وقتی که حکمران بعضی ها باد می شود ! | بسیج جهانی

یک شعر زیبا و معنا دار برای یک گروه خاص در کشور که آمد و شد قدرت ها آن ها را به این سو و آن سو می کشد …لعنت الله علیهم اجمعین !

 

وقتی که حکمران چمن باد می شود

اول تبر حواله ی شمشاد می شود

دیگر چه مکتب و چه مرام و چه مسلکی؟

در گلشنی که قبله نما باد می شود

بلبل خموش ، غنچه گرفتار ، گل ملول

یعنی چمن مدینه ی بیداد می شود

 

جایی که سنگ زمزمه ی عشق سر دهد

آنجاست تیشه قاتل فرهاد می شود

یک عمر آن که بود مجلد به جلد دوست

در گیر و دار حادثه جلاد می شود

راز قبیله را بفروشد به ارزنی

صیدی که سرسپرده ی صیاد می شود

زخمی که اعتماد ز نیرنگ می خورد

هر روز هر چه می گذرد حاد می شود

ساقی ! بریز باده ، مخور غم ، که پیر گفت

روزی بنای میکده آباد می شود

محمد سلمانی

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي یک دیدگاه

  1. سلام اخوی
    شما هم که جهانی می اندیشی

دیدگاه‌تان را ارسال کنید