تیر ۱۳۹۳ - بسیج جهانی | بسیج جهانی - صفحه 4

امروز به مصاحبه ای از صادق زیباکلام در رابطه با برادرش سعید زیباکلام برخوردم …صادق در این مصاحبه در ظاهر علیه برادرش سخن ها گفته ولی من وقتی متن کامل این مصاحبه رو خوندم میلیون ها برابر ارادتم به سعید بیشتر شد …بیشتر شد تا حد ارادت …عشق …
بخش هایی از این مصاحبه که صادق زیباکلام خواسته عیب برادرش را عیان کند با مرور کنید می دانید دلیل ارادت بنده به سعید از کجا است
***
* برادرام سعید فقط با من این طور نیست. او در مواجهه با هر کسی که از نظر عقیدتی مقبول نباشد. اصرار چندانی به حفظ رابطه ندارد. این حکم کلی حتی شامل فرزندان ایشان یعنی برادرزاده‌های من هم می‌شود. ما هم دیگر قبول کرده‌ایم که عقیده برای ایشان خیلی مهم‌تر از مناسبات و امور انسانی عاطفی است.
* ایشان در اعتقادات و افکار و عقایدش خیلی جدی است و اصلا اهل مسامحه و مصالحه نیست.
* اساسا برادر من، فوق‌العاده مذهبی است و این مذهبی بودن، چیزی نیست که بعد از انقلاب در فکر و عمل او ایجاد شده باشد. ایشان قبل از انقلاب هم، حتی زمانی که ۱۲-۱۰ ساله بود، به شدت مذهبی بود. من دو تا خواهر دارم و خوب یادم هست که وقتی دخترهای همسایه‌ی ما، می‌خواستند با خواهرهایم به خانه ما بیایند. هر وقت که برادرم سعید در خانه بود، به خانه ما نمی‌آمدند. این داستان برای اواسط دهه ۱۳۴۰ است. برادرم واقعا دوست نداشت دخترهای بی‌حجاب، ولو که دوستان خواهری‌های ما باشند، وارد خانه ما شوند.
*سعید هر چه بزرگتر شد، مذهبی‌تر هم شد. او تقریبا از همان سن ۱۶ سالگی، یعنی در اوایل دهه ۱۳۵۰ با آن بخش از فامیل ما که بی‌حجاب بودند، اصلا رفت و آمد نمی‌کرد. با کسی هم تعارف و شوخی نداشت! وقتی هم آن اقوام ما به خانه‌مان می‌آمدند، سعید اصلا جلو نمی‌امد که با آنها سلام و علیک بکند.
* من هیچ وقت به خودم اجازه نمی‌دهم با آن دسته از بستگانم که بی‌حجاب هستند، رفت و آمد نداشته باشم. اما برادرم با بی‌حجاب‌های فامیل، رفت و آمدی ندارد. او فقط با آن بخش از فامیل ما رفت و آمد دارد و در عروسی‌ها و عزاداری‌های آنها شرکت می‌کند که چادری و مقید هستند.

*من نمی‌توانم با کسانی که بی‌دین هستند، به صرف بی‌دین بودن، قطع رابطه بکنم. ولی برادرم خیلی راحت با نزدیک‌ترین افراد هم اگر عامل به احکام اسلام نباشند، قطع رابطه می‌کند. یعنی حتی اگر کسی نماز هم نخواند، برادرم خیلی به او نزدیک نمی‌شود.

*برادر من با هر چیزی که ملهم و متاثر از غرب باشد، با تمام وجود مخالف است. او اساسا غرب را از حیث اندیشه و فلسفه و اقتصاد و مناسبات اجتماعی و سیاسی اقتصادی، پست و ناپاک و پلید می داند. او من‌حیث‌المجموع، غرب را جرثومه فساد و تباهی می‌داند.

* چرا دکتر سعید زیباکلام از احمدی‌نژاد طرفداری می‌کرد؟ برای اینکه معتقد بود احمدی‌نژاد با تمام توان در برابر غرب ایستاده است. چرا برادر من از هاشمی با تمام وجود متنفر است؟ برای اینکه او معتقد است هاشمی می‌خواست ایران را مثل ژاپن و برزیل کند. چرا برادرم با تمام وجود از خاتمی و اصلاح‌طلبان بیزار است؟ چون او معتقد است که خاتمی و اصلاح‌طلبان می‌خواستند دموکراسی غربی را در ایران پیاده کنند.
*در آن دو سال، که احمدی‌نژاد با نظام و رهبری زاویه پیدا کرده بود، تا جایی که من در جریان هستم، برادرم دیگر مثل گذشته از احمدی‌نژاد حمایت نمی‌کرد، ولی تا قبل از آن، با تمام وجود از احمدی نژاد حمایت می‌کرد.

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

امیرحسین صادقی مدافع ملی پوش استقلال و بازیکن تیم ملی در بازی های جام جهانی : یکی از خبرنگاران آرژانتینی قبل از بازی از من پرسید مسی را چکار می‌کنی؟ من همان لحظه به ذهنم این جمله رسید «ما با مسی بازی نداریم، ما ایرانی‌ها از نژاد آریایی هستیم و نژاد برتر دنیا. هشت سال برابر تحریم‌ها و پیش از آن هشت سال در جنگ با عراق کمر خم نکردیم، حالا این که مسی است.» باور کنید در هیچ جای دنیا، چنین حریفی برابر آرژانتین پیدا نمی‌شود که آنها دیماریا و هیگوآین را تعویض کنند و مسی هم این قدر سردرگم باشد. ما در برزیل از وجاهت مردم ایران دفاع کردیم. اما توقع نداشتم آنها درباره فوتبالیست‌ها اینگونه حرف بزنند…
نکته : ۱- نژاد پرستی تهوع آور و ربط دادن این نژاد پرستی به دفاع مقدس و تحریم ها و …حالم رو به هم میزنه …فلان فلان شده کی گفته ایرانی ها نژاد برترن …ایرانی ها هم مثل باقی مردم دنیا اگر فاصلشون با اون حقیقت برتر کم بشه به همون اندازه نسبت به سایر ملل برتری پیدا میکنن و بالعکس …از این واژه نژاد برتر متنفرم …متنفر …
۲- خدا رو شکر باختن …دو بازی رو باخته و یکی رو هم مساوی کردن الان کار خودشون رو با دفاع مقدس ، عبور از تحریم ها و …مقایسه میکنن …اگه آرژانتین رو برده بودن باید دهن تک تک این ملت رو صاف میکردن …

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

وقتی صحبت های آقای روحانی رو شنیدم که می گفت والله تا الله بالله دوره هشت ساله ۸۴ الی ۹۲ تکرار نخواهد شد به ناگاه یاد قسم دروغ شیخ قدرت نوچه امروز هاشمی و نوکر دیروز موسوی خوئینی ها افتادم که سال ۸۴ با صدای رسا فریاد زد «من انتخاب آقای هاشمی را با ۲۰ میلیون رأی الآن تحلیل و اعلام می‌کنم ولی اگر یک صدم آقای هاشمی در این کشور انتخاب نشود، والله و تالله خود من هم از مجلس به‌عنوان نماینده بیرون می‌آیم و در مجلسی که هاشمی نباشد، نمی‌مانم. تمام خبرگزاری‌ها مخابره کنند که علیخانی به‌عنوان نماینده قزوین اعلام کرد که اگر در این انتخابات، آقای هاشمی پیروز نشود و دیگری پیروز شود، استعفا خواهم داد. حالا آقایان مخالفین در قزوین فکر کردند که مجلس برای ما تحفه است، ما به مجلس ارزش دادیم و می‌دهیم، ما افتخار دادیم به این مجلس.»

نشان به آن نشان که احمدی نژاد رئیس جمهور شد هاشمی هم نشد و شیخ قدرت هم استعفا نداد و …
آیا روحانی هم به سرنوشت شیخ قدرت مبتلا خواهد شد ؟ آیا او نیز رسوا خواهد شد ؟ الله اعلم

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه