روزنوشت هاي فلسفي | بسیج جهانی - صفحه 10

سوم آذر ماه سال ۱۳۶۰ روزنامه های کشور در صفحه اول خود از یک تکنولوژی پیشرفته خبر دادند که ایرانی ها به آن دست یافته اند !
خبر این بود : ماشین های چاپ لاتین کامپیوتری تبدیل به سیستم چاپ فارسی شد .

در تشریح خبر آمده بود : روابط عمومی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد ماشین های چاپ لاتین کامپیوتری با تلاش دو تن از دانشجویان رشته کامپیوتر جهاد سازندگی تبدیل به سیستم چاپ فارسی شد. در این اطلاعیه آمده است : به منظور بهره برداری هر چه وسیع تر از امکانات موجود در جهت نیل به استقلال اقتصادی دو تن از دانشجویان رشته کامپیوتر جهاد دانشگاهی موفق شدند ماشین های چاپ لاتین کامپیوتری کمپانی دیجیتال آمریکا را به صورت فارسی و لاتین قابل استفاده کنند.
امروز سه دهه از آن روزها می گذرد و ایران از تکنولوژی ساده و پیش پا افتاده به تولید ماهواره ، انرژی هسته ای ، تلاش برای ارسال انسان به فضا و …رسیده و همچنان عده ای می گویند ما در تولید آبگوشت و بزباش هم توان رقابت نداریم !

پ ن

جمهوری اسلامی در طول سه دهه گذشته از تکنولوژی ساده تبدیل ماشین های چاپ لاتین به سیستم چاپ فارسی امروز به حدی رسیده است که قادر است در فناوری های روز و پیچیده جهانی با قدرت های برتر مباررزه و مقابله کند ، تولید ماهواره های بومی و تلاش برای فرستادن انسان به فضا و از سوی دیگر پیشرفت های خیره کننده در انرژی هسته ای که دشمنان را به هراس انداخته و در این جهت مجبور ساخته است تا دور هم نشسته و برای کند و یا متوقف کردن این پیشرفت چاره ای بیندیشند در این راستا باید ارزیابی شود . این همه در حالی است که عده ای از روشنفکرنمایان و حتی مسئولین در روزها و ماه های گذشته کتبا و شفاها می خواهند این گونه القا کنند که ایرانی جماعت در هیچ امری حتی تولید آبگوشت و بزباش نیز قادر به رقابت با دیگر کشورها از جمله غربی ها نیست ! به این افراد چه باید گفت آیا آنان پیشرفت های مردم ایران را نمی دانند و یا نمی بینند ؟! به راستی که « فرد خوابیده را می توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده هرگز»

روز شمار سوم آذر ماه ۱۳۶۰ را در ستون دیدگاه خبرگزاری فارس و در این لینک مشاهده کنید.

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

روشنفکر یعنی چه ؟! ضبط صوت با دور تکرار تند ! سلفی های بی همه چیز از یک منظر بهتر و قابل تحمل تر از روشنفکر ها هستند …سلفی ها حداقل نظرات خودشان را تکرار و عملی می کنند ولی یک روشنفکر نظرات دیگران را در حالی که فهمشان هم نکرده تکرار می کند و در صورتی که منفعتش اقتضا کند حاضر است به آنی و کمتر از آنی نظرش را عوض کند یا بفروشد …در عمرم از چیزی به اندازه یک روشنفکر متنفر نبودم …افرادی که ادا در میاورند در حالیکه درونشان با بیرونشان زمین تا آسمان فرق دارد …به همان اندازه ای که حزب اللهی ها از جامعه و دردهای مردم جدا هستند و این درد را کمتر تشخیص می دهند میلیون ها برابر روشنفکر ها گرفتار این درد هستند با این تفاوت که حزب اللهی ها به آنی که می گویند معتقدند البته بعضا حزب اللهی منافق هم داریم که اعتقاد را وسیله تعیش و کسب درآمد کرده که این را می توان استثنا دانست و بعضا از آن عبور کرد ولی روشنفکر جماعت هیچ ربطی با دردهای جامعه ندارند …آن ها می نشینند شب شعر می گیرند شعر می خوانند کیف می کنند سیگار میکشند و از رابطه عرفان فلان بدبخت با بهمان بیچاره سخن می گویند و رطب و یابس را برای اظهار فضل به هم می بافند و آخر سر کیفور از این که فضلشان در حال لبریز شدن است خود را برای روز بعد آماده می کنند و روز از نو روزی از نو !
روزی که کشور ما از درد روشنفکری نجات پیدا کند شاید امیدی برای پیشرفت در مسیری که باید داشته باشیم وگر نه نباید انتظار شنیدن صدای بهبود از اوضاع جهان داشت !

