مقالات | بسیج جهانی - صفحه 28
 پس از لو رفتن پسورد -Password- فایل رمز شد «ویکی لیکس» و انتشار یک باره‌ی تمامی ۲۵۰ هزار سند، افزون بر مشخص شدن نام‌های منابع اطلاعات معمولی مراجع دیپلماتیک آمریکا، نام‌های حساسی که بعد از ذکر نام آن‌ها عبارت (Protect) یا (Strictly Protect) آمده و ارسال کننده‌ی سند در مقر دیپلماتیک آمریکا خواستار اعمال تدابیر حفاظتی بیش‌تر در حفظ این نام‌ها شده است نیز لو رفت. یکی از افرادی که نام وی در فهرست نام‌های (Protect) و (Strictly Protect) قرار دارد «محمد موسوی خوئینی‌ها» دبیرکل مجمع روحانیون مبارز می‌باشد.[۱]موسوی خوئینی‌ها در فضای سیاسی ایران با عنوان مرد خاکستری اصلاحات شناخته می‌شود. حرف و حدیث‌های فراوانی درباره‌ی سابقه‌ی سیاسی وی از زمان انقلاب تاکنون در رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شده است ولی آن چه که در ورای این چهره‌ی خاکستری روشن است، سخنان بزرگانی است که هر چند شهد شیرین شهادت را نوشیده‌اند ولی با روشن بینی و نیز آینده نگری چهره‌ی این شخص را از همان روزهای آغازین انقلاب به مردم مسلمان ایران معرفی کرده‌اند. مخالفت موسوی خوئینی‌ها با بزرگانی نظیر شهیدان «مطهری، بهشتی و باهنر» در این راستا باید تفسیر و تحلیل شود که در ادامه‌ی این نوشتار به اختصار به آن خواهیم پرداخت.

تفسیر مارکسیستی از قرآن !

از سال ۱۳۹۰ پلی به زمان انقلاب می‌زنیم. موسوی خوئینی‌ها پیش از پیروزی انقلاب (در دهه‌ی ۵۰) در یکی از مساجد تهران مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارایه می‌کرد. مهم‌ترین فعالیت موسوی خوئینی‌ها پیش از انقلاب مربوط به جلسات تفسیر وی در این مسجد بود که جمعیت قابل توجهی در این جلسات حاضر می‌شدند جلسات تفسیر وی از دو جنبه حایز اهمیت است: «محتوای جلسات و ثمره‌ی جلسات» در بعد محتوا روشی که وی در تفسیر قرآن به کار می‌گرفت متأثر از ادبیات حاکم آن زمان و نتیجه‌ی نوع تفکر خوئینی‌ها بوده است. وی نزاع، درگیری و مبارزه را به عنوان اصل حاکم و جاری در آیات قرآن می‌دانست و سعی می‌کرد تمام آیات قرآن را بر همین اصل تفسیر کند و بر همین اساس بوده که خوئینی‌ها به دام تفسیرهای مادی تفسیر به رأی می‌افتد تا جایی که حتی خود وی هم به این نتیجه می‌رسد که نمی‌توان بر این اساس، آیات را تفسیر کرد.[۲] با مشخص شدن روش تدریس و آن چه که خوئینی‌ها در کلاس‌های خود به مخاطبان ارایه می‌کرد بسیاری بر وی خرده گرفتند و اعتراض خود را علنی کردند. «شهید مطهری» از این گروه بود.

«گودرزی»، از عناصر مطرح گروهک فرقان، هم به مسجد «جوستان» رفت و آمد داشت و به گفته‌ی مبارزان انقلابی سخت تحت تأثیر سخنان موسوی خوئینی‌ها بود. شهادت فرزند مطهری بر این امر عصبانیت خوئینی‌ها را برانگیخته است. «علی مطهری»در مصاحبه با نشریه‌ی «یاد آور» با تأکید بر این که گروهک فرقان متأثر از افکار کسانی چون آقای موسوی خوئینی‌ها است، می‌گوید: «من معتقدم این‌ها بیش‌تر متأثر از افرادی چون موسوی خوئینی‌ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده و جزواتی که از طرف آن‌ها می‌آمد. در جزوه‌ای که آن‌ها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالاً متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند! آن‌ها «عدل الهی» و «خدمات متقابل ایران و اسلام» را مسخره کرده و گفته بودند که افرادی که به دنبال تحکم پایه‌های رژیم شاهنشاهی هستند، این مطلب را می نویسند. گودرزی و دوستانش بیش‌تر متأثر از این حرف‌ها بودند.»[۳]

از این روی بود که خوئینی‌ها در مسجد «جوستان» برضد شهید مطهری، شهید بهشتی[۴]، شهید باهنر و شهید مفتح سخن گفته و به دلیل آن‌که شهید مطهری و شهید مفتح در دانشگاه تدریس می‌کردند، حتی آیه‌ی «یصدون عن سبیل الله» را بر آن‌ها تطبیق می‌کرد!

علی رغم اصرار شهید مطهری بر تعطیلی دروس خوئینی‌ها وی به کار خود ادامه می‌دهد و هم زمان نیز رژیم شاه تلاش وافری داشته تا با عَلَم کردن اختلاف میان جمع‌های روحانی (به ویژه روحانی‌هایی که با رژیم طاغوت مبارزه می‌کردند) جریان مبارزه با نظام شاهنشاهی را تضعیف نموده و مردم را نسبت به کلیت آن بدبین نماید. بر همین اساس حضرت امام خمینی در جریان بلوایی که میان دو قشر روحانی بر سر کتاب «شهید جاوید» به وجود آمده بود، به روحانیون رهنمود دادند که این گونه مباحث (موافق و مخالف) را کنار بگذارند، چرا که رژیم از آن سود می‌برد. امام(ره) در عین حال نقش ساواک را در پیدایی و بزرگ شدن چنین اختلافاتی محتمل می‌دانستند.

خوئینی‌ها در مسجد «جوستان» برضد شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و شهید مفتح سخن گفته و به دلیل آن‌که شهید مطهری و شهید مفتح در دانشگاه تدریس می‌کردند، حتی آیه‌ی «یصدون عن سبیل الله» را بر آن‌ها تطبیق می‌کرد!
بر این اساس باید گفت مباحث انحرافی آن حلقه‌ی تفسیری اگرچه از منظر بزرگانی نظیر مقام معظم رهبری و شهید مطهری یک خطر محسوب می‌شد، ولی علنی شدن اختلاف میان طبقه‌ی روحانی را خطری بزرگ‌تر قلمداد می‌کردند و از این رو از کنار این مباحث عبور کردند؛ هرچند شهید مطهری در مجموعه کتاب‌های «جهان‌بینی توحیدی» بدون اشاره به این حلقه‌ی تفسیری، مباحث آن و مباحث حلقه‌های مشابه را مورد انتقاد عالمانه خود قرار دادند.[۵]

موسوی خوئینی‌ها به تازگی در سایت شخصی خود تلاش کرده تا خاطره‌های فرزند شهید مطهری را مورد خدشه قرار دهد. این در حالی است که موضوع گرایش‌های مارکسیستی تعلیمات خوئینی‌ها و نظر شهید مطهری در این باره تنها در اظهارنظرها و خاطره‌های علی مطهری نیامده است، شاهدان دیگری نظیر «شجونی، ناطق نوری، هاشم صباغیان و…» نیز به این موضوع اشاره کرده و گلایه‌ی شدید شهید مطهری از تفاسیر مارکسیستی خوئینی‌ها را بازتاب داده‌اند.

حجت الاسلام و المسلمین «شجونی» در این رابطه جزییات بیش‌تری را افشا می‌کند و می‌گوید: «آقای آقارضی شیرازی به اتفاق آقای مطهری به دیدن آیت‌الله انواری که از زندان آزاد شده بود، رفت. دیدند آقای موسوی خوئینی‌ها آن‌جا نشسته است. آقای رضی می‌گوید تا من و آقای مطهری وارد خانه‌ی انواری شدیم … از جا بلند شد و رفت و مطهری به انواری گفت: «آقای انواری! این را می‌شناسی؟» گفت: «نه!» گفت: “از کسانی است که مسایل اسلامی را به شیوه‌ی مارکسیستی و کمونیستی تفسیر می‌کند.”» [۶]

«هاشم صباغیان» که از اعضای نهضت آزادی است و از نزدیک در جریان ارتباط گروه فرقان با موسوی‌خوئینی‌ها بوده، درباره‌ی جلسات این گروه و ارتباط آن با خوئینی‌ها در سال‌های پیش از انقلاب می‌گوید: «واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آن‌ها پی نبرده بودیم و فقط در واکنش به شعارهای تندی که می‌دادند، می‌گفتیم دارند نظم مسجد را به هم می‌زنند! خود من بعدها ماهیت فرقانی‌ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه‌ی تفسیری آقای موسوی خوئینی‌ها هستند! همه می‌گفتند جلسات تفسیری آقای خوئینی‌ها خیلی شلوغ است. ما به دلیل فشردگی کارهایی که داشتیم، نمی‌رسیدیم برویم ببینیم چه می‌گوید. یکی دو بار گزارش‌هایی از این جلسات رسید و مهندس بازرگان که خودش تسلط کافی به قرآن داشت، از این سخنان، اظهار ناخشنودی کرد. ایشان ناراحت بود و می گفت که این برداشت‌ها خطرناک هستند.»[۷]

حجت السلام و المسلمین «علی اکبر ناطق نوری» نیز پیرامون استفاده‌ی گروهک فرقان از منبرهای آقای موسوی خوئینی‌ها در مسجد جوستان می‌گوید: «من بعدها در دادگاه فرقان، از یکی از این‌ها (اعضای گروهک فرقان) سؤال کردم که شما از کجا به این‌جا رسیدید؟ او گفت: “ما اول تفسیر پرتوی از قرآن را خواندیم. بعد دیدیم یک کسی روشنفکرتر از او تفسیر می‌گوید و رفتیم به مسجد جوستان در خیابان نیاوران قدیم!”»

ناطق نوری در ادامه از قول این عضو گروهک فرقان اضافه می‌کند: «بعد دیدیم یکی انقلابی‌تر از همه‌ی این‌ها آمده و روشنفکرتر از همه‌ی این‌هاست و او اکبر گودرزی است! مسیر را ملاحظه می‌کنید. مجاهدین خلق هم بیش‌تر بچه‌ها را از همین راه گول می‌زدند. هم در زندان و هم در بیرون از زندان. آن‌ها هم تفسیرهای تفنگی می‌کردند.»[۸]

تسخیر سفارت آمریکا بدون اطلاع امام!

