دی ۱۳۹۲ - بسیج جهانی | بسیج جهانی - صفحه 2

این تحلیل برای انتشار در سایت وزین نماینده نگاشته شده است .

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مردم به گروهی که در روزهای پایانی عمر رژیم طاغوت از شاه حمایت می کردند عبارتی را به کار می بردند که شرح حال امروز برخی گروه ها و احزاب حامی فتنه است . مردم از این افراد با عنوان ساواکی های سال ۵۷ یاد می کردند!

امروز و با گذشت نزدیک به ۴ سال از فتنه ۸۸ و در حالی که با قیام میلیونی مردم ایران در نه دی ۸۸ فتنه گران یکی پس از دیگری راه توبه را پیش گرفته و از کرده های خود اظهار ندامت می کنند علی مطهری نماینده تهران یا از روی سادگی و یا از روی تعمد و ماموریت همانند ساواکی های سال ۵۷ به حمایت از فتنه پرداخته است .

تطهیر سران فتنه از سال ها پیش در دستور کار علی مطهری بوده او با طرح این نظر مضحک که فتنه دو طرف داشت یکی احمدی نژاد و دیگری موسوی و کروبی، غائله ۸۸ را به موضوعی بسیار خرد تقلیل داد بی آن که به ابعاد گسترده آن توجه کند این اظهار نظر تکراری این بار با حمله به دستگاه قضایی همراه شد و این که قوه قضائیه مستقل نیست !

این سخن شاید در بادی امر یک اظهار نظر ساده به نظر آید ولی حمله به قوه قضائیه از سوی یک نماینده، بی شک جزو وظایف نمایندگی او محسوب نمی شود چنان چه تا به حال بارها در طول تاریخ انقلاب چنین اتفاقاتی افتاده و برخی نمایندگان به دلیل پاره ای از تخلفات دستگیر و زندانی شده اند .

نمونه بارز آن دستگیری سید احمد کاشانی نماینده دور  دوم مجلس شورای اسلامی است که در ۱۴ آبان سال ۱۳۶۵ به دلیل ایجاد اختلاف میان ارتش و سپاه در شرایط جنگی بازداشت و پس از ۲۸ ماه از زندان آزاد شد .

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به بازداشت این نماینده دور دوم مجلس شورای اسلامی اشاره کرده و همزمان با اشاره به این نکته که تلاش داشته تا کاشانی آزاد شود از زندانی شدن وی دفاع کرده  است.

مورد دوم بازداشت حسین لقمانیان نماینده مجلس ششم می باشد که ۲۵ دی ماه سال ۱۳۸۰ و با نامه تعدادی از نمایندگان ملت به رئیس قوه قضائیه وقت و نیز نامه آیت الله هاشمی شاهرودی خطاب به رهبر معظم انقلاب مبنی بر عفو نامبرده مورد بخشودگیقرار گرفت .

طبیعی است که یک متهم مورد بخشش قرار می گیرد نه فردی که گناهی مرتکب نشده است .

خلاصه کلام این که همه در برابر قانون مساوی بوده و باید به اتهاماتی که متوجه آنها است پاسخ گویند اظهارات علی مطهری در حوزه وظایف نمایندگی بیان نشده و باید جوابگوی اتهاماتی که متوجه او شده باشد.

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

این تحلیل برای درج در سایت وزین نماینده نگاشته شده است .

محسن کدیور یکی از اعضای اتاق فکر فتنه که سالیان مدیدی است از کشور خارج شده و در پناه دشمنان این مرز و بوم علیه انقلاب می نویسد و در این راه از هیچ دروغ و دغلی نیز فروگذار نیست اخیر در مصاحبه با جرس به این سخن که گناه فتنه گران نابخشودنی است اشاره کرده و گفته : تنها گناه نابخشودنی شرک است !
نماینده – این سخن در واکنش به اظهاراتی بر زبان رانده شده است که گناه سران و عوامل فتنه ۸۸ را نابخشودنی خوانده است و کدیور این بار از منظر مدافع فقه اسلامی وارد گود شده و می گوید : در بارگاه الهی تنها گناه «نابخشودنی» شرک بالله است. در نظام قانونی ایران جرم نابخشودنی تعریف نشده است. در تعالیم اسلامی بارزترین صفت خداوند بخشش و رحمت و مغفرت است. آنچه زیبنده‌ی حکومت اسلامی است اسلام رحمانی است نه قساوت، کینه توزی و نابخشودنی دانستن انتقادات مسالمت آمیز. تفاوت این دو شیوه‌ی مدیریت کم نیست.
بی شک مهمترین ویژگی خداوند متعال رحمت وسیع در مقابل گناهکاران است ولی همین خداوند رحمان و رحیم به اذعان جناب کدیور حداقل یکی از گناهان را که همان شرک بالله است نمی بخشاید.
و حال به گناه شرک می پردازیم تا مشخص شود آن چه سران و اصحاب فتنه در سال ۸۸ و پس از آن مرتکب شدند در حد شرک بوده و این گناه در واقع بخشودنی نیست …
هر گاه کسی انسان و یا قدرتی را فراتر از قدرت خداوند متصور شود و قدرت این فرد را در تدبیر امور مردمان فراتر از قدرت الهی بپندارد دچار گناه شرک شده است از این منظر کسانی که به آمریکا پناه برده و از این قدرت شیطانی می ترسند و کسانی که زندگی خود را وقف رضایت این قدرت جهنمی ساخته اند مشرکند و به گفته کدیور خداوند آنان را نخواهد بخشید.
شرک این نیست که تنها به مانند گاو پرستان هند یک حیوان زبان بسته را در تدبیر امور جهان شریک بدانی شرک عیان آن است که قدرت شیاطین انس و جن و در یک کلام شیطان بزرگ را در امور مردمان تا آنجا دخیل بدانی که تسلیم بی قید و شرط را در برابر این قدرت به دیگران توصیه کنی …
رهبر معظم انقلاب ۱۶ اردیبهشت سال جاری در دیدار با کارگزاران نظام به این مسئله اشاره کرده و می فرمایند : شرک آن است که افرادی آلت دست سیاست‌های سرویس‌های جاسوسی انگلیس و امریکا شوند و با اقدامات خود مسلمانان را غم‌دار کنند.
حال سخن اساسی و پرسش بنیادین از امثال کدیور این است که شما چه برداشتی از معنای شرک دارید ؟ آیا بندگی طواغیت زمان شدن و بر علیه مسلمانان و منافع کوتاه مدت و دراز مدت مستضعفین جهان علم طغیان برافراشتن شرک نیست ؟!
چنان چه شاعر شیرین سخن سعدی شیرازی می فرماید:
روی از خدا به هر چه کنی شرک مطلق است    توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
از سوی دیگر برخی گناهان از نگاه معصوم در حد شرک به خدا قلمداد شده اند که تخفیف حکم فقیه جامع الشرایطی که زمام امور مسلمانان از طرف معصوم را عهده دار است یکی از این گناهان است.
از امام صاق (علیه السلام) درباره ی دو نفر از شیعیان که بر سر مسائل دینی و یا مسائل دنیوی و میراث، نزاع و اختلاف داشتند، سؤال شد که برای قضاوت و دادگری و رفع تخاصم و اختلاف نزد چه کسی بروند؟ امام آنها را از مراجعه به طاغوت و حاکم ستمگر باز می دارند و دستور می دهند که به راویان احادیث و کارشناسان و متخصصان در مسائل دینی مراجعه کنند و در ضمن می فرمایند:
«فَإِنّی قَد جَعَلتُهُ عَلَیکُم حاکِماً فَإِذا حَکَمَ بِحُکمِنا فَلَم یَقبَلهُ مِنهُ فَإِنَّما استَخَفَّ بِحُکمِ اللهِ وَ عَلَینا رَدَّ وَ الرّادُّ عَلینا الرّدُّ عَلَی اللهِ وَ هُوَ عَلی حَدِّ الشِّرکِ بِاللهِ…»
من او (فقیه و متخصص در دین) را حاکم بر شما قرار دادم. پس آن گاه که بر اساس حکم ما داوری کرد و کسی از او نپذیرفت، همانا آن کسی حکم خدا را کوچک و سبک شمرده، حکم و فرمان ما را ردّ کرده است و ردّ حکم ما، رد حکم و فرمان خداوند است و این در حدّ شرک به خداوند است.
براساس روایت فوق، اگر فقیه جامع الشرایطی متصدّی تشکیل حکومت و یا انجام امور حکومتی شد، کسی که با او مخالفت کند و سخن و فرمان او را ردّ کند، مثل این است که با امامان معصوم مخالفت کرده باشد، و مخالفت با آنها در حکم و در حدّ شرک به خداوند است.
حال سوال اینجا است که آیا سران و اصحاب فتنه در آن چه سال ۸۸ شاهد آن بودیم و پس از آن از ولایت الهی خارج و به ولایت طاغوت وارد نشده اند؟
آیا آنان از آنچه ولایت فقیه به عنوان نائب معصوم بارها و بارها در سخنرانی های عیان و نهان مسئولان و …را از آن بیم داد تخطی نکردند؟
آیا سران و اصحاب فتنه از حکم فقیه جامع الشرایطی که عهده دار اداره کشور از سوی معصوم است تخطی نکرده اند؟
شاید گفته شود که حضرات به ولایت فقیه اعتقادی ندارند که این عذر بدتر از گناه بوده و نفاق نیز خود شعبه ای از شرک است . سران فتنه با قبول قانون اساسی که رکن رکین آن ولایت فقیه است به عرصه انتخابات وارد شده بودند و حال چگونه می توانند بگویند ما ولایت فقیه را قبول نداریم ؟!
در این زمینه گفتنی ها بسیار است که به عنوان نمونه به یکی از این موارد اشاره و به سخن خود پایان می دهیم.
امام خمینی در سال ۱۳۵۸ زمانی که هواداران یکی از مراجع وقت به خیابان ها ریخته و با سوء استفاده از حمایت های این مرجع علیه نظام اسلامی شوریدند سخنی گفتند که این سخن باید نصب العین همه باشد : قیام بر ضد حکومت اسلام، خلاف ضروری اسلام است. خلاف اسلام است بالضروره. حکومت الآن حکومت اسلامی است. قیام کردن برخلاف حکومت اسلامی، جزایش جزای بزرگی است…قیام بر ضدِ حکومت اسلامی در حکم کفر است. بالاتر از همه معاصی است.
حال سوال از ما و پاسخ از شما : آیا سران فتنه مردم را به آشوب و قیام علیه نظام اسلامی دعوت نکردند؟!

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

این گزارش برای درج در سایت وزین نماینده نگاشته شده است .

مرگ ماجدالماجد آن هم در زندان و در حالی که بایستی تحت نظر می بود و انتشار اخباری مبنی بر این که عربستان خواستار استرداد او شده است و همچنین لبنان نیز موافقت ضمنی خود را با این درخواست اعلام کرده بود، سوالات زیادی را در اذهان به وجود آورده است .

از ماجد الماجد که عامل عملیات تروریستی مقابل سفارت ایران در بیروت محسوب می شود به عنوان جعبه سیاه آل سعود یاد می شد؛ جعبه سیاهی که امروز با کوله باری از اطلاعات افشا نشده عازم دیار باقی شده است. هرچند اصل این خبر را هم تا لحظه تنظیم این گزارش به سختی می توان باور کرد، چرا که اولین بار العربیه بود که خبر مرگ الماجد را مخابره کرد و این احتمال تا زمان انتشار جزییات بیشتر، همچنان پا برجاست که این سروصداها تنها یک جنگ زرگری برای فراری دادن وی بوده و حتی اگر در آینده نیز جعلی بودن این خبر فاش شود، هزینه آن بسیار کمتر از اعتراف های احتمالی الماجد برای عربستان خواهد بود.

از دیگر سو؛ خبر مرگ الماجد در اولین ساعات انتشار، اخبار مربوط به انفجار ضاحیه را نیز که در راس مطالب رسانه های منطقه قرار گرفته بود به حاشیه برد. این در حالی ست که انفجار ضاحیه با هر رویکردی که تحلیل شود می تواند بازده رسانه ای قابل توجهی برای حزب الله داشته باشد.

با این همه بی شک کسی نمی پذیرد که فردی تا این اندازه حساس از لحاظ اطلاعاتی و امنیتی به ناگاه شب بخوابد و صبح از خواب بیدار نشود از این جهت باید آل سعود به سوالاتی چند پاسخ دهد.

۱- اولین سوال چرایی مرگ ماجد الماجد و آن هم در حالی است که اعترافات مهمی علیه آل سعود تاکنون بر زبان رانده است؛ می باشد . چه کسی از مرگ این عنصر مهم که نقش حساسی در ترورهای منطقه داشت سود می برد؟

۲- ترور مشاور سعد حریری چه ارتباطی با سایر ترورها داشته و ماجد الماجد در این میان چه نقشی داشته است؟ نقش ماجد الماجد در انفجار سفارت ایران در بیروت واضح بود و کسی به خاطر این مسئله، ماجد الماجد را نمی کشد باید دلیل قتل این متهم را در جنایات دیگر او جست و جو کرد. از جمله این جنایات می توان به ترور مشاور سعد حریری که از قضا حامی سیاست های آل سعود در لبنان بود اشاره کرد. اگر در اعترافات ماجد الماجد به این نکته اشاره می شد که عربستان در ترور مشاور سعد حریری نقش داشته چه آبروریزی بزرگی عاید عربستان می شد؟ آیا این اعتراف اثبات نمی کرد که ترور رفیق حریری نیز با دستور آل سعود صورت گرفته است ؟

۳- ارتباطات بندر بن سلطان رئیس دستگاه اطلاعات سعودی با ماجد الماجد از جمله اعترافات متهم بخت برگشته بود . قتل این فرد چه ارتباطی با بندر می تواند داشته باشد . آیا می توان احتمال داد که عربستان برای درز نکردن سایر اطلاعات محرمانه دست به این جنایت زده است ؟

۴- کمک چند میلیارد دلاری عربستان به ارتش لبنان آن هم بعد از دستگیری ماجد الماجد چه معنایی می تواند داشته باشد . آیا این کمک را می توان رشوه تلقی کرده و به این نتیجه رسید که عربستان از سویی می خواهد ارتش لبنان را در مقابل حزب الله تقویت و از نقش منطقه ای جبهه مقاومت بکاهد و از سوی دیگر ارتش این کشور را برای از میان برداشتن ماجد الماجد که امروز  مزاحم سیاست های منطقه ای آل سعود است تشویق کند؟

این سوالات و پرسش های دیگری نظیر آن باید پاسخ داده شود چرا که بی شک دشمنان فرامنطقه ای از برخی ترورها از جمله ترور مشاور سعد حریری علیه حزب الله و همچنین دولت سوریه استفاده ها کرده اند و پاسخ به این سوالات می تواند پشت پرده این سوء استفاده ها را عیان سازد.

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه