عین حال عدالت‌خواه. این در حالی است که امام‌خمینی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اولین، و تا مدت‌ها، تنها فردی بود که ماهیت ایدئولوژیک مجاهدین خلق را شناخته بود.
به نظر می رسد سازمان مجاهدین خلق خود متن و حاشیه خبر مربوط به دیدار سران این گروهک با امام خمینی را تنظیم و در اختیار روزنامه ها قرار داده است چرا که در اخبار منتشر شده جز سخنان کوتاهی از مسعود رجوی و نیز امام خمینی گزارش دیگری دیده نمی شود .

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

۲۲خرداد امسال درست ۳ سال از زمان شروع فتنه ۸۸ گذشت.
در این فتنه بزرگ،با دروغ بزرگ تقلب شهد شیرین انتخابات حماسی بر کام ملتی تلخ شد که با حضور بیش از ۸۰ درصدی خود نصاب تازه ای را در سلسله انتخاب های ملی پدید آورده بودند.
دراین مقال قصد آن را نداریم که به بررسی ابعاد این فتنه بزرگ بپردازیم بلکه غرض نگارنده آن است که به مطالعه موردی یکی از بازیگرانی بپردازد که با اتکا به سوابق طولانی خود چه در دوران پیروزی انقلاب و چه بعد از آن درمقابل امام امت قرارگرفته و به نوعی رهبری جریان فتنه را ایفا کرد.
از سر بر ستون تا تیشه بر ستون
عصر همان روزی که روح بنیانگذار جمهوری اسلامی به ملکوت اعلی پر کشید تعدادی از سران و تأثیرگذاران در امور کشور در اندرونی بیت امام جمع شده بودند تا از صحت خبری که از ساعاتی پیش دهان به دهان می گشت مطلع شوند. آنان به خود این امید را می دادند که شاید این خبر شایعه ای بیش نباشد ولی…
در میان آنان که بیشتر ناآرامی می کرد شیخی عمامه به سر بود که سر بر ستون می کوبید و ناله امام کو سر می داد. ایرانیان وقتی تصاویر ضبط شده آن شب را از رسانه ملی دیدند به واقعیت راستین این مرد پی بردند.
از آن زمان که شیخ مهدی کروبی سر بر ستون بیت امام کوبید و ندای امام کو سر داد بیست سال نگذشته بود که وی این بار تیشه برداشت و بر ستون های همان انقلابی زد که امام رهبرش بود و وی بارها برای پیروزیش به زندان افتاده بود.
مهدی کروبی زمانی دبیرکل تشکلی بود که بزرگترین افتخار خود را حرکت در مسیر امام می دانست و بر این قائل بود که اسلام ناب محمدی لباسی است که بر قامت آنان دوخته شده و دیگران را در این لباس سهمی هرچند کوچک نیست.
عده ای آنچه که اینک بر سر مجمع روحانیون آمده را تحولات نیز نمی دانند بلکه آن را تغییرات ماهیتی اعضا از اهداف اولیه گروه خود به حساب می آورند و این امید را دارند که اعضای اصیل و ثابت قدم این گروه سیاسی بتوانند براساس سیاست هایی که مجمع برای آن به وجود آمده جمع شوند، دگردیسان را خلع و به پاکسازی درون بپردازند، اگرچه این نظریه امیدواران چندانی ندارد.
اما تجربه مجمع روحانیون مبارز در آسیب شناسی سیاسی احزاب امروز ایران چه اندازه مفید است.
این تجربه اگرچه تلخ ولی بسیار آموزنده است. آموزنده از آن جهت که گروهی را نشان می دهد که زمانی رقیبان را به بهانه اسلام آمریکایی از صحنه حذف می کردند و حال خود به تریبون رسمی آمریکا در کشور بدل شده اند. گروهی که زمانی خود را طرفدار و مطیع ولی فقیه می دانستند و دستور می دادند تصاویر مطرودین از جانب امام از دیوارها و گوشه وکنار کشور جمع شود ولی امروز در آغوش و هم آغوش همان مطرودین شده اند.
اسلام آمریکایی شعار یا بهانه
انقلاب اسلامی ایران تحولات عمیقی را نه تنها در سطح کشور که در جهان اسلام ایجاد کرد تحول در گفتار، ادبیات،عملکردها و اصطلاحات.
هر انقلابی با خود اصطلاحاتی می آورد و اصطلاحاتی را می برد. برخی را مطرح می کند برخی را نابود و سر به نیست گو اینکه این اصطلاح اصلا در قاموس سیاسی آن کشور مطرح نبوده است.
اسلام آمریکایی از جمله این اصطلاحاتی بود که در ادبیات سیاسی اوایل انقلاب معانی مختلفی از آن برداشت می شد. این اصطلاح در چهارساله نخست پیروزی انقلاب در برابر مرتجعین منطقه و یا سران کشورهای عربی استفاده می شد.
این کشورها به دلیل حمایت بی چون و چرا از منافع غرب به ویژه آمریکا در منطقه و نیز ترس عمیقشان از صدور انقلاب اسلامی و به حق از جانب امام و ملت با عنوان مسلمانان آمریکایی و یا حامیان اسلام آمریکایی لقب گرفتند.
تبلور مبارزه این دو نوع اسلام و یا به عبارت دقیق تر اسلام ناب محمدی با اسلام آمریکایی را در حج می توانیم شاهد باشیم.
موسوی خوئینی ها از اعضای برجسته مجمع روحانیون مبارز درسال ۶۴ زمانی که توسط امام به عنوان سرپرست حجاج ایرانی به مکه رفته بود در تظاهراتی که به عنوان مراسم برائت از مشرکین برگزار شد، حجی که خالی از روح عبودیت حق باشد را حج آمریکایی نامید. موسوی خوئینی ها در آن زمان گفته بود: «حج اگر روح عبودیت حق در آن نباشد و عبادت طاغوت باشد، حج آمریکایی است… اگر در حج حقیقتا رمی شیطان کرد، حج ابراهیمی وگرنه حج آمریکایی است»۱
این اصطلاح بعدها در برابر افراد دیگری نیز به کار برده شد و مصادیق دیگری نیز پیدا کرد. این بار نه مرتجعین عرب که دوستان و هم سنگران سابق و یاران کنونی به بهانه اینکه تفکراتشان همان تفکرات اسلام آمریکایی است.
باید به این نکته اشاره داشت که در ادبیات امام خمینی تنها سران مرتجع کشورهای عرب نبودند که متصف به عنوان اسلام آمریکایی می شدند بلکه بررسی بیانات امام نشان دهنده این واقعیت است که آن حضرت برخی جریانات سیاسی داخل کشور را نیز مومنیت به اسلام آمریکایی می دانستند.
امام اسلام آمریکایی به معنای دوم را این گونه تبیین می کنند:
«مردم شجاع یران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله وسلم- باشند. و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یک کلمه، اسلام آمریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.» ۲
برداشت مجمع روحانیون از سخنان بنیان گذار جمهوری اسلامی این گروه را بر آن داشت تا با این بهانه مخالفین و رقبای سیاسی خود را از مصادر کلیدی نظام از جمله مجلس شورای اسلامی حذف کنند.
با بررسی مواضع اعضای اصلی مجمع روحانیون مبارز به نظر می رسد که سیاست تاکید بر شعار اسلام آمریکایی و استفاده از این شعار برای بیرون راندن رقیب نوعی سیاست کارا برای این افراد و به عنوان وسیله ای که آن زمان کارایی داشته به کار برده شده است.
از این رو می توان علت ظهور و سقوط احزاب جریانات و حتی نظام های سیاسی را همین اعتمادهای اشتباه بر سیاست ورزی هایی دانست که زمانی به درد می خورند و زمانی دیگر بی اثر می شوند.
موسوی خوئینی ها در تاریخچه سیاست ورزی خویش انشعاب از جامعه روحانیت را نتیجه کشمکش افرادی می دانست که گروهی معتقد به اسلام ناب محمدی مورد تایید امام هستند و عده ای دیگر نه به زبان بلکه به عمل اهداف اسلام آمریکایی را دنبال می کنند. او با این ادعا و بهانه نامه رضایت امام بر انشعاب این دسته از روحانیون از جامعه روحانیت را گرفت و با روحانیونی هم فکر همچون مهدی کروبی و محمد خاتمی مجمع روحانیون را بنا نهاد و از هرگونه تلاش برای ایجاد تفاهم و وحدت جلوگیری کرد.
علی اکبر ناطق نوری دراین زمینه می گوید: «[ در آن جلسه] آقای هاشمی صحبت کردند و گفتند اصلا جدا شدن آقایان کار عاقلانه ای نبود و باید با یک برنامه قضیه حل شود.» در اینجا آقای موسوی خوئینی ها بحثی کرد که اصلا بساط جلسه را به هم ریخت؛ تا آنجا که به یاد می آورم، ایشان گفتند: «آقایان می گویند ما اختلاف مبنایی و ریشه ای نداریم، اینها حرف های بی خودی است؛ اصلا اختلافمان با آقایان مبنایی است.» این صحبت ها همه را کسل کرد. البته مقداری هم آقای خاتمی صحبت کردند، اما صحبت های آقای خوئینی ها افراد را خیلی متاثر کرد. ۳
در مورد ولایت پذیری نیز همین موضوع مطرح است.
با بررسی بیانات و بیانیه ها و سخنان اعضای مجمع روحانیون در زمان حضرت امام عبارت خط امامی بودن و منحصر نمودن این وصف بر خویشتن بیشتر به چشم می خورد.
این شدت و حدت در ولایت پذیری گاه رنگ و بوی افراط عملی نیز می گرفت مانند آنچه که رحیمیان (از اعضای سابق مجمع روحانیون مبارز) در مورد عملکرد مجمع در قبال نامه امام به منتظری به آن اشاره می کند:
«در قضیه آقای منتظری، مجمع محکم تر و شفاف تر از دیگران به دنبال امام حرکت کرد؛ نمونه آن، نامه ای بود که آقایان کروبی و روحانی و امام جمارانی خطاب به آقای منتظری نوشتند و الان در دسترس هست. نمونه دیگر آن، یکی از اعضا که آن زمان فرمانده کمیته بود، رنجنامه مرحوم حاج احمدآقا را در سطح وسیعی چاپ و منتشر کرد و دیگری که رابطه نزدیکی با مجمع داشت، با صدور نامه ۶/۱/۶۸ امام در مورد آقای منتظری، حتی یک شب را تحمل نکرد و شبانه برای برداشتن تصاویر آقای منتظری ضایعاتی را هم به بار آورد!»۴
این گروه با معرفی آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر آینده نظام در شوک عجیبی فرو رفت، از یک سو تاکنون بر ولایت پذیری تاکید کرده و ولایت مطلقه فقیه را یکی از مولفه های بارز اسلام ناب محمدی معرفی کرده بودند و از دیگر سو امروز و با تغییر مصداق نقاب تزویر را به سویی نهاده بودند.
رجوع به خاطرات سال ۶۸ هاشمی بسیاری ازواقعیت ها را به خوبی نشان می دهد و شاید در این خاطرات بتوان ریشه های فتنه ۸۸ را به خوبی ردیابی کرده و از لحاظ روانشناسی برخی اقدامات را به بررسی نشست. بعد از آن که رهبر معظم انقلاب آیت الله یزدی را به سمت رئیس جدید قوه قضائیه منصوب می کنند اعتراض ها شروع می شود یکی از معترضین موسوی خوئینی ها است!
او خود را شایسته این سمت می دانست و معتقد بود باید رئیس قوه قضائیه شود و شاید این برای خوانندگان محترمی که این سطور را می خوانند عجیب به نظر آید ولی واقعیت دارد.
هاشمی به مخالفت موسوی خوئینی ها در خاطرات ۳۰مرداد سال ۶۸ این گونه اشاره می کند: «آقای موسوی خوئینی ها آمد. خودم ایشان را خواستم. درباره شغل آینده اش صحبت شد. از رهبری رنجیده، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوه قضائیه نکرده است. گفتم آیت الله خامنه ای مایلند در دفتر خودشان کاری به ایشان واگذار نمایند، نپذیرفت و گفت بنا دارد با انتخابات میان دوره ای به مجلس برود. پیشنهاد همکاری با نهاد ریاست جمهوری را هم دادم. گفت اگر بنا شد کاری بپذیرد، این را می پذیرد.»
دلگیری موسوی خوئینی ها از رهبری به این دلیل که چرا او را به ریاست دستگاه قضا انتخاب نکرده اند و عدم تمایل وی برای فعالیت در دفتر رهبر معظم انقلاب بنا به گفته هاشمی را اگر کنار خاطره ای دیگر از هاشمی بگذاریم نتیجه جالب تری نیز می توان گرفت.
هاشمی در خاطرات روز ۲۶ مرداد می نویسد: آقای [مهدی] کروبی [رئیس مجلس شورای اسلامی] آمد… از انتصاب آقای [محمد] یزدی [رئیس قوه قضائیه] ناراضی اند، همچنین از وضع دفتر آیت الله خامنه ای که به عقیده آنها بیشتر از نیروهای محافظه کار استفاده می شود۶٫
از سویی کروبی معترض نحوه چینش دفتر رهبر انقلاب است و از سوی دیگر موسوی خوئینی ها هم گروه و دوست دیرینه کروبی از فعالیت در این دفتر بنا به ادعای هاشمی طفره می رود و این پیشنهاد را نمی پذیرد!
از کلام خود دور نیفتیم، این گروه اگرچه با انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر آینده نظام اسلامی دچار یک نوع شوک شدید شد ولی در اندک فاصله ای بعد از ارتحال امام با رهبری جدید بیعت کرد و وفاداری خود را به آرمان های امام در اطاعت از ولایت مطلقه فقیه آن هم در ظاهر نشان داد!
در قسمتی از بیانیه بیعت روحانیون مبارز آمده است:
«مجمع روحانیون مبارز تهران به همه مسئولان لشکری و کشوری و همه فرماندهان نظامی و انتظامی و ارگانها و نهادها و علما و روحانیون سراسر کشور و به همه اقشار مختلف و به ملت شهیدپرور ایران با کمال ادب و برادری توصیه می کند که از رهبر جمهوری اسلامی ایران که در طول سالیان دراز همواره مورد تأیید و اعتماد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رضوان الله تعالی علیه بودند، برای ادامه راه آن قائد عظیم الشأن با همه توان حمایت کنند و به فتوای آن حضرت، اطاعت از رهبر منتخب خبرگان را وظیفه شرعی خویش بدانند و با وحدت و یکپارچگی بر این رهبری، طمع و امید دشمنان داخلی و خارجی را قطع کنند و رضایت و خشنودی روح پاک همیشه ناظر امام را تحصیل نمایند.»۷
البته این نوع بیانیه ها در سالهای بعد نیز ادامه داشته است به عنوان نمونه بیانیه مجمع روحانیون در حمایت از مواضع رهبری در قبال آمریکا دیدنی است:
امروز این ملت سرافراز ایران اسلامی است که از زبان گویای رهبر معظم خود حضرت آیت الله خامنه ای مدظله که نگاهبان امین و صالح میراث خمینی بزرگ است با قاطعیت عزم خلل ناپذیر خود را بر ادامه مبارزه با آمریکا و نفی امکان برقراری «رابطه» با شیطان بزرگ اعلام می دارد تا بار دیگر دنیا به تداوم و توانمندی انقلاب اسلامی شهادت دهد۸٫
چند سال می گذرد، روحانیون مبارز بعد از چند انتخابات و با رد صلاحیت تعدادی از وابستگان و اعضای خود در برخی برهه ها فاصله خود از نظام را علنی می کنند و بیانیه هایشان در دفاع از نظام اسلامی و رکن رکین آن یعنی ولایت فقیه صراحت خود را از دست می دهد و کار بدانجا می کشد که بیانیه مجمع روحانیون برای تظاهرات ۳۰ خرداد ۸۸ در خروجی رسانه های خبری داخل و خارج کشور قرار می گیرد و بدین ترتیب حلقه جدایی روحانیون از نظام اسلامی و تبدیل این گروه به یک تشکل برانداز کامل می شود.
اقدام مجمع روحانیون در فراخوان عمومی برای شرکت در یک تظاهرات غیرقانونی تقابل صریحی با نظرات و فرامین صریح رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه بود.
بی شک آن چه که رهبر عزیز انقلاب در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ از آن سخن گفت تبیین سیاست های کلی نظام در برخورد با حوادث پیش رو بود و حتی با تعاریف حداقلی نیز باید بگوییم کسانی که بعد از آن سخنان دست به شورش های خیابانی و یا دعوت مردم به تجمعات خیابانی کردند ضدولایت فقیه محسوب و از کشتی نظام پیاده شده اند.
رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات خود با هشدار به سران گروه ها و جریان های سیاسی که بی شک مجمع روحانیون مبارز یکی از مصادیق آشکار آن محسوب می شد فرمودند: «آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عده ای از اینها حرف شنوی دارند، اینها باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها افراطی گری کنند، دامنه این افراطی گری در بدنه مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمی توانند آن را جمع کنند، که ما نمونه هایش را دیده ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی گری دیگران دامن می زند.
اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون ها و خشونت ها و هرج و مرج ها، آنهایند. من به همه این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه می کنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه کمین کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره هایشان برمی دارند و چهره حقیقی خودشان را نشان می دهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید»۹
اما متأسفانه «این دوستان قدیمی!» به توصیه های امام خویش گوش نسپرده و عملا رهنمودهای ایشان را «فصل الخطاب» ندانسته و بر تداوم راه خطای خویش تاکید کردند و در حالی که انتظار می رفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز در صدر خبرها قرار گیرد، سکوت معنادار این مجمع، دل ملت مسلمان را به درد آورد. و با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب در سخنانی صریح و روشن، معترضان به نتیجه انتخابات را به حرکت در مسیر قانونی و خودداری از «زورآزمایی و اردوکشی خیابانی» توصیه کرده بود، مجمع روحانیون مبارز به دبیرکلی محمد خاتمی تا ساعات پایانی منتهی به این تجمع غیرقانونی در روز شنبه (۳۰ خرداد) تلاشی برای لغو این برنامه نکرد.
مجمع روحانیون مبارز در حالی بر برگزاری این اجتماع غیرقانونی در روز شنبه اصرار داشت که حتی موضع گیری و هشدار آشکار شخصیت های سیاسی و مذهبی هم نتوانست مجمع روحانیون را از برگزاری این مراسم منصرف کند. از صبح روز شنبه که این موضوع به خبر اول سایت ها تبدیل شد، گمانه زنی هایی درباره احتمال لغو این راهپیمایی نیز در کنار آن خودنمایی می کرد، اما با گذشت چند ساعتی از این گمانه زنی ها، خبری از تصمیم مجمع به گوش نرسید.
برخلاف اعتقاد برخی از اعضای مجمع، تعلل سوال برانگیز دبیر این تشکل هم چنان ادامه یافت تا اینکه آشوبگران آرایش نهایی خود را برای ضربه زدن بر پیکره «امنیت شهر» چیدند. در این هنگام بود که ناگهان خبری فوری بر پیشانی سایت ها و خبرگزاری ها نشست: «راهپیمایی امروز مجمع روحانیون لغو شد» اما دیگر دیر شده بود چرا که همه چیز برای خلق یک شرایط غیرعادی مهیا گردیده بود.
ساعاتی بعد، اخبار اندوه بار از آشوب و اغتشاش، یکی پس از دیگری، خیابان آزادی را برای مردم دورترین نقاط کشور نیز به تصویر کشید. آنچنان که منابع رسمی گزارش دادند، علاوه بر خسارت های میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در نزدیکی خیابان آزادی، توسط عناصر مسلح منافقین و اشرار، ۱۰ تن از شهروندان به ضرب گلوله کشته و ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدند و این در حالی بود که جانشین نیروی انتظامی اعلام کرد این نیرو به هیچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است.
بیانیه لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون که ساعت ها معطل امضای دبیر مجمع مانده بود، را شاید بتوان تلاشی تلقی کرد برای خالی کردن شانه از بار مسئولیت و پیامدهای آشوبی که خیابان آزادی را در خود فرو برد!
البته تکلیف این نوع رفتارهای مشکوک، پیش از این از سوی رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود.
آیت الله خامنه ای در جمع میلیونی نمازگزاران تهران با بیان اینکه «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون ها، خشونت ها و هرج و مرج ها خواهند بود»، تکلیف «فرماندهان آشوب ها» را به وضوح روشن کرده بودند.
ادامه دارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-نشریه حوزه (وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی)، شماره ۳۸-۳۷، موسوی خوئینی ها در همان زمان به بهانه برگزاری راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین از عربستان اخراج شد.
۲- صحیفه امام، ج ۲۱ ص ۹
۳- میردار، مرتضی، خاطرات حجه الاسلام والمسلمین ناطق نوری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، تابستان ۸۵، ص ۱۰۹ ۱۳- همان، ص ۱۴۱۲۷- منبع شماره ۶، ص ۱۴
۴-نشریه پنجره شماره ۶۹
۵-رک خاطرات هاشمی، سال ۶۸، صفحه ۲۸۰
۶-همان، صفحه ۲۷۵
۷٫ بیانیه مورخه ۲۰ خرداد ۶۸
۸٫ بیانیه سیزده اردیبهشت ۶۹ مجمع روحانیون مبارز
۹٫ خبرگزاری ها، ۲۹/۳/۸۸

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه