فروردین ۱۳۹۴ - بسیج جهانی | بسیج جهانی

بعضی از دوستان نوشتن که چرا پدر شهید احمدی روشن این همه حرف میزنه و چرا از خون شهیدش این همه استفاده و یا سوء استفاده میکنه …

کشور ما کشور معیارهای دوگانه است …وقتی که فرزند ، نوه ، نتیجه ، نبیره و نتیجه خاله فرزند عمه امام از انتساب دور و نزدیک به امام ، وقتی فرزند شهید مطهری از انتساب به اون شهید ، وقتی فرزند فلان سردار شهید مثل شهید همت از فرزند بودن آن شهید این همه استفاده میکنن و اظهار نظر و اظهار نظرهاشون همه صائب و جاریه و یکی پا میشه به یکی به خاطر تنها انتسابش به امام میگه حضرت علامه بهمانی چرا پدر شهید احمدی روشن حق نداشته باشه که از حق پدری خودش استفاده کنه پدر که حقش به فرزند بیشتر از حق فرزند به پدره !
معیارهای دوگانه چندش آورترین مسئله برای بنده از اول تا الان بوده …یک کار اگر غلط باشد از هر فردی که باشد غلط است و من و شما و ایشان و آن ها و …ندارد …
والسلام

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

مناظره مهدی محمدی رو با بهشتی پور از اینترنت دانلود کردم و کامل دیدم …چقدر زیبا مهدی محمدی عزیز با آقای بهشتی پور از موضع ادب مناظره کردند و چقدر بی ادبانه آقای بهشتی پور حتی یک دقیقه اجازه نمی دادند بدون پارازیت سخنان ایشان مردم کلام منتقد را بلا انقطاع گوش دهند …

واقعا این مناظره برای من حجتی است که بدانم مدعیان ادب و این جمله تاریخی که ادب مرد به ز دولت او است در بی ادبی گوی سبقت را از همه ربوده اند …استادان دانشگاه ما این باشند وای بر آینده علم و دانش در این کشور …

ارادتی که من به مهدی محمدی داشتم و این ارادت از مدت کوتاهی که بنده با ایشان در کیهان همکار بودم و ایشان دبیر سیاسی کیهان بودند ایجاد شده بود امروز هزاران برابر شد …

ایران به وجود عزیزانی چون مهدی محمدی که موضع خود را در نهایت ادب می گویند و بی ادبی فحاشان آنان را از صحنه بیرون نمی کند نیاز دارد و من این مناظره را به فال نیک می گیرم …

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

یک شعر زیبا و معنا دار برای یک گروه خاص در کشور که آمد و شد قدرت ها آن ها را به این سو و آن سو می کشد …لعنت الله علیهم اجمعین !

 

وقتی که حکمران چمن باد می شود

اول تبر حواله ی شمشاد می شود

دیگر چه مکتب و چه مرام و چه مسلکی؟

در گلشنی که قبله نما باد می شود

بلبل خموش ، غنچه گرفتار ، گل ملول

یعنی چمن مدینه ی بیداد می شود

 

جایی که سنگ زمزمه ی عشق سر دهد

آنجاست تیشه قاتل فرهاد می شود

یک عمر آن که بود مجلد به جلد دوست

در گیر و دار حادثه جلاد می شود

راز قبیله را بفروشد به ارزنی

صیدی که سرسپرده ی صیاد می شود

زخمی که اعتماد ز نیرنگ می خورد

هر روز هر چه می گذرد حاد می شود

ساقی ! بریز باده ، مخور غم ، که پیر گفت

روزی بنای میکده آباد می شود

محمد سلمانی

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي یک دیدگاه