نقطه‌ی شروع فعالیت‎های موسوی خوئینی‎ها به‎عنوان یک عضو فعال سیاسی، بعد از انقلاب و در جریان تسخیر لانه‌ی جاسوسی بود. در واقع از همان زمان به بعد بود که او شناخته شد و نامش تا حدی روی زبان‎ها افتاد. اما نکته‌ای که در این‌جا باید به آن اشاره کرد این است که خوئینی‌ها و حلقه‌ی پنج نفره‌ای که تسخیر لانه را طراحی کردند، رهبر انقلاب را در جریان قرار ندادند. یعنی یک گروه سیاسی به خود حق داده است، اقدامی مخاطره‌آمیز را بدون ملاحظه‌ی نظر امام(ره) طراحی نماید.

خوئینی‌ها می‌گوید، ما سفارتخانه را می‌گیریم؛ اگر امام ابراز نارضایتی کرد آن را ترک می‌کنیم و اگر راضی بودند تصرف لانه را ادامه می‌دهیم. این همه در حالی است که حق رهبر انقلاب بوده است که در چنین تصمیمی شرکت داشته و امر و نهی او پیش از وقوع باید اتفاق بیفتد. این موضوع از آن جا حایز اهمیت است که اقدام‌های بعدی خوئینی‌ها پیش و پس از وفات امام خمینی(ره) را نیز می‌توان بر طبق آن تفسیر و تحلیل کرد.

پرونده‌ی انفجار نخست وزیری و …

آن چیزی که بایستی در بررسی زندگی موسوی خوئینی‌ها بیش‌تر بدان بپردازیم فراز و فرود رهایی متهمین انفجار نخست وزیری است. یکی از سؤال‌هایی که درباره‌ی زندگی سیاسی موسوی خوئینی‌ها مطرح گردیده، پیرامون نامه‌ی شهادت بر برائت متهمین انفجار نخست وزیری توسط برخی مسؤولین وقت به امام و دستور ‌ایشان بود. بررسی ‌این نامه از آن رو حایز اهمیت است که با گذشت نزدیک ۳۰ سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون، امضا کنندگان آن در انتخابات اخیر و حوادث پس از آن مواضعی بسیار مشابه اتخاذ کردند.

پرونده‌ی انفجار نخست وزیری توسط گروهی به مسؤولیت «بهزاد نبوی» خارج از روال قانونی و قضایی تحت بررسی قرار گرفت؛ با حساسیت قوه‌ی قضاییه و انحلال این کمیته در اولین مراحل تحقیق گروه، نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار می‌گیرد و به دستور وی، این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت می‌شوند. اما بهزاد نبوی با برخورداری از اهرم‌های فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی کامل به پرونده گردد. یکی از پشتیبانان او در این عرصه، موسوی خوئینی‌ها بود. او مانع از بازجویی «حجاریان» و «نبوی» می‌گردد و حتی آن گونه که برخی از حاضران نقل می‌کنند، خوئینی‌ها با جعبه‌ی شیرینی به دیدن متهمین می‌رود و آن‌ها را دعوت به استقامت کرده و از رهایی نزدیک آن‌ها خبر می‌دهد.

او هم‌چنین دستور می‌دهد تا متهمین کنار هم باشند که علی‌رغم توضیح در این خصوص که موارد اتهامی ‌این‌ها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می‌تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند، او تأکید می‌کند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسؤولین پرونده می‌شود و خوئینی‌ها نیز با ابراز این که تاکنون با شما مماشات کرده‌ام، می‌گوید همین فردا تکلیف شما را روشن می‌کنم. هم زمان «رازینی» به نقل از آقای «منتظری» اعلام می‌کند که قائم مقام (وقت) رهبری گفته‌اند اگر چیزی نیست، آزاد کنید! این اقدام‌ها اما مورد انتقاد برخی مسؤولین وقت شورای عالی قضایی قرار می‌گیرد که خواستار ادامه‌ی تحقیقات و تعیین تکلیف پرونده‌ها در دادگاه شده بودند. اما سرانجام پرونده که بارها با فشارهایی مواجه گردیده بود، متوقف گردید. در این میان ۶۱ تن از وزرا، نمایندگان و مسؤولین طوماری به دفاع از متهمین امضا می‌نمایند و به محضر امام ارسال می‌کنند و هم زمان ۶۲ نماینده‌ی مجلس نیز به قوه‌ی قضاییه تذکر داده و خواستار پی‌گیری جدی پرونده‌ی نخست وزیری می‌شوند.

یکی از سؤال‌هایی که درباره‌ی زندگی سیاسی موسوی خوئینی‌ها مطرح گردیده، پیرامون نامه‌ی شهادت بر برائت متهمین انفجار نخست وزیری توسط برخی مسؤولین وقت به امام و دستور ‌ایشان بود.
این طومار و تذکر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد و به دنبال ارسال طومار به امام(ره)، ایشان «آیت‌الله اردبیلی»، رییس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی‌ها دادستان وقت کل و دادستان وقت انقلاب تهران را به حضور می‌طلبند. آن‌گونه که گفته شده است، حضرت امام(ره) در آن جلسه بسیار عصبانی بوده‌اند و پس از استماع گزارش‌ها و تأکید موسوی‌خوئینی‌ها به این که «به پرونده رسیدگی نمودیم و مسأله‌ی خاصی در پرونده‌ها وجود ندارد»، دستوری می‌دهند که دو گونه نقل شده است. برخی نظر امام(ره) را این گونه می‌دانند که ایشان به دلیل شرایط جنگی کشور و بحران‌هایی که به سبب اختلاف‌های حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرموده‌اند: «فعلاً مسکوت بماند.» برخی دیگر نیز مدعی‌اند که امام(ره) فرمودند: «متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید.» دادستان انقلاب تهران بلافاصله دستور امام(ره) مبنی بر آزادی متهمین را اجرا می‌کند اما درباره‌ی روند قضایی پرونده و این‌که دستور امام(ره) مسکوت ماندن یا مختومه شدن آن است اختلافی پدید می‌آید. سرانجام موسوی خوئینی‌ها خود مصاحبه کرده و از قول امام(ره) خبر از مختومه شدن پرونده می‌دهد.

جملات امام(ره) در آن جلسه اما از سوی خوئینی‌ها در محافل به گونه‌ای نقل می‌گردد که مورد انتقاد دیگر حضار قرار می‌گیرد. نکته‌ی جالب ‌این‌جا است که به رغم حساسیت بالای ‌این جلسه و علی رغم تلاش متهمین برای نسبت دادن مختومه شدن پرونده به امام(ره)، جملات ایشان در صحیفه‌ی نور درج نمی‌گردد. ‌این اقدام با توجه به حضور چهره‌های نزدیک به خوئینی‌ها در مجموعه‌ی تدوین کننده‌ی صحیفه‌ی نور، می‌تواند دو گونه تأویل گردد، یا با استناد به ‌این ‌که ‌این سخنان محرمانه بوده است، از درج آن خودداری شده تا نسخه‌ی مخدوش خوئینی‌ها هم‌چنان مستند بماند و یا امام(ره) برای جلوگیری از بالا گرفتن دوباره‌ی اختلاف‌ها، دستور به عدم انتشار واقعیت آن جلسه داده‌اند. به هر حال پرونده‌ی انفجار دفتر نخست وزیری و تلاش خوئینی‌ها برای تبرئه‌ی متهمان این پرونده هم‌چنان به عنوان نقطه‌ی ابهامی در زندگی سیاسی ایشان به چشم می‌خورد که کسی تاکنون پاسخ قانع کننده‌ای بدان نداده است.

انتخاب سرنوشت ساز

پس از وفات امام خمینی(ره)، مجلس خبرگان رهبری بلافاصله تشکیل جلسه داد و «حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» را به عنوان رهبر آینده‌ی نظام جمهوری اسلامی و جانشین امام(ره) معرفی می‌کند. موسوی خوئینی‌ها در این برهه عضو مجلس خبرگان رهبری بود.

«محمد حسین صفارهرندی» کارشناس سیاسی و وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گوید: «موسوی خوئینی‌ها پس از رحلت امام(ره) و در دوران ابتدایی رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با رهبری ایشان مخالف بود و همیشه نسبت به موضوع رهبری ایشان واکنش منفی نشان می‌داد که بخشی از شیطنت‌های کنونی وی نیز متأثر از همان نگاه قدیمی است.»

صفارهرندی به مورد دیگری هم در مورد نظر خوئینی‌ها نسبت به ولایت فقیه شهادت می‌دهد: «موسوی خوئینی‌ها در یکی از کلاس‌های درسش در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد عنوان می‌کند که ولایت مطلقه‌ی فقیه اساساً مسأله‌ی قابل قبولی نیست و نمی‌شود آن را پذیرفت. از وی سؤال می‌شود که شما که جزو گروه محوری بودید که در زمان امام(ره) کسانی را که نسبت به مسأله‌ی ولایت فقیه تشکیک عملی کرده بودند به ضدیت با اسلام متهم کرده و گفتید که ضد انقلاب و طرف‌دار اسلام آمریکایی هستید پس چه‌طور این حرف را می‌زنید؟ موسوی خوئینی‌ها هم می‌گوید: “من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما از آن‌جایی که امام جاذبه‌ی فوق‌العاده‌ای داشت و ما نیز از شاگردان ایشان بودیم رویمان نمی‌شد که جلوی امام(ره) مخالفت کنیم اما حالا که این شرایط نیست، من می‌گویم که از ابتدا هم این مسأله را قبول نداشته‌ام”.»[۹]

خبرها حاکی از آن است که موسوی خوئینی‌ها همان شخصی بود که در جلسه‌ی تعیین رهبری خبرگان در سال ۶۸ هنگام قیام اعضا برای رأی گیری در مورد رهبری آیت‌الله خامنه‌ای با کشیدن عبای «آیت‌الله باریک بین» –امام جمعه قزوین- سعی در انصراف او در مورد رأی مثبت به رهبری آیت الله خامنه‌ای داشته است. در این جلسه هنگام قیام افراد در مورد رأی مثبت به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب زمانی که آیت‌الله باریک بین قصد قیام را داشتند، موسوی خوئینی‌ها که خود به عنوان مخالف قیام نکرده بود با کشیدن عبای آیت‌الله باریک بین که نزدیک او قرار داشت قصد تغییر نظر وی را داشت.[۱۰]

سردار «جعفری» فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز می‌گوید: «خوئینی‌ها در بهمن ۱۳۷۸ در یک جلسه‌ی خصوصی گفته بود ما باید بیاییم و توان خود را بگذاریم و به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم، او باید بفهمد این مملکت این طور نیست که ایشان هر طور که خواستند این نظام را به هر سمتی بکشند.»[۱۱]

روزنامه‌ی سلام و حوادث ۱۸ تیر

روزنامه‌ی «سلام» به عنوان ارگان مطبوعاتی غیررسمی مجمع روحانیون مبارز در سال ۱۳۶۹، نخستین پیش شماره‌ی خود را با مسؤولیت موسوی خوئینی‌ها منتشر کرده و با انتشار نامه‌ی محرمانه‌ی وزارت اطلاعات در تیر ماه سال ۱۳۷۸ تعطیل شد. این روزنامه با مسؤولیت خوئینی‌ها نقش محوری در بحران تیر ماه سال ۷۸ داشت.بحرانی که در بررسی پرونده‌ی خوئینی‌ها بایستی به صورت جدی به آن پرداخت.

نقش خوئینی‌ها در آشوب‌های بعد از انتخابات

با وجود این که رهبر معظم انقلاب در سخنانی صریح و روشن، معترضان به نتیجه‌ی انتخابات را به حرکت در مسیر قانونی و خودداری از «زور آزمایی و اردوکشی خیابانی» توصیه کردند، مجمع روحانیون مبارز که در بیانیه‌ای مردم را به ادامه‌ی اعتراض‌های خیابانی فراخوانده بود تا ساعات پایانی منتهی به این تجمع غیرقانونی تلاشی برای لغو این برنامه نکرد. مجمع روحانیون مبارز در حالی بر برگزاری این اجتماع غیر قانونی در روز شنبه اصرار داشت که حتی موضع‌گیری و هشدار آشکار شخصیت‌های سیاسی و مذهبی هم نتوانست مجمع روحانیون را از برگزاری این مراسم منصرف کند. این در حالی بود که از صبح روز شنبه که این موضوع به خبر اول سایت‌ها تبدیل شد، گمانه‌زنی‌هایی درباره‌ی احتمال لغو این راهپیمایی نیز در کنار آن خودنمایی کرد اما با گذشت چند ساعتی از این گمانه‌زنی‌ها، خبری از تصمیم مجمع به گوش نرسید.

برخلاف اعتقاد برخی از اعضای مجمع، تعلل سؤال ‌برانگیز دبیر این تشکل هم‌چنان ادامه یافت تا این‌که بنابر برخی گزارش‌ها آشوب‌گران، آرایش نهایی خود را برای زدن ضربه‌ی دیگری بر پیکره‌ی «امنیت شهر» صورت دهند. در این هنگام بود که ناگهان خبری فوری بر پیشانی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها نشست. «راهپیمایی امروز مجمع روحانیون لغو شد»، این عنوان خبری بود که با امضای موسوی خوئینی‌ها، دبیر مجمع روحانیون مبارز، در آستانه‌ی شکل‌گیری آشوب دیگری در تهران، راهی خروجی سایت‌های خبری شد اما دیگر دیر بود چرا که همه چیز برای خلق یک شرایط غیرعادی مهیا شده بود. ساعاتی بعد اخبار اندوه‌بار از آشوب و اغتشاش، یکی پس از دیگری خیابان آزادی را برای مردم دورترین نقاط کشور نیز به تصویر کشید. آن چنان که منابع رسمی گزارش دادند، افزون بر خسارت‌های میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد «لولاگر» در نزدیکی خیابان آزادی، چند شهروند بی‌گناه کشته و تعدادی نیز زخمی شدند.

تعلل چند ساعته و مشکوک دبیر مجمع روحانیون در لغو راهپیمایی ۳۰ خرداد بدون وجود کوچک‌ترین توجیه را هرگز نمی‌توان در شکل گیری آشوب‎های این روز نادیده گرفت. تعللی که موسوی خوئینی‌ها را از شکایت خانواده‌های کشته‌شدگان، مجروحین و مالباختگان در امان نگاه نخواهد داشت. بیانیه‌ی لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون که ساعت‌ها معطل امضای موسوی خوئینی‌ها ماند، را شاید بتوان تلاشی تلقی کرد برای خالی کردن شانه از بار مسؤولیت و پیامدهای آشوبی که خیابان آزادی را در خود فرو برد.

به نظر می‎رسد دستگاه قضایی افزون بر «میرحسین موسوی» به عنوان مسبب اصلی آشوب‏های پس از انتخابات تهران ‌دبیر مجمع روحانیون مبارز را نیز به عنوان اصلی‌ترین عامل آشوب‎های روز شنبه تهران پای میز محاکمه بکشاند و بر طبق وظیفه‌ی خود و برای احقاق حقوق همه‌ی کسانی که در آشوب ۳۰ خرداد هزینه داده‌اند، از موسوی خوئینی‌ها توضیح بخواهد. هر چند این اقدام قضایی در کنار شکایاتی خواهد بود که از سوی شاکیان خصوصی دامن دبیر مجمع روحانیون را خواهد گرفت.[۱۲]

پروژه‌ی بیت امام(ره) در برابر بیت رهبری

موسوی خوئینی‌ها در مسایل بعد از انتخابات خرداد ۸۸ پروژه‌ی بیت امام در مقابل بیت رهبری را پیش گرفت که اوج تجلی این طرح را می‌توان در همایش عظیم ۱۴ خرداد در حرم مطهر امام خمینی در سال ۸۹ مشاهده کرد. خوئینی‌ها قصد داشت تا با قرار دادن «سیدحسن خمینی» در مقابل نظام این گونه وانمود کند که نظام بعد از ارتحال امام خمینی قصد دارد تمامی منتسبان به آن حضرت را از صحنه حذف کند. اندیشه و هدف خوئینی‌ها با اعتراض مردمی و خودجوش به مواضع سیدحسن در حوادث بعد انتخابات داشت به تحقق می‌پیوست که رهبر فرزانه‌ی انقلاب بنا به گفته‌ی خوئینی‌ها با فهم این نقشه و با تفقد سید حسن رشته‌ها را پنبه کرد.[۱۳]

بررسی پاره‌ای از مواضع سیاسی و فرهنگی مرد خاکستری اصلاحات و مقایسه‌ی آن با امروز خالی از لطف نیست.

نگارش رساله‌ای درباره‌ی ولایت فقیه

موسوی خوئینی‌ها در حال نوشتن رساله‌ای درباره‌ی ولایت فقیه است. وی در این کتاب ضمن بررسی مبانی ولایت فقیه تلاش دارد تا قرائت جریان اصلاحات از بحث ولایت مطلقه‌ی فقیه را تدوین و منتشر کند. در همین حال گفته می‌شود در این کتاب به مصداق ولایت فقیه نیز پرداخته است. وی تلاش کرده است در خصوص مصداق، تنها حضرت امام(ره) را به عنوان مصداق ولایت داشتن بر جامعه معرفی کند.[۱۴] گفته شد که موسوی خوئینی‌ها قبلاً در جلسه‌ای گفته بود: «من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما رویمان نمی‌شد، ولی حالا می‌گویم که از ابتدا هم این مسأله را قبول نداشته‌ام.» گفتنی است وی در شورای بازنگری قانون اساسی هم گفته بود: «بعضی از فقها اصلاً چنین ولایتی را نه مطلقش و نه حتی در این حدی که در قانون اساسی ما الان هست را قبول ندارند.»[۱۵]

آهنگ فتنه !

موسوی خوئینی‌ها در ۱۲ تیرماه سال جاری با راه اندازی سایت شخصی خود با نام «آهنگ راه» به صورت مستقیم وارد فضای سیاسی کشور شد تا بتواند به شبهاتی که از وی در فضای سیاسی کشور وجود دارد، پاسخ گوید. این در حالی است که نفس پاسخ دهی وی و خطاهای فاحشی که در این میان رخ داده است بسیاری از واقعیات را روشن می‌سازد و این سؤال را بی‌پاسخ می‌گذارد که چرا وی به جای تبیین افکار و دیدگاه‌هایش همواره مجبور است به ابهام‌ها و شبهات پاسخ دهند و چرا این همه علامت سؤال کنار اسم وی قرار دارد؟!

هجمه به سپاه

هجمه به سپاه آهنگ راه اصلاح طلبان و اصحاب فتنه است. گویی آنان دشمنان اصیل خود را به خوبی شناخته‌اند. در ماه‌های گذشته «محمدرضا خاتمی» و «موسوی خوئینی‌ها» با تخریب وجهه‌ی سپاه این مهم را به خوبی نشان داده‌اند. ‌موسوی خوئینی‌ها در سایت شخصی خود با هجمه به سپاه هرگونه دخالت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در امور سیاسی را غیرقابل قبول دانسته و آن را موجب «فساد و تباهی» می‌خواند. وی در پاسخ به یکی از خوانندگان سایت شخصی خود با نام «آهنگ راه» که از او در مورد دخالت نظامیان در امور سیاسی با توجه به گفته‌های فرمانده‌ی سپاه پاسداران و نیز تأیید آن از سوی رییس قوه‌ی قضاییه‌ی جمهوری اسلامی پرسیده بود، مطلب مفصلی را نوشته و منتشر کرده است.[۱۶] سؤال و جواب‌های خوئینی‌ها در این سایت آدمی را به یاد ستون «الو سلام» روزنامه‌ی سلام می‌اندازد. خوئینی‌ها در این ستون از جانب مردم سؤال‌هایی را مطرح و خود به آن‌ها پاسخ می‌داد!

موسوی خوئینی‌ها در مسایل بعد از انتخابات خرداد ۸۸ پروژه‌ی بیت امام در مقابل بیت رهبری را پیش گرفت که اوج تجلی این طرح را می‌توان در همایش عظیم ۱۴ خرداد در حرم مطهر امام خمینی در سال ۸۹ مشاهده کرد.
بازتاب گسترده‌ی هجمه‌ی خوئینی‌ها به سپاه در رسانه‌های منتسب به فتنه‌گران نشان دهنده‌ی آن است که فتنه‌ی سبز سربازان خط مقدم خود را در کارزار با نظام اسلامی از دست داده و مجبور شده از رهبران پشت پرده‌ی خود به صورتی واضح و بدون پرده هزینه کند، رهبرانی که تا دیروز با سکوت چهره‌ای راز آلود از خود به نمایش می‌گذاشتند تا مردم متوجه نیات و اهداف پشت پرده‌ی آنان نشوند. حضور سپاه در خط مقدم جنگ نرم در این راستا بایستی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد که با گذشت بیش از ۲۰سال از دفاع مقدس و با به روز شدن تهدیدها کار ویژه و وظایف سپاه نیز دچار یک تحول شده است، امری که فتنه‌گران را به هراس انداخته است.

الگوی ترکیه برای تغییر نظام!

۸ ماه دفاع مقدس سربازان انقلاب در خیابان‌های تهران برای به اهتزاز درآوردن پرچم «لااله الا الله» بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری درس‌های تردید ناپذیر و فراموش نشدنی برای علاقه‌مندان به انقلاب داشت. جنبشی‌های امروز که تا دیروز اصلاح طلب نامیده می‌شدند به خیابان‌ها آمدند و شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دادند، در مقابل جمهوری اسلامی ندای «جمهوری ایرانی» سر دادند و تصویر امام خمینی را به آتش کشیدند. امروز و با گذشت بیش از دو سال از آن روزها به خوبی می‌توان پشت سر را نگاه کرد. خوئینی‌ها از جمله اصلاح طلبانی است که در این دو سال سکوت پیشه کرده و در مورد این شعارها و اقدام‌های تأسف بار اظهار نظری نکرده است.

وی ۲ سال پس از رو شدن دست جریان فتنه‌گر و آشوب طلب مدعی می‌شود اصلاح طلبان طرف‌دار جمهوری اسلامی و مخالف «جمهوری ایرانی» هستند. وی در وبلاگ خود و در پاسخ به سؤال یکی از مخاطبان می‌گوید: «بدون تردید بنده، دوستان و هزاران مثل ما و نیز حداقل چهارده میلیون نفر مخالف شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی هستیم و نیز مخالف شعار علیه رهبری هستیم ولی چرا این شعارها و یا آتش زدن عکس امام و امثال این امور را به پای جریان اصیل اصلاح طلب می‌گذارند و چرا امکان هرگونه تکذیب و دفاع را از اصلاح طلبان سلب می‌کنند؟»

موسوی خوئینی‌ها باید به این سؤال پاسخ گوید که چرا اعلام موضع برضد شعار انحرافی «جمهوری ایرانی» با ۲ سال تأخیر و پس از آن که معلوم شد فتنه‌ی سبز به هیچ وجه زنده نمی‌شود، صورت می‌گیرد؟ آیا این ماجرا بی‌ارتباط با اظهارنظرهای برخی عناصر هم‌سو نظیر خاتمی در محافل خصوصی است که گفته‌اند موسوی و کروبی هزینه‌ی سنگینی روی دست اصلاح طلبان گذاشتند و ضمن بر باد دادن سرمایه‌ی اجتماعی این مجموعه، باعث بسته شدن راه حضور در حاکمیت شدند؟

موسوی خوئینی‌ها چنان از مخالفت اصلاح طلبان با شعارهای ساختارشکن سخن می‌گوید که گویا حوادث تلخ پس از سال ۷۶ (به ویژه ماجرای تیرماه ۷۸ که روزنامه‌ی فتنه گر آقای موسوی خوئینی‌ها سلام- بانی آن بود) و نیز اتفاقات سال ۸۸، در کره‌ی مریخ رخ داده و این اصلاح طلبان مریخ بوده‌اند که علی الدوام در نشریات و سخنرانی‌های خود دم از ختم انقلاب، پایان جمهوری اسلامی، حذف ولایت و… می‌زده‌اند! [۱۷]

این اظهارنظر و نیز شرط گذاری‌ها و یکی به میخ و یکی به نعل زدن‌های چند ماه اخیر خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس نهم به خوبی نشان می‌دهد که فتنه‌گران به مرگ کودتای مخملین ۸۸ باور پیدا کرده و به دنبال معامله با نظام اسلامی هستند. بخشی از جریان فتنه که موسوی خوئینی‌ها از اعضای اصلی آن محسوب می‌شود معتقدند که مقابله با نظام تنها با نفوذ در ساختار امکان دارد، بنابراین، باید در نزدیک‌ترین صحنه‌ی عمل سیاسی یعنی انتخابات مجلس نهم حضور فعال داشت تا بتوان با نفوذ در مجلس به‌عنوان یکی از مراکز اصلی تصمیم‌گیری کشور مشابه الگوی ترکیه قانون اساسی را تغییر داد. این طیف از جریان فتنه معتقد است: «در جریان بازگشت باید تا حد امکان هزینه‌ای نداد و تلاش کرد تا از نظام امتیاز گرفت. هم‌چنین با توجه به این‌که با نزدیک شدن به انتخابات، فضای رسانه‌ای نیز بازتر می‌شود و برخورد با رسانه‌ها نیز هزینه‌زا است، باید حداکثر استفاده را از این فضا کرد و برای طرح دیدگاه‌های ساختارشکنانه برنامه‌ریزی کرد.»

طراحی این بخش از جریان فتنه مورد حمایت غرب نیز هست و اتاق‌های فکر غربی که سران اصلی فتنه هستند، تأکید می‌کنند که بر اساس تجربه‌های قبلی، بهترین راه تغییر ساختار و رفتار نظام ایران، «تدارک از درون» است، بنابراین باید مجاری داخلی فعال شوند.[۱۸]

دنده عقب گرفتن فردی که به عنوان دبیر کل مجمع روحانیون، مرد خاکستری فتنه‌ی سبز لقب گرفته و از عناصر تحریک کننده‌ی فتنه‌ی تیر ماه ۷۸ نیز به شمار می‌رود، در محافل ضدانقلاب به عنوان نشانه‌ی روشنی از اطمینان به مرگ فتنه‌ی سبز و تحرک اصلاح طلبان برای بستن بی سر و صدای این پرونده در جهت زمینه سازی برای امکان تجدید حیات سیاسی و فرار از مجازات‌ها و مؤاخذه‌های احتمالی محسوب می‌گردد.[۱۹] به هر حال خوئینی‌ها پیش از آن که به فکر اظهار برائت از شعارها و اقدام‌های ساختارشکنانه‌ی فتنه‌ی ۸۸ باشد بایستی به فکر حضور در دادگاهی باشد که به جرایم وی چه در برهه‌ی تاریخی بعد از انقلاب تا انتخابات دهم و چه در جریان حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند.(*)

یاداشت‏ها:

[۱] ـ کیهان،۱۵شهریور ۱۳۹۰، صفحه‌ی ۲

[۲]ـ عالی جناب سایه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱ شهریور ۱۳۸۹

[۳]ـ علی مطهری در مصاحبه با ماهنامه‌ی یاد آور، خبرگزاری فارس، ۲۳ آبان ۱۳۸۹

[۴]ـ سخنان خوئینی‌ها برضد شهید بهشتی زمانی می‌تواند به خوبی مورد تفسیر و تحلیل قرار گیرد که به این نکته نیز توجه کنیم که وی بعد از پیروزی انقلاب و در جریان تسخیر لانه‌ی جاسوسی در تلاش بود برضد شهید بهشتی سند سازی کند. یکی از مسؤولانی که وظیفه‌ی جمع آوری اسناد لانه‌ی جاسوسی را بر عهده داشت و هم‌چنین بریده‌ی این اسناد را در کنار هم می‌چید، روایت می‌کند که یک روز موسوی خوئینی‌ها آمد پیش من و گفت: «آیا سندی از ارتباط آیت الله بهشتی با آمریکا وجود دارد یا نه؟» )پتک جمهوریت، ویژه نامه‌ی روزنامه‌ی جوان، سالگرد انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری، خرداد ۸۹(، حاج احمد قدیریان معاون دادستان انقلاب اسلامی در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۳ و از یاران نزدیک شهید بهشتی در زمینه‌ی نظر شهید بهشتی در مورد خوئینی‌ها می‌گوید: «آقای بهشتی به خوئینی‌ها بسیار بدبین بود. می‌گفت این آدم بسیار خطرناکی است. این آدم می‌رود در مسجد جوستان تفسیر قرآن می‌گوید اما تفسیر به رأی می‌کند. مراقب باشید جوان‌ها گرایش به این فرد نداشته باشند. خوئینی‌ها همان کاری را می‌کرد که اکبر گودرزی می‌کرد و تفسیر به رأی می‌کرد.»

[۵]ـ نگاهی کوتاه به کارنامه‌ی محمد موسوی خوئینی‌ها، شبکه‌ی ایران، ۲۴ شهریور ۱۳۸۹

[۶]ـ رجانیوز ، ۱۴ مهر ۱۳۸۹، به نقل از ایران سیاسی

[۷]ـ شبکه‌ی ایران ، ۱۰ مهر ۱۳۸۹، به نقل از ماهنامه‌ی یاد آور

[۸]ـ شبکه‌ی ایران ، ۱۷ مهر ۱۳۸۹، به نقل از ماهنامه‌ی یاد آور

[۹]ـ خوئینی‌ها از ابتدا با ولایت فقیه مشکل داشت، خبرگزاری فارس، ۲۴مهر۱۳۸۸

[۱۰]ـ نقش موسوی خوئینی‌ها در خبرگان سال ۸۸، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۲۳ تیر۱۳۸۹، محمد حسین صفارهرندی در یکی از برنامه‌های تلویزیونی دیروز، امروز، فردا به ذکر خاطره‌ای به نقل از یکی از اعضای وقت مجلس خبرگان رهبری بدون ذکر نام پرداختند. که موسوی خوئینی‌ها بعدها به آن واکنش نشان داد! با تکذیب خوئینی‌ها به زودی مشخص شد، مصداق خاطره‌ی چه کسی بوده و آن عضو مجلس خبرگان رهبری که خوئینی‌ها تلاش داشت از رأی وی به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جلوگیری کند چه کسی؟

[۱۱]ـ سردار جعفری تشریح کرد: «مواضع و مقاصد ساختارشکنانه‌ی خاتمی»،  موسوی خوئینی‌ها و تاج زاده ایرنا، ۱۱ شهریور۱۳۸۸

[۱۲]ـ‌موسوی خوئینی‌ها اولین متهم آشوب شنبه در تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱ تیر ۱۳۸۸

[۱۳]ـ ر.ک روزنامه جوان، ۳۱ خرداد ۱۳۸۹

[۱۴]ـ جهان نیوز، ۲۵ مهر۱۳۸۹

[۱۵]ـ شبکه‌ی ایران، ۲۵ مهر ۱۳۸۹

[۱۶]ـ موسوی خوئینی‌ها: دخالت سپاه در انتخابات به هیچ وجه قابل توجیه نیست، رادیو فردا به نقل از آهنگ راه، ۲۸ تیر۱۳۹۰

[۱۷]ـ آقای خوئینی‌ها! این ننگ پر رنگ پاک شدنی نیست، کیهان، ۰۱/۰۶/۱۳۹۰

[۱۸]موسوی‌خوئینی‌ها انگیزه‌فتنه‌گران‌از “بازگشت”را لو داد، رجانیوز ،۱۲مرداد۱۳۹۰

[۱۹]سانسورضدانقلاب پر موسوی‌خوئینی‌ها را هم‌گرفت، کیهان ،۳شهریور۱۳۹۰

*روح الله امین آبادی؛ پژوهشگر

لینک این نوشته در پایگاه تحلیلی تبیینی برهان ، آهنگ راه یا مرثیه‌ای برای شکست!

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی با سیلی از اظهارنظرهای عجیب مواجه می شویم که تا حدودی طبیعی و قابل اغماض می نماید ولی اگر این اظهارنظر و نیز اعلام وجود از جانب کسی و یا کسانی اعلام شود که تا دیروز برای سرنگونی نظام اسلامی دست از پا نمی شناختند این سؤال مطرح می شود که آیا این اشخاص به چیزی فراتر از خود و اهداف و منافع نامشروعی که دارند فکر می کنند؟!
کوتاه سخن این که با نزدیک شدن به زمان انتخابات اصلاح طلبان دیروز و جنبشی های امروز که از آب در هاون کوبیدن طرفی نبسته اند وارد گود شده و چون بازیگران ناشی یک تئاتر که هر بیننده ای به تصنعی بودن بازی آنان پی می برد مدعی می شوند که ما قصد و غرضی نداشتیم، همه ما یک هدف داریم و آن حفظ نظام است!
آذر ماه سال گذشته محمد خاتمی یکی از سران و همراهان داخلی فتنه در سخنانی با اشاره به انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی، از «آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه گروه ها، پایبندی مسئولان به قانون اساسی و فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد» به عنوان شرایط حداقلی اصلاح طلبان برای شرکت در این انتخابات دم زد.
با گذشت زمان هر از گاهی خاتمی که هنوز حال و هوای دهه۷۰ و سکانداری قوه مجریه را فراموش نکرده ولی همراهی با کودتای مخملین ۸۸ را به آسانی از مخیله خود پاک کرده است به اظهارنظر در مسائل سیاسی روز و شروط اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات پیش رو می پردازد.
وی اردیبهشت ماه سال جاری با بیان این که همه باید همدیگر را ببخشند گفت: «اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد.»!
با انتشار این سخنان به زودی مشخص شد که خاتمی پیش از آن که به فکر معدود هوادارانی که دارد باشد به فکر رسیدن به مناصبی است که با حرکت در مدار فتنه از آنها بی نصیب شده است.
نگاهی گذرا به سایت های جریان فتنه به خوبی نشان دهنده این واقعیت است که آنان نیز این اظهارات را نه از سر صدق و صفا که از روی طمع برای رسیدن به مناصب می دانند.
به عنوان مثال سایت روزآنلاین در مقاله ای با عنوان «هول حلیم و دیگ نظام» می نویسد «همان گونه که پیش بینی می شد نزدیک شدن به زمان انتخابات ادبیات سیاسی جامعه را دستخوش تغییر نموده است؛ البته این تغییر به جای آنکه در گفتمان حاکمان نظام جمهوری اسلامی ایجاد شود، بیشتر در بیانات افراد منتسب به جنبش سبز ظهور و بروز پیدا نموده، که البته با نگاهی به سوابق تحلیلی نیروهای سیاسی حاضر در جنبش امر دور از ذهنی هم نبوده و نیست.»
این سایت در مقاله دیگری باعنوان «سبزها، سپاه و شرط های خاتمی» اذعان می کند که برائت خاتمی از سران جنبش سبز- بخوانید سران فتنه- برائت از خود محسوب می شود.
سایت بالاترین را می توان دبیرخانه جریان فتنه دانست. اندک هواداران کودتای سبز که غالباً نیز خارج کشور بساط عیاشی های خود را پهن کرده و به داخلی ها می گویند لنگش کن در این سایت آخرین تحولات مربوط به فتنه را رصد کرده و با سیاست یک کلاغ چهل کلاغ تلاش می کنند بر پیکر بی جان فتنه شوک وارد کنند که برخیزد و آنان را خوشحال کند!
بعد از انتشار سخنان مزورانه خاتمی کاربران بالاترین واکنش های تندی را نسبت به این عجز و لابه ها نشان دادند.
یکی از کاربران این سایت در واکنش به سخنان خاتمی در اردیبهشت ماه سال جاری می نویسد: «آقای خاتمی شرم کن، تو دیگر در جنبش سبز جایی نداری. آیا موقعیتت به خطر افتاده که به التماس از نظام افتاده ای؟ واقعاً برای آدم بی غیرتی مثل تو متأسفیم.»
این شبکه ضدانقلابی در مطلب دیگری نیز ادعا می کند: «امروز می توانید تفاوت موسوی و کروبی را با خاتمی ببینید. فرق آنها این است که خاتمی راحت با فعالان سیاسی دیدار می کند و از آشتی حرف می زند در صورتی که موسوی و کروبی بیش از ۹۰روز است که در محدودیت هستند. خاتمی از روی خون همراهانش عبور کرده و هر موقع حرف می زند، خود را روی تخت ریاست هشت سال پیش می بیند.»
به چند اظهارنظر دیگر که از نوشته های کاربران بالاترین و سایر سایت های منتسب به جریان فتنه گلچین شده است دقت کنید:
– هر کسی سنگ خودش رو به سینه می زنه. خاتمی کجا بودی وقتی موسوی و کروبی درخواست می دادن. دوره تو گذشته، الان دیگه دوره گفت وگوی تمدنها نیست و ما هم به شما پشت کرده ایم.
– هشدار! انتخابات نزدیک شد و دوباره خاتمی پیداش شد! فریب خنده های مسموم این ملیجک رو نخورید.
– آقای خاتمی شرم داشته باش. من برات متأسفم، نگاه های مظلوم ندا آقا سلطان رو فراموش کردی؟
سایت ضدانقلابی خودنویس هم در واکنش به سخنان خاتمی نوشته است: «سخنان خاتمی را خواندم و خستگی به تنم ماند. بوی کباب شنیده این آقا اما… ما از شما بریدیم چون غیرت نداشتید. مردی با عبای شکلاتی! ما فقط یک بار درمورد شما اشتباه کردیم. لااقل از موسوی و کروبی خجالت می کشیدی. ما روزی به تو امید بسته ایم. اما امروز ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان.»
از سویی دیگر نیز عده ای با این حدس قوی که خاتمی ظرفیت زیر صفر جنبش به اصطلاح سبز را زودتر از آنان درک کرده است مدعی شدند خاتمی می داند که حرکت در مدار و دور تند فتنه نه تنها نصیبی عاید ضد انقلاب نخواهد کرد بلکه ظرفیت های اجتماعی آنان را نیز از بین خواهد برد در نتیجه بهتر است که با نظام آشتی کنند تا درفرصت مناسب بار دیگر اسب تراوا را زین کرده و وارد بدنه نظام شوند و اگر این بار همسایه ها یاری کنند و نظام هم چشم بپوشد و مردم نیز به آنان نظر لطفی داشته باشند دیگر کار تمام است!
توهم در سطوح اصحاب فتنه تا جایی پیش می رود که آنان با این استدلال واهی که نظام برای برگزاری انتخابات به آنان نیاز دارد وسط دعوا نرخ تعیین می کنند.
این عده که بهترین دفاع را حمله می دانند بی آن که اشاره ای به جرایم خود در برهه تاریخی قبل و بعداز انتخابات داشته باشند شرایط خاتمی را بسط می دهند و می گویند یا باید شرایط ما را قبول کنید و یا اصلا در انتخابات شرکت نخواهیم کرد.
تاج زاده که از درون زندان نامه و بیانیه های شورانگیز صادر می کند و درعین حال مدعی می شود زندانی است در مرخصی اخیر خود با یکی از سایت های ضدانقلاب مصاحبه کرده و مدعی می شود: اصلاح طلبان و سبزها تنها باید در یک انتخابات آزاد با سازوکارهای خودش شرکت کنند!!
ادعای مضحک فوق حکایت رندی شده است که او را به ده راه نمی دادند و از سویی سراغ کدخدا را می گرفت!
چند روز پیش فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واکنشی در خور به اظهارات خاتمی و دیگر اصحاب فتنه نشان داد.
سردار جعفری در پاسخ به سؤالی درخصوص شرایط بازگشت اصلاح طلبان و مشخصا سیدمحمد خاتمی به صحنه سیاسی کشور گفت: افرادی از جریانات اصلاح طلب که از خط قرمزها عبور نکرده اند طبیعی است که در رقابت های سیاسی می توانند شرکت کنند اما اینکه آقای خاتمی تا چه حد می تواند موفق شود بستگی به موضع گیری های او دارد.
وی خاطرنشان کرد: آقای خاتمی در جریان فتنه امتحان خوبی پس نداد و به هرحال جزء همراهان سران فتنه بود و حمایت و پشتیبانی زیادی از آنها کرد و درحال حاضر نیز موضعی مبنی بر برائت از آن حرکت ها اتخاذ نکرده است و اگر ایشان بخواهد با سیاسی کاری جلو بیاید فکر نمی کنم مردم او را ببخشند ولی افراد دیگری که در این صحنه از خط قرمزها عبور نکرده اند می توانند همچنان در رقابت های سیاسی به صورت فعال شرکت کنند.
سخنان سردار جعفری پیش از آن که ناظر بر جایگاه ایشان به عنوان فرمانده نهاد حافظ و پاسدار انقلاب باشد و از این منظر مورد تحلیل قرار گیرد یک استدلال منطقی است که تصور آن باعث تصدیق خواهد شد.
با انتشار سخنان سردار جعفری بار دیگر سیلی از اتهامات از سوی عاملان فتنه ۸۸ متوجه نهاد انقلابی سپاه شد این عده با اشاره به ترجیع بند تکراری دخالت سپاه در مسایل سیاسی مدعی شدند سپاه برخلاف نظر امام در مسائل سیاسی وارد شده است.
به عنوان نمونه محمدرضا خاتمی در نامه ای مدعی شد: «جناب آقای جعفری، شما نه قانونا، نه شرعا، نه عرفا و نه مصلحتا در جایگاهی نیستید که برای سیاسیون خط و نشان بکشید و برای آنها شرط تعیین کنید.»
البته اینکه چه کسی به وی حق داده حدود قانون و شرع و عرف و مصلحت و جایگاه افراد را معین کند، خود جای تامل بسیار دارد.
محمدرضا خاتمی در بخش دیگری ازاین نامه در اظهاراتی جالب مدعی می شود: «جناب جعفری، خاتمی و اصلاح طلبان واقعی تشنه قدرت نیستند که برای رسیدن به آن از اصول خود بگذرند. آنها نگران آینده کشور هستند که در ورطه هولناکی گرفتار شده است و البته برای نجات کشور حاضر هستند از آبروی خود بگذرند.»
این سخنان درحالی مطرح می شود که تعدادی از نمایندگان مجلس ششم که محمدرضا خاتمی نیز جزو آنان به شمار می رفت درجریان انتخابات مجلس هفتم و در شرایطی که کشور با فاجعه تاسف بار زلزله بم روبه رو بود برای تصاحب دوباره کرسی های مجلس تحصن کردند و ایستادگی امام خامنه ای باعث شد که شعبده هایی که برای رسیدن به مقام دنیوی بر روی زمین پهن شده بود، جمع شود.
از سویی دیگر آنچنان که از نام سپاه مشخص است این نهاد برای پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی تاسیس شده و اگر زمانی جنگ و دفاع مقدس، جبهه مقدم جانبازی های پاسداران بود امروز جنگ نرم و هجوم وحشیانه عده ای به مرزهای سیاسی و عقیدتی این ملت مظلوم خط مقدم نبرد محسوب می شود.
نمی توان از سویی برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی با هرکس و ناکسی نرد عشق باخت، با بهایی ها و وهابی ها سر یک سفره نشست، از خارجی ها مستقیم وغیرمستقیم پول گرفت و هر روز عده ای را به خیابان ها کشاند تا عده ای دیگر بیگناه کشته و مجروح شوند و از سویی دیگر برای حضور در مسئولیت هایی که این نظام مظلوم فرصت آن را برای عاشقان خدمت و نه طالبان قدرت و ثروت فراهم کرده است لحظه شماری کرد.
خاتمی خوب می داند که اولین جرم وی به عنوان یکی از اعضای تاثیرگذار مجمع روحانیون مبارز دعوت برای حضور در راهپیمایی غیرقانونی شنبه پس از انتخابات است.
رهبر عزیز انقلاب درنمازجمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ به این نکته اشاره کردند که مسئولیت آشوب ها بر عهده نخبگانی است که قانون را زیرپا گذاشته اند «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیرپا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسئول خون ها، خشونت ها و هرج و مرج ها خواهند بود.»
این سخن به خوبی تکلیف آینده سیاسی خاتمی را روشن می کند، وی پیش از آن که به فکر حضور در عرصه سیاسی و انتخابات مجلس شورای اسلامی باشد بایستی خود را برای محاکمه در یک دادگاه صالح آماده سازد.
همراهی و همگامی با سران و اصحاب فتنه در جنایات بی شمار علیه ملت ایران درسال ۸۸ و پس از آن، خلاصه جرایم خاتمی است و این در صورتی است که به او ارفاق شده و جزو سران فتنه حساب نشود . شواهد و قرائن نشان دهنده این واقعیت است که خوشبینی به خاتمی، پشت پا زدن به خود است.

کیهان ، ۵مرداد ۱۳۹۰

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه
 گروه سیاسی برهان/ روح الله امین آبادی؛ عصر همان روزی که روح ملکوتی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به ملکوت اعلی پر کشید، تعدادی از سران و تأثیرگذاران در امور کشور در اندرونی بیت امام جمع شده تا صحت خبری که از ساعاتی پیش دهان به دهان می‌گشت مطلع شوند، آنان به خود این امید را می‌دادند که شاید این خبر شایعه‌ای بیش نباشد ولی …
در میان آنان کسی که بیش‌تر نا آرامی می‌کرد، شیخی عمامه به سر بود که سر بر ستون می‌کوبید و ناله‌ی امام کو، سر می‌داد. ایرانیان وقتی تصاویر ضبط شده‌ی آن شب را از رسانه‌ی ملی تماشا می‌کردند به واقعیت راستین این مرد پی بردند. از آن زمان که شیخ «مهدی کروبی» سر بر ستون بیت امام می‌کوبید و ندای امام کو سر می‌داد بیش از ۲۰ سال نگذشته بود که وی این بار تیشه برداشته و بر ستون‌های همان انقلابی می‌زد که امام، رهبرش بود و وی بارها برای پیروزیش به زندان افتاده بود.
مهدی کروبی زمانی دبیر کل تشکلی بود که بزرگ‌ترین افتخار خود را حرکت در مسیر امام می‌دانست و بر این قائل بود که اسلام ناب محمدی لباسی است که تنها بر قامت آنان دوخته شده و دیگران را در این لباس سهمی هرچند کوچک نیست.
در بررسی تاریخچه‌ی‌ مجمع روحانیون مبارز و تأمل در افکار اعضای شاخص و برجسته‌ی این تشکل روحانی به ابهامات و سؤالاتی سهل و ممتنع برخورد می‌کنیم که پاسخ به آن‌ها از منظری ساده و از جهتی دیگر بسیار مشکل است.  در این نوشتار به اختصار چندین سؤال را مطرح خواهیم کرد، باشد که آگاهان بدان پاسخ گفته و ابهامات را از بین ببرند.
۱ ـ روحانیون مبارز با شعار اسلام ناب محمدی که برگرفته از سخنان گهربار امام امت بود پای به صحنه گذاشت و در انتخابات مجلس سوم با استفاده از همین شعار، رقیب [جامعه‌ی روحانیت مبارز] را تابع اسلام آمریکایی شمرده و در انتخابات پیروز گشت. سؤال اینجاست که این شعار تا چه اندازه با واقعیت منطبق بوده و تا چه اندازه چپ‌های آن زمان از آن به عنوان حربه‌ای علیه رقیب بهره می‌بردند؟
«ابراهیم اصغرزاده» یکی از چپ‌های دهه‌ی ۶۰ ، این‌گونه به سؤال طرح شده، پاسخ می‌گوید: «این حربه یک تیغ دودم بود و ما توجهی به این مسأله نداشتیم، ما در آغاز مجلس سوم آن چنان از اسلام ناب محمدی یک بت ساختیم و لباس اسلام آمریکایی را بر تن تمام مخالفان خودمان پوشاندیم که در انتخابات مجلس چهارم عده‌ای دیگر همین لباس را بر تن ما پوشاندند. ما شدیم ملقب به طرفداری از اسلام آمریکایی و حالا منتقدان ما طرفدار اسلام ناب بودند. چرخ پوپولیسم گاهی ارابه‌ران را هم زیر می‌گیرد و ما به این مسأله بی‌توجه بودیم. پاشنه‌ی آشیل ما در مجلس سوم همین جا بود. ما نباید جریان میانه را از خودمان می‌راندیم چراکه حذف آنها می‌توانست موجب رادیکالیزه شدن فضا شود.»[۱]
باید منتظر پاسخ دیگران نیز بود.
۲ ـ «حجت‌الاسلام محمدموسوی‌خوئینی‌ها»، از اعضای شاخص مجمع روحانیون مبارز است. وی جزو اولین اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز محسوب می‌شود. زندگی وی نقاط مبهم و سؤال برانگیز فراوانی دارد. فرزند سوم شهید مطهری تأکید دارد که گروهک فرقان متاثر از افکار کسانی چون آقای موسوی‌خوئینی‌ها بوده‌اند: «من معتقدم این‌ها بیش‌تر متأثر از افرادی چون موسوی‌خوئینی‌ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده و جزواتی که از طرف آنها می‌آمد.»[۲]
بخشی از مبارزان انقلاب نیز عنوان می‌کنند که «شهید مطهری» معتقد بود منبرهای موسوی‌خوئینی‌ها گروه فرقان را پرورش داده است. حجت‌الاسلام جعفر شجونی، عضو جامعه‌ی روحانیت مبارز، هم در اظهاراتی صریح‌تر عنوان کرده شهید مطهری حتی گفته که خوئینی‌ها، مارکسیست شده است.»[۳]
«هاشم صباغیان» که یکی از اعضای نهضت آزادی است نیز در این زمینه می‌گوید: «یکی از ویژگی‌های بارز شهید مطهری این بود که پس از مطالعه و تحقیق درباره‌ی مطلبی اگر به یقین می‌رسید، پافشاری و ایستادگی می‌کرد. یکی ز آن موارد، همین تحلیل‌های اگر نگوییم مارکسیستی، باید بگوییم چپ‌گرایانه و غیرتوحیدی از قرآن بود.»
آن موقع برخی از همین دوستان روحانی ما به مرحوم مطهری حمله می‌کردند و می‌گفتند: «آقای خوئینی‌ها دارد جوان‌ها را جذب می‌کند چرا می‌گویید تفسیرهای او درست نیست؟» ایشان در پاسخ می‌گفت: «باید جوان‌ها را با پایه‌ریزی صحیح جذب کنیم، اگر این پایه‌ها صحیح نباشد در آینده گرفتار این‌ها خواهیم شد.»[۴]
تا چه اندازه روحانیون مبارز از سوابق فکری موسوی‌خوئینی‌ها آگاه بوده‌اند، سؤالی است که می‌شود، پرسید. آن چه که روشن است تعدادی از روحانیون مبارز همانند آقای کروبی از این سوابق آگاهی کامل داشته و با این وجود وی را در حلقه‌ی اول مجمع روحانیون مبارز پذیرفته‌اند. ابهامی که شاید گذر ایام پرده از روی آن بردارد.
۳ ـ نگاهی هرچند گذرا به بیانیه‌های مجمع روحانیون مبارز که در وب‌سایت این تشکل نیز قابل دسترسی است، نشان می‌دهد روحانیون مبارز دهه‌ی نخست انقلاب و نیز تا اواسط دهه‌ی ۷۰ ، گرایشات شدید ضد امپریالیستی داشته‌اند. بیانیه‌ی روحانیون مبارز درباره‌ی دشمنی آشتی ناپذیر ایران با آمریکا که در شهریور ماه سال ۶۸ منتشر شد، نمونه‌ای آشکار از این موارد است.
روحانیون مبارز در بیانیه‌ی خود تأکید کرده بودند که دشمنی آمریکا با ما و آشتی ناپذیری انقلاب و مردم ما با آمریکا ناشی از یک سوءِتفاهم سیاسی نیست تا با مذاکره یا تهدید و تطمیع آمریکا و یا با پادرمیانی این و آن از میان برود بلکه، ریشه در ماهیت جنایت‌کار حکومت‌های آمریکایی از یک‌سو و ذات الهی و مردمی انقلاب اسلامی از سوی دیگر دارد.
این سخنان در حالی است که چند سال بعد و به گفته‌ی «سیدحمید روحانی» از اعضای سابق روحانیون مبارز، با روی کار آمدن «سیدمحمد خاتمی» در سال ۷۶ رویکرد ضد آمریکایی این تشکل، دچار دگرگونی شد. دبیرکل مجمع روحانیون مبارز، اردیبهشت ماه سال ۷۸ در پاسخ به این سؤال که نظر شما درباره‌ی رابطه با آمریکا چیست؟ می‌گوید: «در این مورد ۳ نظریه وجود دارد: اول رابطه، دوم مذاکره و سوم تشنج زدایی که بنده به تشنج زدایی معتقدم و البته معتقدم بحث رابطه یا نداشتن رابطه بحثی کارشناسی است که باید کارشناس‌ها بنشینند طرفین هم باشند و در محیطی که حالت سیاسی نداشته باشد، حرف‌ها را بزنند.»
وی می‌گوید: «برخی معتقدند که سخن امام پیرامون رابطه با آمریکا و تشبیه آن به رابطه‌ی گرگ و میش اکنون تغییر کرده و رابطه‌ی ما با آمریکا در زمان حال رابطه‌ی شیر و گرگ است که این هم نظری است.»
سؤال اینجاست که چگونه شد دشمنی آشتی ناپذیر ایران اسلامی با آمریکای جهان‌خوار در مدت کم‌تر از یک دهه، رنگ باخت و دبیر کل روحانیون مبارز از تشنج زدایی میان ایران و آمریکا سخن می‌گوید.
۴ ـ فروردین ماه سال ۶۸، پایان روندی طولانی بود که منجر به برکناری «آیت الله منتظری» از قام مقامی رهبری شد. در این برهه اعلام استعفای آیت الله منتظری از مقام نیابت رهبری و تحولات مربوط به این امر انگیزه‌ی صدور بیانیه‌ای از سوی روحانیون مبارز تهران شد که در آن نظرها و دیدگاه‌های این جمعیت درباره‌ی موضوع مورد بحث به تفضیل آمده بود.
در بخش‌هایی از این بیانیه می‌خوانیم: «امام بارها بزرگان و مسؤولان را نسبت به اطرافیان و عوامل نفوذی در بیوت و دستگاه‌ها مورد هشدار قرار داده‌اند… رهبری نظام اسلامی باید به اصالت انقلاب اسلامی و رسالت مبارزه و فداکاری برای حاکمیت اسلام و جهاد دایم برای کوتاه کردن دست اجانب و چپاول‌گران معتقد باشد. … رهبری واقعی آینده‌ی نظام در جایی می‌تواند استقرار یابد که کانون سرشار از روحیه‌ی مبارزه با استکبار شرق و غرب و احساس تعهد نسبت به سرنوشت مسلمانان باشد …. دشمن هیچ‌گاه از طرح‌های اطلاعاتی و نفوذی برای ضربه زدن به انقلاب غافل نخواهد ماند و بیش‌ترین سرمایه‌گذاری را نسبت به مراکزی می‌کند که نقش تعیین کننده در سرنوشت جامعه دارند. … مهم‌ترین عاملی که امام را بر آن داشت تا نظر خود را نسبت به آینده‌ی رهبری اعلام کند همین خطری بود که نفوذ ناپاکان و ایادی دشمن در بالاترین و مقدس‌ترین مرکز، نظام، اسلام و انقلاب را تهدید می‌کرد و متأسفانه آیت‌الله منتظری نسبت به آن توجه خاص مبذول نداشتند و در نتیجه بیت بالاترین مقام معنوی بعد از مقام رهبری کانون امید تمامی دشمنانی شد که در جنگ، ترور و مبارزه‌ی سیاسی و تبلیغی با جمهوری اسلامی نا امید شده بودند …. با کمال تأسف درحالی نسبت به اجرای احکام اسلامی در مورد جنایتکاران منافق و آدمکشان محارب احساس ترحم می‌شد که در همان حال نه تنها نسبت به جنایت افرادی چون «مهدی هاشمی» و باند تبهکار وی که با قساوت مخالفان فکری خود از روحانی و غیر روحانی را به قتل می‌رساندند و با جعل و انتشار اسناد دروغین نیروهای متعهد و انقلابی را ترور شخصیت می‌کردند، از سوی ایشان حساسیّتی نشان داده نمی‌شد بلکه همواره از آنان حمایت می‌کردند و بیت ایشان پناهگاه و یکی از مراکز خراب‌کاری آنان به شمار می‌آمد. …. بعضی نقطه ضعف‌ها زمینه‌ی مساعدی را فراهم آورد تا دشمنان نفوذی، طرح انفصال آیت الله منتظری از نظام و ایجاد تفرقه در صفوف طرفداران انقلاب و طرح نزدیک کردن لیبرال‌های شکست خورده و گروهک‌های رسوا را به قائم مقام رهبری به پیش ببرند.»
بیانیه‌ی صریح روحانیون مبارز درباره‌ی برکناری آیت الله منتظری توسط امام خمینی(ره) جای هیچ‌گونه تفسیر و تأویلی ندارد، بی آن که نقاط ضعف مطرح شده در این بیانیه موضوعیت خود را از دست دهند، مواضع روحانیون مبارز در قبال آیت الله منتظری دچار دگرگونی شده است.
سایت «سحام نیوز» ارگان تبلیغاتی «حزب اعتماد ملی» اردیبهشت ماه سال ۸۸ مدعی شد، «آیت‌الله منتظری» از کاندیداتوری «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری، حمایت کرده است.
 به گزارش این پایگاه خبری، آیت الله منتظرى در جمع دوستان و نزدیکان خود در پاسخ به این سؤال که شما از کدام کاندیدا در این دوره حمایت مى‌کنید، گفته است: «اگر نظر شخصى مرا مى‌خواهید من از آن کسى حمایت خواهم کرد که هم اکنون عمادالدین باقى از او حمایت مى‌کند.»[۵] «عمادالدین باقى» حمایت رسمى خود را از مهدى کروبى اعلام کرده بود. هر چند این خبر به زودی تکذیب شد[۶] ولی امید کروبی به حمایت آیت‌الله منتظری، نشان از این داشت که چپ سنتی دچار یک دگردیسی تمام عیار در اعتقادها و آرمان‌ها شده است.
در جریان حوادث پس از انتخابات، آیت‌الله منتظری با انتشار بیانیه‌های متعددی از فتنه‌گران حمایت کرد. مهدی کروبی به عنوان یکی از اعضای شاخص طیف چپ سنتی از این حمایت‌ها بی‌نصیب نماند.
مهدی کروبی برای جبران این حمایت‌ها با نگارش نامه‌ای به آیت‌الله منتظری از حمایت‌های وی از خویش در حوادث پس از انتخابات تقدیر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «از این‌که به خاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه‌ها و بیاناتی اظهار تأسف فرمودید، لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم.»
ورود آیت‌الله منتظری در مسایل سیاسی در حالی بود که امام خمینی(ره) طی نامه‌ی شدید اللحنی از وی خواسته بود «از آن‌جا که ساده لوح هستید و به سرعت» تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.»
پس از وفات آیت‌الله منتظری نیز کروبی با انتشار بیانیه‌ای شگفت‌انگیز تعابیر عجیبی درباره‌ی وی به کار برده ‌است. در بخشی از بیانیه‌ی کروبی آمده است:
«آن فقیه عالی مقام به پیروی از امام راحل (ره) حکومت اسلامی را با قرائت مردم سالاری دینی متکی به آرای مردم از متن کتاب و سنت استنباط و استخراج نمود و تا آخرین لحظه‌ی حیات در دفاع از آزادی و استقلال کشور و از حریم دین و مذهب درنگ نکرد».[۷]

مجمع روحانیون مبارز نیز با انتشار بیانیه‌ای آیت‌الله منتظری را جامع علوم عقلی و نقلی دانست  [۸]  ومدعی شد:

 

آیت‌الله منتظری با همه‌ی فراز و نشیب‌های دوران زندگی تا پایان عمر نسبت به پیشوای نهضت و انقلاب حضرت امام خمینی(ره) با تجلیل و احترام شایسته یاد کرد.»

 

گویی از منظر روحانیون مبارز، امام خمینی(ره) ظلمی فاحش در حق آیت‌الله منتظری مرتکب شده بود که وی کریمانه تا روزهای آخر عمر خویش از آن گذشت کرده و دم بر نیاورده بود! روحانیون مبارز در عین حالی که از ارادت به راه امام سخن می‌گویند با تمامی دشمنان عقیدتی ایشان، پیمان دوستی بسته‌اند.
۵ ـ رابطه‌ی روحانیون مبارز با «نهضت آزادی» نیز یکی از نقاط مبهمی است که ذهن‌ها را مشغول کرده است. حمایت نهضت آزادی از کاندیدای مجمع روحانیون مبارز ـ سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی ـ درحالی است که امام خمینی (ره) در پاسخ به نامه‌ی یکی از اعضای شاخص روحانیون مبارز ـ محتشمی‌ پور ـ این گروه را طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکا خوانده‌اند.
در بخشی از نامه‌ی امام خمینی (ره) به آقای «محتشمی پور» آمده است: «اگر خداوند متعال عنایت نفرموده بود و اینان مدتی دیگر در حکومت موقت باقی می‌ماندند ملت‌های مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می‌زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می‌خورد، که قرن‌ها سر، بلند نمی‌کرد. امام خمینی(ره) در بخش دیگر این نامه‌ی تاریخی متذکر شده اند: نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند. [۹]
مهدی کروبی در آن دوران که مدعی خط و راه امام بود درباره‌ی نهضت آزادی گفته: «از جمله جمعیتی که این روزها نق زدن را شروع کرده است و ورق پراکنی می‌کند، نهضت آزادی است … مسؤولین و مردم دارند تلاش می‌کنند تا بدبختی‌هایی که شما [نهضت آزادی] برای مردم ایجاد کرده‌اید از بین ببرند. مگر شما نبودید که کردستان را از دست دادید؟ مگر شما نبودید که پاسداران را از سنندج بیرون کردید؟ مگر شما نبودید که به «جلال برادر عزالدین» گمراه در اسفند ۵۸ اسلحه دادید و آن‌ها روز بعد به پادگان سنندج حمله کردند؟ مگر شما نهضت آزادی نبودید که با ولایت فقیه مخالفت کردید؟ شما نبودید که با مجلس خبرگان مخالفت و بر علیه آن توطئه کردید؟ مگر شما نبودید که به این گروهک‌ها آن‌قدر آزادی دادید که ما هنوز از دست این‌ها مصیبت می‌کشیم؟ مگر شما نبودید که داشتید انقلاب را منحرف می‌کردید و یک خیانتی به تاریخ می‌نمودید؟ مردم انقلاب کرده بودند و شما با شعارهای ملی‌گرای خود داشتید انقلاب را منحرف می‌کردید. مردم شعار اسلام را داده‌اند و به جمهوری اسلامی رأی دادند و آن وقت که سفره باز شد شما می‌آیید و اسم ملی روی آن می‌گذارید؟… بسیاری از بدبختی‌هایی که الان وجود دارد از شما است، این کمبودها، خون‌ریزی‌ها و این جنگ، ضایعاتی است که شما برای ملت به وجود آورده‌اید، شما از کی این‌طور مردم دوست شده‌اید؟!»[۱۰]
۱۶ سال بعد از این سخنان تند و تیز کروبی در جایگاه دبیرکل مجمع روحانیون مبارز برای تبرئه‌ی جبهه‌ی ملی و با تحریف آشکار سخنان حضرت امام خمینی(ره) می‌گوید: «امام هرگز مصدق را تکفیر نکرد و به دنبال برخی گزارش‌ها که به امام رسیده بود، امام تنها هشدار دادند که کاری نکنید که من ایشان را مسلمان هم ندانم!»[۱۱]
توجه به سخنان امام خمینی(ره) به خوبی نشان می‌دهد که کروبی برای تبرئه‌ی ملی‌گراها به چه تحریف آشکاری دست زده است: «این‌ها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به او زدند اسمش را آیت‌الله گذاشته بودند. این در زمان آن بود که این‌ها فخر می‌کنند به وجود او (مصدق)، او هم مسلم نبود … من عرض کردم که این دیگر مخالفت به شخص نیست این سیلی خواهد خورد و اگر مانده بود، سیلی را بر اسلام میزد.»[۱۲]
از سوی دیگر سخنان کروبی درباره‌ی لزوم محاکمه‌ی اعضای نهضت آزادی در حالی است که این گروهک غیرقانونی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ از هردو نامزد اصلاح طلب یعنی کروبی و موسوی حمایت کرده است.[۱۳]
سایت «تغییر» متعلق به تیم کروبی نیز در همان زمان از دیدار معاون اول کروبی یعنی «غلام‌حسین کرباسچی» با رییس گروهک نهضت آزادی خبر داد. سایت تغییر مدعی شده بود این‌گونه ملاقات‌ها تا روز برگزاری انتخابات ادامه خواهد داشت.[۱۴] «ابوالفضل بازرگان»عضو شورای مرکزی نهضت آزادی نیز درباره‌ی این دیدار گفته بود: «عملکرد و تلاش‌های مهدی کروبی کاندیدای اصلاح طلب دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری منجر به ترمیم اعتماد از دست رفته‌ی مردم می‌شود.» وی مدعی شد: «در دیدار کرباسچی با ابراهیم یزدی مقرر شد اگر نهضت آزادی سؤالی درخصوص اهداف و برنامه‌های آقای کروبی و یا طرحی برای ستاد ایشان داشت، اعلام کند.»[۱۵] بعد از انتخابات نیز نهضت آزادی از مواضع ساختارشکنانه‌ی کروبی به شدت حمایت کرد. در این راستا فروردین ماه سال ۱۳۸۹ تعدادی از عناصر گروهک ملی – مذهبی و بقایای نهضت غیرقانونی آزادی به دیدار کروبی رفته و از ایستادگی و مقاومت کروبی در برابر نظام از وی قدردانی کردند. کروبی نیز در این دیدار از اعضای نهضت آزادی قدردانی کرده و خواستار هم‌گرایی بیش‌تر معترضین به نظام شده بود .»[۱۶]
با این وجود روحانیون مبارز باید پاسخ‌گوی این سؤال باشند که در طول ۲۰ سال بعد از وفات امام دچار چه تغییراتی شده‌اند که نهضت به اصطلاح آزادی با آن‌ها احساس هم‌زاد پنداری کرده و از کاندیدای روحانیون، حمایت می‌کند.
۶ ـ رابطه‌ی عقیدتی روحانیون مبارز با ولایت مطلقه‌ی فقیه نیز یکی از ابهاماتی است که اعضای شاخص این تشکل باید به آن پاسخ گویند. ۲۰ سال پیش زمانی که اعضای این تشکل روحانی قصد انشعاب از جامعه‌ی روحانیت مبارز را داشتند به دنبال تأییدیه‌ی امام رفتند، چرا که بدون تأیید ایشان کار خود را نامشروع می‌دانستند. مهدی کروبی در این رابطه می‌گوید: «ما پس از اطمینان از رضایت خاطر ایشان [امام] بود که اقدام کردیم که بدون آن کار خود را مشروع نمی‌دانستیم.»[۱۷]
موسوی خوئینی‌ها نیز گفته بود:
مهم‌ترین علت تشکیل روحانیون مبارز ، اجرا و پیاده کردن نقطه نظرات حضرت امام می‌باشد.”[۱۸]  برابر ماده‌ی ۱۸ اساسنامه‌ی مجمع روحانیون مبارز نیز التزام عملی به ولایت فقیه و مقررات نظام جمهوری اسلامی یکی از شرایط عضویت در این تشکل است.
این همه در حالی است که روحانیون مبارز در جریان حوادث بعد از انتخابات ۸۸ با صدور بیانیه‌ای و بر خلاف نص صریح فرمایشات رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های تاریخی ۲۹ خرداد با انتشار بیانیه‌ای مردم را به اغتشاش دعوت کردند.
مجمع روحانیون مبارز درحالی بر برگزاری اجتماع غیرقانونی روز شنبه اصرار می‌ورزید که حتی موضع‌گیری و هشدار آشکار شخصیت‌های سیاسی و مذهبی هم نتوانست مجمع را از برگزاری این مراسم، منصرف سازد. از صبح روز شنبه که این موضوع به خبر اول وب‌سایت‌ها تبدیل شد، گمانه زنی‌هایی درباره‌ی احتمال لغو این راهپیمایی نیز در کنار آن خودنمایی می‌کرد، اما با گذشت چند ساعتی از این گمانه زنی‌ها، خبری از تصمیم مجمع به گوش نرسید و برخلاف اعتقاد برخی از اعضای آن، تعلل سؤال برانگیز دبیر این تشکل هم چنان ادامه یافت تا این‌که آشوبگران آرایش نهایی خود را برای ضربه زدن بر پیکره‌ی «امنیت شهر» چیدند؛ در این هنگام بود که ناگهان خبری فوری بر پیشانی وب‌سایت‌ها و خبرگزاری‌ها نشست: «راهپیمایی امروز مجمع روحانیون، لغو شد» اما دیگر دیر شده بود چرا که همه چیز برای خلق یک شرایط غیر عادی مهیا گردیده بود.
ساعاتی بعد، اخبار اندوه بار از آشوب و اغتشاش یکی پس از دیگری، خیابان آزادی را برای مردم دورترین نقاط کشور نیز به تصویر کشید. آن چنان که منابع رسمی گزارش دادند، به جز خسارت‌های میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در نزدیکی خیابان آزادی توسط عناصر مسلح منافقین و اشرار، ۱۰ تن از شهروندان به ضرب گلوله کشته و ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدند و این در حالی بود که جانشین نیروی انتظامی اعلام کرد این نیرو به هیچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است.
بیانیه‌ی لغو تجمع غیر قانونی مجمع روحانیون که ساعت‌ها معطل امضای دبیر مجمع مانده بود را شاید بتوان تلاشی تلقی کرد برای خالی کردن شانه از بار مسؤولیت و پیامدهای آشوبی که خیابان آزادی را در خود فرو برد! البته تکلیف این نوع رفتارهای مشکوک، پیش از این از سوی رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود.
آیت‌الله‌خامنه‌ای در جمع میلیونی نمازگزاران تهران با بیان این‌که «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، خواسته یا ناخواسته، مسؤول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها خواهند بود» ، تکلیف «فرماندهان آشوب‌ها» را به وضوح روشن کرده بودند.
بی‌شک نقاط ابهام فراوانی درباره‌ی تاریخچه‌ی مجمع روحانیون مبارز وجود دارد که در این مختصر نمی‌توان به تمام آن‌ها پرداخت. سران این تشکل روحانی بایستی با پاسخ به این سؤالات ابهامات را از بین برده و یا دلیلی قانع کننده برای نسل سوم انقلاب بیابند که چگونه شد چپ‌های دو آتشه‌ی دهه‌ی ۶۰ که به جای شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی شعار مرگ بر شرق و مرگ بر غرب سر می‌دادند امروز بر سر سفره‌ی دشمنان این مرز و بوم فالوده می‌خورند.
اگر چه سران روحانیون مبارز در جریانات حوادث بعد از انتخابات آزمون خوبی ندادند و به فرموده‌ی رهبر عزیز انقلاب مردود شدند ولی آن چه که از مطالعه‌ی احوال این جریان در طول ۲۰ سال گذشته و نیز در جریانات بعد از انتخابات ۸۸ به نظر می‌رسد این است که این جریان برای بازگشت به دامان انقلاب بایستی چندین کار را انجام دهد تا شامل سیاست جذب حداکثری گردد. آن چه روشن است، روحانیون مبارز باید مسؤولیت خون‌های ریخته شده در آشوب‌های پس از انتخابات را هم چون دیگر سران فتنه بر عهده گیرند. شاید این اولین گام برای روشن کردن مسیر پیش رو باشد.
دومین گامی که باید روحانیون مبارز برای آینده‌ی سیاسی خود آن را سرلوحه‌ی برنامه‌های خویش قرار دهند جدا شدن کامل از احزاب تندروی اصلاحات است که این سرنوشت تأسف آور را برای روحانیون مبارز رقم زده‌اند. گره خوردن سرنوشت روحانیون مبارز با احزابی نظیر مشارکت و مجاهدین انقلاب نه تنها به نفع این تشکل کهنه کار و قدیمی نیست بلکه زمینه ساز فرو رفتن هرچه بیش‌تر اعضای این تشکل در باتلاق فتنه‌ها خواهد شد.
روحانیون مبارز بایستی برای جبران خطاهای گذشته، رابطه‌ی خود با رکن رکین ولایت فقیه را محکم کنند. چنان چه ذکر آن رفت با تغییر مصداق ولایت فقیه اعتقادات پیشین نیز از میان رفت و این شاید اولین نقطه‌ی جدایی روحانیون مبارز از نظام اسلامی بود. از این رو اعضای روحانیون مبارز بایستی این نقیصه را جبران کنند.
امیدواریم که این‌گونه باشد. (*)

[۱]ابراهیم اصغرزاده ، هفته‌ی نامه‌ی شهروند امروز ، شماره‌ی ۴۰

[۲]علی مطهری در مصاحبه با ماهنامه‌ی یادآور، خبرگزاری فارس ، ۲۳ آبان ۱۳۸۹

[۳]رجانیوز ، ۱۴ مهر ۱۳۸۹، به نقل از ایران سیاسی

[۴]شبکه‌ی ایران ، ۱۰ مهر ۱۳۸۹ ، به نقل از ماهنامه‌ی یادآور

[۵]سحام نیوز ، ۳۰اردیبهشت ۸۸

[۶]فرارو ،۳۰اردیبهشت ۸۸

[۷]سحام نیوز ، سوم محرم الحرام ۱۴۳۱

[۸]سایت روحانیون مبارز ، ۲۹آذر۱۳۸۸

[۹]صحیفه امام ، ج ۲۰ ص ۴۸۱ و ۴۸۲

[۱۰]روزنامه جمهوری اسلامی ،۱۳۶۱/۰۷/۱۷

[۱۱]روزنامه جمهوری اسلامی ،۱۳۷۷/۱۲/۱۳

[۱۲]صحیفه نور ،ج۱۵،صفحه۱۵

[۱۳]ایلنا ،۲۹اردیبهشت ۱۳۸۸

[۱۴]تغییر،۲۲اردیبهشت ۱۳۸۸

[۱۵]رک تغییر ،۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

[۱۶]روزنامه رسالت ،۲۲ فروردین ۱۳۸۹

[۱۷]روزنامه کیهان ، ۱۶/۱/۶۷،ص ۲

[۱۸]دارابی ، علی ، جریان شناسی سیاسی در ایران ، ص ۳۱۱ به نقل از مجموعه بیانیه های مجمع روحانیون مبارز، ص ۱۸۵

*روح الله امین آبادی، پژوهشگر سیاسی/ انتهای متن/

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه