به مناسبت سالگرد مرحوم آیت‌الله طالقانی … و زبان گویایش شمشیر مالک ‌اشتر بود | بسیج جهانی

سیدروح‌الله امین‌آبادی
۱۹ شهریور هر سال یادآور درگذشت بزرگمردی است که در به ثمر نشستن انقلاب زحمات طاقت‌فرسایی کشید، سال‌ها زندان را تحمل کرد و درد مردم درد او بود و امام امت او را برای اسلام چون ابوذر خواندند.
آیت‌الله طالقانی با عظمت و ثبات شخصیتی که داشت همواره مورد کینه و در عین حال هوس ضد انقلاب قرار داشت، آنان گمان می‌کردند می‌توانند از شخصیت آیت‌الله طالقانی در تقابل با انقلاب بهره برده و با به وجود آوردن یک دوقطبی کاذب رهبری نظام نوپای اسلامی را در شخصیت‌های مختلف تقسیم کنند!
از روز نخست پیروزی انقلاب این توطئه از سوی گروهک‌های چپ و راست شدت گرفت، دشمنان حتی پیش از پیروزی انقلاب در برهه‌ای که سقوط پهلوی قطعی شده بود نیز تلاش داشتند افرادی چون آیت‌الله شریعتمداری را به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل و در رهبری نهضت انشقاق ایجاد کنند، آمریکا در این برهه بر روی شخصیت‌های متعددی سرمایه‌گذاری کرده بود که بتواند با نفوذ بر روی آنان این شخصیت‌ها را در مقابل امام خمینی(ره) قرار داده و با تقسیم رهبری در عمل انقلاب را با شکست مواجه کنند.
آنچه که برای آمریکا و لانه جاسوسی مهم به نظر می‌رسید تمرکز بر شخصیتی بود که این قابلیت را داشته باشد و بتواند آنچه را که آمریکا می‌خواهد در صحنه سیاسی ایران پیاده کند، شخصیت‌های بسیاری در این میان آزموده شدند. آیت‌الله طالقانی یکی از این شخصیت‌های مبارز و ضدآمریکایی بود که سابقه ممتدی از مبارزه و زجر و شکنجه در راه اسلام و انقلاب داشته است و در این رابطه غائله دستگیری فرزند ایشان در بهار ۵۸ به وجود آمد تا شاید از آن برای نفوذ استفاده و قطب‌بندی شود.
آیت‌الله طالقانی با علم به این توطئه به قم رفته و پس از دیدار با امام امت طی پیامی تاکید کرد «رهبری حضرت آیت‌الله خمینی را نه ما بلکه دنیا پذیرفته است، همه می‌دانند که این رهبری رهبری غیرعادی بود، بر طبق موازینی که دنیا در رهبری دارد نبود، رهبری است که منشأ آن ایمان، تقوا، وارستگی، صمیمیت و قاطعیت می‌باشد.»
ابوذر انقلاب همچنین با ‌اشاره به توهین‌ها و هتاکی‌های برخی گروه‌ها علیه نهادهای انقلاب از جمله سپاه و کمیته‌ها تاکید می‌کند: «درباره کمیته‌ها و پاسداران در روزنامه‌ها مطالبی نوشته شده و حمله‌هایی به اینها شده که به نظر من این حمله‌ها یا ناآگاهانه است یا مغرضانه … چه کسی توانست تهران این شهر بزرگ و شهرهای دیگر مخلوط و ترکیب شده از عوامل ضد انقلاب، ساواک، سیا، اسرائیل و همین‌طور عوامل بی‌مسئولیتی که می‌خواهند به خانه‌ها و نوامیس مردم تجاوزکنند را حفظ کند؟ همین کمیته‌ها و همین پاسدارها بودند.» (۱)
آیت‌الله طالقانی همچنین طی یک سخنرانی در مدرسه فیضیه قم درمورد کسانی که با نظر امام مخالف هستند می‌گوید: «نه دولت می‌تواند مقابل امر ایشان که امر معتبر و مرجعی است و مردم به مرجعیت قبولش دارند مخالفت کند و نه هیچ کس دیگر، مخالفت با رهبری و شخص ایشان مخالفت با دین اسلام است.» (۲)
استعمار را در همه دنیا دفن خواهیم کرد
۵ مرداد ماه سال ۱۳۵۸ اولین نماز جمعه تهران به امامت آیت‌الله طالقانی برگزار شد، آیت‌الله طالقانی در جای جای خطبه‌ها بر نقش محوری امام خمینی تاکید کرده و پیام انقلاب را به گوش جهانیان می‌رساند، مرور بخش‌هایی از خطبه‌های «ابوذر انقلاب» می‌تواند پاسخگوی منافقینی باشد که به دنبال سوءاستفاده از شخصیت آیت‌الله طالقانی هستند، او در این خطبه‌ها می‌گوید: «مگر ما سپاه کم داریم؟ سپاه ما مخصوص به برادران ارتش ما نیست. زن و مرد، کوچک و بزرگ، سپاه اسلام است و پاسدار اسلام است. استعمار بیاید جلو، قشونش را بیاورد جلو، حالا که از پشت پرده می‌آید، آشکار بیاید. یا همه ما باید بمیریم یا استعمار را در تمام دنیا دفن خواهیم کرد. اگر به جای خود ننشینید، من پیرمرد، من ضعیف، من مریض مسلسل به دست می‌گیرم، پشت ‌تانک می‌نشینم. امام خمینی هم پشت ‌تانک می‌نشیند.»
آیت‌الله طالقانی در خطبه‌های نماز جمعه به مدعیان خلق و کسانی که دوست داشتند از شخصیت ایشان برای رسیدن به اهداف شیطانی خود بهره برند نیز گفت: «من تعجب می‌کنم…عده‌ای مدعی هستند آزادی نیست، گاهی یک درگیری‌های موضعی، یک چند نفر ‌اشخاص ناآگاه یا غیرمسئول عملی انجام می‌دهند، در این روزنامه‌ها ببینید چه جار و جنجالی و چه هوچیگری‌هایی که آزادی نیست. آیا کسی جلوی کسی را گرفته؟… اینها [اشاره به مردم حاضر در نماز] مردم هستند. همین خلقی که عده‌ای طرفدارش هستند. اینها هستند رأی می‌دهند. اینها هستند که دنبال رهبر هستند. ما نمی‌دانیم این خلق، این قشری که حقش تضییع شده و آزادی‌اش سلب شده اینها کی هستند. اگر این مردم‌اند که همه پشت سر رهبرند. همه وظیفه دینی و اسلامی‌شان را از ابتدای این حرکت این جنبش، این انقلاب روی وظایف اسلامی و ملی و دینی‌شان انجام دادند حالا هم دارند انجام می‌دهند.»(۳)
نقش عمارگونه آیت‌الله در بحران کردستان
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی زمزمه‌های تجزیه‌طلبی در گوشه و کنار کشور بلند می‌شود، عده‌ای در کردستان علم خودمختاری را بلند کرده و روزی نیست که از این دیار خبری از قتل و کشتار مردم بی‌گناه و مظلوم این سامان توسط عوامل احزاب شناخته شده‌ای چون حزب دمکرات و کومله به تهران نرسد.
عزالدین حسینی عامل ساواک که پس از انقلاب گمان می‌کرد پرونده سفیدی دارد و کسی از عامل بودن او اطلاعی ندارد پای به میدان گذاشته و می‌گوید اگر جبرئیل امین نیز نازل شده و خودمختاری ما را قبول نکند نمی‌پذیریم!
آیت‌الله طالقانی بارها در سخنان خود پاسخ این احزاب شیطانی را داده و بر ضرورت سرکوب ضدانقلاب و نجات مردم کردستان از چنگال خون‌آلود آنان تاکید کرده بود، بی‌شک خطبه‌های نماز جمعه ۹ شهریور ۱۳۵۸ و چند روز پیش از وفات در این زمینه تاریخی و مثال‌زدنی است.
آیت‌الله طالقانی در خطبه‌های نماز جمعه ۹ شهریور ۵۸ مباحث بسیار مهمی را مطرح کرده و به تبیین واقعیات میدانی کردستان پرداخته و تاکید کرد: «آیا تا به حال این مسئله مطرح شده که اینها چه می‌خواهند؟ به حسب ظاهر چند مسئله را مطرح می‌کنند و می‌گویند خواسته‌های ما این است ولی در باطن چیست؟… می‌آیند می‌گویند که می‌خواهیم در سرنوشت خودمان مختار باشیم، فرهنگ کردی را تعلیم بکنیم، خوب بکنید چه کسی جلوگیری کرده است…آخرش هر کاری خواستیم خودمان بکنیم فقط دولت مرکزی به ما نان بدهد، آرد بدهد، نفت بدهد، پول بدهد، آخر مسئله به اینجا می‌رسد، هیچ حق دخالتی در کار ما ندارید. نفت را از خوزستان بیاورند به اینها بدهند و اینها هیچ تمکینی از دولت مرکزی نداشته باشند. این شدنی است؟»
آیت‌الله طالقانی در پایان به صراحت می‌گوید: «ما این انقلاب را مفت به‌دست نیاوردیم که بازیچه یک مشت بازیگر بین‌المللی باشیم. هزاران نفر از بهترین جوان‌های ما کشته شدند، خیال می‌کنند مفتی؟ بعد بلوچستان، بعد خوزستان، بعد دولت مرکزی تهران و کویر لوت و کرمان! عاقبت کار همینه، این خیانت بزرگی است… این ملت تحمل نمی‌کند. قرآن هم تحمل نمی‌کند. قرآن می‌گوید: «قاتلوهم حتی لاتکون فتنه» هرجا فتنه شد باید بجنگید. فتنه را قرآن و دین ما تحمل نمی‌کند…»(۴)
از این روی بود که پس از رحلت آیت‌الله طالقانی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ امام خمینی(ره) در پیامی تاکید کردند: «او براى اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویاى او چون شمشیر مالک ‌اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او بابرکت.» (۵)
پی‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.

 

منبع : کیهان

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه


دیدگاه‌تان را ارسال کنید