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي, مقالات یک دیدگاه

به تاریخ بسیار علاقمندم …علاقمند از آن جهت که صداقت انسان ها را به خوبی عیان می سازد و نشان می دهد که آقایانی که امروز دم از اعتدال و مبارزه با افراط می زنند خود زمانی دیکتاتور هایی بوده اند که هیتلر پیش پایشان لنگ می انداخته و دستمال برداشته و های های گریه می کرد …کسانی که ….گفتنی در این باب زیاد است و بگذاریم و بگذریم …ولی این روزها مرور تاریخ آن هم به صورت گزینشی یعنی نگاه به صفحه ای از تاریخ بدون آن که به صفحات دیگر نیز نگاهی داشته باشیم و یا به عبارت دیگر نگاه سکولار مآبانه به تاریخ باب شده است …نگاه سکولار به تاریخ یعنی آن که شما در مرور آن چه در گذشته روی داده است تنها برای رسیدن به هدفی سیاسی بهره بگیری و کاری به این نداشته باشی که جریان سیاسی مورد نظر شما نیز زمانی چنین خبط و خطاهایی را مرتکب شده بود …به تعبیر دیگر اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؟!
بزرگترین گناه به نظر من در مرور تاریخ برخورد گزینشی با آن است …نمی توان هاشمی را به نامه بدون سلام به رهبری مورد نکوهش قرار داد ، همکاری و همراهی او با فتنه گران را نقادی کرد ، از نقش او در تحمیل قطعنامه به امام سخن گفت و از برخوردهای سلبی و سخت او با مخالفان سیاسی و حذف آنان از گردونه سیاسی کشور به لطایف الحیل نالید ولی از طرف دیگر به همین خبط و خطاها از سوی احمدی نژاد با این بهانه که او از جنس آنان نیست ، خاکی است ، آخوند نیست ، با شیوخ رابطه ای ندارد و …با غمض عین نگریست …عزیزان دیکتاتوری بد است چه در کابل باشد از سوی طالبان چه در تهران باشد از سوی افرادی که امروز دم از اعتدال می زنند و زبان منتقدان را می برند و مخالفان را بی سواد می خوانند و هل من مبارز می طلبند و چه از سوی کسانی که خود را نماینده فقرا می دانند …دیکتاتوری فقرا و کارگران به همان اندازه زشت و نکوهیده است که دیکتاتوری مدعیان اعتدال و من این دو را با یک چوب می رانم …ولایت ستیزی هم از هاشمی نکوهیده و مذموم است هم از احمدی نژاد و شاید تعدادی از سایت های سابقا نوکر مشایی و امروز منتقد که به جهت وزش باد غش می کنند و من آن ها را فسق نیوز می نامم تیتر بزنند که اختلاف میان حامیان احمدی نژاد فلان شد و از این نوشته عکس بگیرند و در سایت خود آن را بازتاب دهند ولی انصاف باید داشت آیا این افراد که خود زمانی طوغ بندگی جریان انحرافی را به گردن داشتند ، در مدح مشایی کتاب می نوشتند و امروز در مدح روحانی و دولت اعتدال گرای او سخن می گویند شایسته آن هستند که نام مقدس انسان بر آن ها نهاده شود؟ به قول عزیزی تضاد در افکار دو شخص عیب نیست آدمی روزی به یک مرام است و روز دیگر با استدلالی دیگر بر مرام دیگر ولی تناقض بد است . دیروز مخالف سیاسی خود را به روابط نامشروع با محارم خود متهم کنی و چون از تو شکایت کنند با لطایف الحیل رضایت بگیری و امروز نقد عالمی بر آیت الله هاشمی را با چوب بی اخلاقی برانی در حالی که دیروز پسر همین عالم را به نامشروعی متهم ساخته بودی و امروز پدر همان شخص را به نقدی متهم به بی اخلاقی می کنی ؟! سخن در این باب زیاد است …الحذر از برخوردهای دو گانه …زشت تر از این نیست که برای رسیدن به دنیا خدا را وجه المصالحه قرار دهید …حیا کنید …حیا …حیا هم جزو دین است اگر ایمان داشته باشید …

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه