روزنوشت هاي فلسفي | بسیج جهانی - صفحه 4

در این چند سال بارها در این کشور در این کشور به اصطلاح آریایی ! دیده ام و دیده ام و هر روز هم می بینم که مخالفینشان را چنان می کوبند که رستم اسفندیار را نکوبید …الهام چرخنده رفته دانشگاهی صحبت کرده …بهش فحش دادن اون هم یه پاسخی داده درست یا غلط …الان اعتراض داره که چرا این کار ها رو میکنید و فحش می دید ؟ بچه من مدرسه ایه فحش های شما رو می شنوه ناراحت میشه …

بهاره رهنما که از خود این ها است سبز روشنفکر مقاله ها و نوشته هاش تو اعتماد و شرق منتشر میشه تنها به خاطر اسم بردن از امام حسین در یک مراسم چنان کوبیده شد که واقعا آدم تعجب میکنه که چرا ؟ می خواید نشون بدید یک روشنفکر باید بی دین باشه ؟ فهمیدیم فحش ندید می دونیم .

روشنفکر

چند سال پیش یکی از مطرب های سنتی خوان از احمدی نژاد حمایت کرد چنان این روشنفکر ها این بنده خدا را زدند که مجبور شد بگوید نه آقا ما هم با شما هستیم و اصلا اشتباه کردیم و زنده باد دیکتاتوری …بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون انتقادی کرد و در روزنامه های اصلاح طلب و رسانه های هم سو چنان به او هتاکی شد که واقعا آدم شرمش می شود که با این ها هم وطن است و به یک زبان تکلم می کند …

هیچ چیز در این دنیا به اندازه این قشر فرومایه برای من نفرت انگیز نبودن نفرت انگیز …چندش آور …حال به هم زن …آدم چوپان باشد روشنفکر نباشد چون چوپانی شغل برخی از انبیا بود و این هم حکمتی داشت که تحمل انسان در چوپانی بالا می رود انسانی که بتواند حیوانات را درک کند و با آن ها بر اساس حقوق حیوانات رفتار کند طبیعتا در برخورد با انسان ها هم حد و مرزها را رعایت خواهد کرد و صد البته که روشنفکرها از این موهبت برخوردار نیستند …
پ ن
چوپانی شغل خوبی است …آشنایی و زندگی در طبیعت و با گاو و گوسفندهایی که هر چه هستند ثبات رای دارند و دستگاه کپی پیست نیستند …ای کاش روشنفکرهای وطنی هم به اندازه این گوسفندها قابلیت داشتند ای کاش …

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

امروز با دوستان در روزنامه سر موضوعی بحث می کردیم که بعضی خبرگزاری ها نوشتن که غرب ماجرای عظیم اربعین رو سانسور کرده در حالی که این طوری نیست و صدها خبر و تحلیل در این زمینه کار شده از جمله در بی بی سی ، رادیو فردا و …انصافا اربعین در رسانه های غربی بایکوت نشده ولی چگونه بازتاب داده شده است ؟! عکس ملموس ترین مسئله ای است که می تواند نوع نگاه یک رسانه به یک واقعه را نشان دهد …گزارشات تصویری سایت ها می تواند مورد تحلیل و ارزیابی دقیق قرار گیرد تا سیاست این خبرگزاری ها عیان شود …به عنوان نمونه نوع نگاه بی بی سی به اربعین را می شود از چند عکسی که برای پوشش این حماسه عظیم و تاریخی انتخاب کرده فهمید به تصاویر زیر دقت کنید ؛ خوابگاهی که تعداد زیادی در آن خوابیده اند ، پسری که دست دو دختر را گرفته و پیاده روی می کند ، مردی که در حال فریاد زدن است و تعدادی که مشغول کار مبهمی هستند و زنی که افسار یک گوسفند را گرفته و با خود می برد !

1

 

2

 

3

 

4

 

5
نگاه بی بی سی به اربعین همین است که می بینید !
اگر ما انتظار داریم که غرب واقعیات را پوشش دهد بسیار ساده لوحیم ، رسالت خبری هم پوشش واقعیات نیست چرا که آن ها خودشان واضع این علوم هستند و می دانند که رسالت یک خبرنگار متعهد به آن چه که در دانشگاه خوانده است چیست ، در دانشگاه ها و به دانشجویان خبرنگاری یاد می دهند که نباید حقیقت را پوشش داد بلکه بخشی از حقیقت را به شکلی کاریکاتوری نشان می دهی که البته دروغ هم نگفته ای و بخشی از حقیقت آنی است که تو پوشش داده ای ولی آن بخش که ممکن است مخاطبت را تحت تاثیر قرار دهد و به سمت سوژه جذبش سازد باید سانسور شود و این همانی است که از آن به علم رسانه یاد می شود …بی بی سی نمی تواند حضور میلیونی مردم در حماسه اربعین را پوشش دهد و این طبیعی است ولی می تواند این حضور را تخفیف و تحقیر کند و گزارش های تصویری یک شیوه رایج در این مسئله است …با نه دی هم همین کار را کردند انتخاب تصاویری که چند نفر مشغول خوردن ساندیس بودند یا انتخاب عکس از فضاهای خالی و …همه و همه و بدون دیدن حضور میلیون ها انسان از امام حسین تا آزادی همان رسالت خبری است که در دانشگاه ها به دانشجویان بدبخت یاد می دهند و ما نباید انتظاری از این سیستم خبری داشته باشیم …چنان چه امام حسین انتظاری از شکم های بر آمده از مال حرام نداشت و نمی توانست داشته باشد …رسانه هایی که با حرام تاسیس شده اند نمی توانند حسین (ع) را پوشش دهند و این طبیعی است …

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه

نوشته یکی از دوستان را خواندم که یک کتاب تا چه اندازه در زندگی او تاثیر گذاشته و مسیر زندگیش را تغییر داده …

ما انسان ها زمانی که شخصیتمان قوام می یابد دیگر تغییر این شخصیت بسیار مشکل است بخصوص این که عادات انسان با منافع او به یک نقطه تلاقی هم رسیده باشند اگر تنبل باشی و این تنبلی در خونت عجین شده باشد با شیمی درمانی هم نمی توانی آدم زرنگ و کار کنی شوی …

در این سال ها همیشه با خودم گفته ام امروز یک پروتست اساسی در زندگی من لازم است یک تغییر یک انقلاب یک شورش بر علیه گذشته …زندگی من در همه ابعاد آن از شخصی گرفته تا دینی و عقیدتی و پندارهای سیاسی همه و همه نیازمند یک انقلاب اساسی است ولی نه وقت فکر کردن دارم و نه حوصله آن و نه ظاهرا منفعتی در این انقلاب می بینم …ولی باید تغییر کرد …

به قول یکی از اساتید بسیار گرامی انسان یک بار بیشتر عمر نمی کند و باید از این عمر کوتاه حداکثر استفاده را ببرد مطالعه کند ، فیلم ببیند ، کار خیر انجام دهد و سرمایه کسب کند و این سرمایه همیشه پول نیست …سرمایه داری یعنی این که شما همواره امروزت از دیروزت فربه تر باشد …چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ عقیدتی …

چه ایرادی دارد یک انسان متدین سرمایه دار باشد و داشته باشد و داشته باشد و از داشته هایش نهایت استفاده را ببرد … از کودکی شنیده بودم که از معصوم روایت شده انسانی که امروزش با دیروزش مساوی باشد مغبون است و سوالم همواره این بود که آیا معصوم هم امروز نسبت به دیروز متفاوت بود ؟ با عقل دیروز و امروزم به این نتیجه می رسیدم و می رسم که معصوم شایسته ترین فرد برای اجرای سخنی است که به دیگران توصیه کرده است و زمانی که می شنیدم که معصوم در دعاهای شبانه اش گریه می کرده از خودم می پرسیدم چرا ؟ او که به خدا نزدیک تر از همه است و به آینده آگاه تر از همه …پس چرا گریه می کند و ناله سر می دهد و از خدا طلب عفو می کند ؟

فکر کردم و فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که امروز معصوم نیز با دیروزش مساوی نیست ، معصوم امروز یک گام به خدا نزدیک شده و در نتیجه امروز علمی نو نسبت به این نزدیکی به خدا کسب کرده است و طبیعتا از دوری دیروز و علمی که دیروز نداشته امروز عذر تقصیر می خواهد و شکر می کند و می گرید و چه زیبا است که همه انسان ها را در گذر زمان در حال تغییر و اندوختن و اضافه کردن بر داشته ها بپندازیم و ثابتشان ندانیم …فربه شدن داشته های انسان هم در بعد مادی و هم بعد معنوی زیبا ترین و بهترین تفسیری است که من از حدیث « هر کس امروزش با دیروزش مساوی باشد مغبون است » دریافت کرده ام …ای کاش بتوانم تغییر کنم …ای کاش …

 

توسط : aminabadi ، با موضوع : روزنوشت هاي فلسفي بدون دیدگاه