دی ۱۳۹۳ - بسیج جهانی | بسیج جهانی - صفحه 3

یادش بخیر دانشگاه استادی داشتیم که همه درس ها رو تدریس می کرد از فقه گرفته تا فلسفه و کلام و عرفان و اخلاق و …عادت شدیدی داشت به پیچیده کردن مسائل بسیار ساده …بعد از مدتی که پای درس این استاد نشسته بودم امور ساده زندگی رو هم پیچیده می دیدم …یکی از دوستان تعریف می کرد این استاد در کلاس فقه فرموده بودند « تو فقه questionهای زیادی هست که اگه answer نشه صد در صد puzzleبه وجود میاد !» منظور استاد ظاهرا این بوده که تو فقه سوال های زیادی هست که اگه به این سوال ها پاسخ داده نشه صد در صد سوال به وجود میاد و بنده خدا ظاهرا بعد عمری پیچیده سازی امور ساده نمی توانست ای امر بسیار ساده رو ساده به گوش دیگر بندگان خدا برسونه …بگذریم ! این روزها با تعدادی از دوستان شاعر مسلک روشنفکر مآب که صحبت میکنم همین حس رو دارم …بندگان خدا خیلی تلاش دارن که امور ساده و روزمره زندگی رو پیچیده کنن ! نمیدونم چرا …این چه مرضیه !

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

وقتی که حکمران چمن باد می شود
اول تبر حواله شمشاد می شود
دیگر چه مکتب و چه مرام و چه مسلکی ؟
در گلشنی که قبله نما باد می شود
بلبل خموش ، غنچه گرفتار ، گل ملول
یعنی چمن مدینه بیداد می شود
جایی که سنگ زمزمه عشق سر دهد
آن جا است تیشه ، قاتل فرهاد می شود
یک عمر آن که بود مجلد به جلد دوست
درگیر و دار حادثه جلاد می شود
راز قبیله را بفروشد به ارزنی
صیدی که سرسپرده صیاد می شود
زخمی که اعتماد ز نیرنگ می خورد
هر روز هر چه می گذرد حاد می شود
ساقی ! بریز باده ، مخور غم که پیر گفت
روزی بنای میکده آباد می شود
محمد سلمانی

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

امروز با یکی از دوستان در مورد فضای مجازی و این که زیر پوست شهر وضعیت خراب است صحبت می کردیم و این که زیر پوست شهر مطبوعات ، رسانه های دیداری و شنیداری و یا حتی مساجد و حسینیه ها نیست کافی است سری به فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی بزنید و ناشناس گذر کنید تا بدانید که وضعیت اجتماعی چگونه است و …

البته بنده مثل بسیاری به جامعه بدگمان نیستم و وضعیت را آن گونه آلوده نمی دانم که نشود کاری کرد ولی باید واقعیت را دید و بعد به فکر درمان افتاد …بگذریم …

این دوست تعبیر جالبی در مورد شبکه های مجازی مثل فیسبوک داشت او این شبکه ها را به یک دستشویی عمومی تشبیه کرد که در این دستشویی شما به اجبار وارد می شوید و اگر در خانه باشید یا جایی که به دستشویی تمیزی دسترسی دارید به دستشویی عمومی نمی روید …این دوست می گفت مثلا در فلان اداره کسی پشت درب دستشویی رادیو فردا را تبلیغ می کند و کسی دیگر می نشیند و می نویسد رادیو فرهنگ ! دستشویی عمومی جای فرهنگ سازی نیست جای آن است که شما کار ضروری خود را بکنید و سیفون را بکشید و بلند شوید و بروید !

این دوست عزیز باز می گفت که برای فرهنگ سازی در شبکه های اجتماعی و یا در و دیوار نوشته های این دستشویی عمومی باید یک مسئولی مانند همان مسئولی که در دستشویی عمومی ها داریم داشته باشیم و گرنه کار مخاطبان این شبکه ها آن نیست که در مقابل در و دیوار نوشته ها موضع بگیرند و فرهنگ سازی کنند …

از صبح دارم در مورد این تعبیر که آیا صحت دارد یا نه و آیا عموم مردم در فضای مجازی وظیفه ای دارند یا نه و آیا اصلا این شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک خیری دارند یا نه فکر می کنم ولی به نتیجه ای نرسیدم ! …باقی بماند برای بعد !

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي یک دیدگاه