مقالات | بسیج جهانی - صفحه 4

دوست نداشتم در این محیط وارد مباحث روزانه  شوم و بنویسم ولی خواندن و شنیدن سخنان برخی اراذل سیاسی باعث می شود که انسان سکوت را جایز نداند ، ولایت فقیه چیست و ولایت فقه یعنی چه ؟ ولایت فقیه یعنی پیامبر اعظم ، ائمه هدی و شخص شخیص امام زمان ، توهین بای نحو کان به ولایت فقیه و شخص ولی فقیه توهین به امام زمان (عج) است و بی شک اگر ما #غیرت داشتیم چنین نمی شد !

درست خواندید ما غیرت نداشتیم که چنین شد ، آن روزهای تلخی که در فتنه ۸۸ در خیابان های تهران #مرگ_بر_اصل_ولایت_فقیه گفتند و کفتارها عربده کشیدند و کسی متعرضشان نشد باید فکر آن را می کردیم که به چنین روزی برسیم که برخی فکر کنند می توانند هوی و هوس های سیاسیشان را با فلسفه بافی های مضحک قالب عوام الناس کنند …

فقه را #فقیه تبیین می کند و این فقیه است که ولایت دارد نه فقه …و گرنه هم #ابوموسی_اشعری #فقه بلد بود و هم #مالک_اشتر فقه سرش می شد و هم #امیر_المومنین تجسم کامل فقه بود …این مفسر و تبیین کننده فقه است که ولایت دارد نه تفسیرهای مختلف از فقه که اگر فقه ولایت داشت فقه مراجع بر فقه هیچ فقیه دیگری اولویت نداشته و نافذ نبود و هر کس مجاز به انجام فتوای مرجع خود بود …فقیهی که #نائب_امام_زمان است ولایت دارد و حکم او نافذ و انجام آن لازم و ایستادن در برابر او در حکم ایستادن در برابر امام زمان ( عج) است .

نکته دیگر آن که #امام_خمینی که رضوان الهی بر او باد تاکید داشتند #ولی_فقیه می تواند « قراردادهاى شرعى را که خود با مردم بسته است، در موقعى که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند. و مى‏ تواند هر امرى را، چه عبادى و یا غیر عبادى است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامى که چنین است جلوگیرى کند. حکومت مى ‏تواند از حج، که از فرایض مهم الهى است، در مواقعى که مخالف صلاح کشور اسلامى دانست موقتاً جلوگیرى کند.»
از منظر حضرت روح الله حکومت و یا همان #ولایت_فقیه  « شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ( ص) است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم برتمام احکام فرعیه حتی نماز وروزه و حج است » حال کسانی که می گویند ولی فقیه نمی تواند حکم به حصر فردی دهد و یا ارتباط او را با جامعه قطع کند یا ابلهند و یا مغرض که جواب غرض غیر از پاسخ به ابلهان است …

اگر #نه_دی به جای هشت ماه پس از آغاز فتنه ۸۸ درست همان روزهای نخست روی می داد این روزها اراذل جرات سخن گفتن درباره #اختیارات_ولی_فقیه را نداشتند و خدا ما را بر این بی غیرتی ببخشد…باقی بماند که اصلا حال و حوصله نیست برای نوشتن درباره موضوعی که در جنگ قدرت بین گروه ها و احزاب فرعی مفروض شده است …

⛔️گروهی فکر می کنند اگر از ولایت دفاع کنند رای آن ها در انتخابات کم خواهد شد و در نتیجه #سکوت_مصلحت_آمیز را بر فریاد کشیدن #دلیرانه و  #غیورانه ترجیح می دهند و چه بی شرفند این افراد و چه بی همه چیز و بی وجودند این #کاسبان که رای مردم را جز برای رسیدن خود به مطامع دنیوی نمی خواهند و ای کاش چنین نبود و نیازی به چنین نوشتن هایی احساس نمی شد .
باقی بماند

پی نوشت

مطلب از کانال تلگرامی مطبوعات قدیمی مطبوعات قدیمی

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

سرویس سیاسی –
در حالی برای توجیه حقوق‌های نجومی برخی مدیران دولتی از عنوان نخبه برای آنان استفاده می‌کنند تا نشان دهند اگر این مدیران حقوق آنچنانی نگیرند مردم از نعمت حضور آنان محروم و متضرر می‌شوند که بررسی‌ها نشان می‌دهد این مدیران عملکرد زیان‌باری داشته و در طول فعالیت خود بانک‌ها و شرکت‌ها را زیان ده و به مدیران بعدی تحویل داده‌اند!
استدلال محوری برای توجیه حقوق‌های نجومی و ویژه خواری برخی مدیران ثابت است و آن این که اگر آنان حقوق‌های بالا نگیرند میزهای مدیریتی را رها کرده و کشور خسارت‌های هنگفتی از نبودن آنان متحمل می‌شود ، استدلالی سست که نگاهی به خبرها و آمار موجود بی‌پایه بودن آن را به وضوح نشان می‌دهد.
مجلس روزهای داغی را در یک هفته گذشته پشت سر گذاشت از قانونی کردن حقوق‌های نجومی برخی مدیران تا واکنش‌های گسترده از سوی مردم و فعالان و کارشناسان سیاسی، این واکنش‌ها در نهایت نمایندگانی که آن طرح جنجالی را به تصویب رسانده بودند وادار کرد مصوبه خود را اصلاح کنند.
در یک هفته گذشته اما برخی نمایندگان و شخصیت‌ها در ردیف نخست دفاع از مصوبه غیرقابل دفاع قرار داشتند و استدلال محوری آنان چیزی نبود جز دفاع از مدیران به اصطلاح نخبه!
به عنوان نمونه علی لاریجانی رئیس‌و مطهری نائب رئیس‌مجلس در جلسه علنی روز شنبه بر این نکته تاکید داشتند که علت اصلی مصوبه روزچهارشنبه حمایت از مدیران نخبه بود.
البته این اولین باری نیست که مدیران ویژه خوار و حتی مفسدین اقتصادی نخبه نامیده می‌شوند، پیش از این برخی مفسدین اقتصادی که به خاطر مفاسد عدیده خود اعدام شدند نیز از سوی مدعیان اصلاحات استیوجابز و نخبه اقتصادی نامیده شدند که نظام از موهبت وجودی آنان محروم مانده است!

متن کامل این گزارش را می توانند دوستان عزیز در شماره روز سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ روزنامه کیهان بخوانند

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه

سید روح‌الله امین‌آبادی – کیهان ؛
اسنادی که در سال ۲۰۱۳ از حالت محرمانه خارج شده است نشان می‌دهند آمریکا پیش از آغاز جنگ تحمیلی با تحریک صدام به اشغال جزایر سه گانه طرح تجزیه ایران را کلید می‌زند، بر اساس این اسناد «دو ماه بعد از تسخیر لانه جاسوسی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا دستور تحریک پنهانی صدام به اشغال جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را صادر کرده بود.»
تحریک صدام توسط آمریکا به آغاز جنگ با ایران و اشغال بخش‌هایی از کشور و در نتیجه تجزیه ایران مسئله‌ای است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بارها از سوی کارشناسان و مسئولین وقت مطرح شده بود ولی گروهی همواره با اشاره به تئوری توهم توطئه برآن بوده‌اند که این نظریه مبتنی بر اسناد و مدارک بی‌شمار را توهم قلمداد کنند.
بی‌بی‌سی ضمن بررسی اسناد محرمانه آمریکا از جمله گزارش‌های هفتگی برژینسکی به کارتر درباره جزایر سه گانه ایرانی می‌نویسد: برژینسکی روز ۳۰ آذر ۱۳۵۸ (۲۱ دسامبر ۱۹۷۹) به کارتر می‌نویسد که باید بخشی از خاک ایران مانند جزایر سه‌گانه را اشغال کرد تا آیت‌الله خمینی دچار «تحقیر طولانی‌مدت» شود و گروگان‌ها را آزاد کند، ولی پیشنهادش رد می‌شود.
دو هفته بعد در روز ۱۴ دی ۱۳۵۸ (۴ ژانویه ۱۹۸۰) برژینسکی در گزارش هفتگی خود به کارتر می‌نویسد:‌ «… شما گفتید که ما باید عراق را به تصرف سه جزیره تشویق کنیم. این دستورالعمل به وزارت امور خارجه فرستاده شده است.»
با وجودی که بی‌بی‌سی در ابتدای گزارش خود از تحریک صدام توسط آمریکا به اشغال بخش‌هایی از خاک ایران از جمله جزایر سه‌گانه سخن می‌گوید ولی در سطور بعدی به نقل از سفیر آمریکا در ابوظبی مدعی می‌شود «آمریکا به تمامیت ارضی ایران علاقه‌مند است»! اسناد بعدی نیز نشان می‌دهد که کارتر در پیامی به حاکم عمان نسبت به عواقب همکاری نظامی با صدام هشدار داده بود!
گزارش پر از تناقض بی‌بی‌سی نمی‌گوید که کارتر چرا از سویی عراق را به حمله به جزایر سه‌گانه و اشغال این جزایر تحریک می‌کند و در عین حال مخالف تجزیه ایران است و از سوی دیگر نیز به حاکم عمان نسبت به همکاری نظامی با صدام در حمله به جزایر ایرانی هشدار می‌دهد؟!
تهدید به تجزیه ایران
در مذاکرات رسمی
بی‌بی‌سی در مرور اسناد به صورت موذیانه‌ای تلاش دارد تا نشان دهد اگر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام دست به تسخیر سفارت آمریکا نمی‌زدند چنین جنگی روی نمی‌داد، در حالی که خاطرات و اظهارات شخصیت‌های موثر داخلی و خارجی که بعضا امروز از بزک‌کنندگان آمریکا نیز محسوب می‌شوند این ادعا را تایید نمی‌کند.
هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه ۲ مهر ۱۳۶۱ دست به یک افشاگری بزرگ زده و می‌گوید «تهدید جداسازی خوزستان از ایران تهدیدی بود که قبل از این (موقعی‏که ما می‏گفتیم شاه باید برود و غیر از رفتن شاه هیچ چیز را قبول نداریم) آمریکایی‌ها کرده بودند. آمریکایی‌ها در مذاکرات رسمی که با مسئولین انقلاب‏کردند گفتند شما چه خیال می‏کنید؟ حالا اگر اصرار کردید و ما رفتیم و نتوانستیم اینجا را حفظ کنیم، پس فردا ایران تجزیه می‏شود و خوزستان و آذربایجان و سیستان، هر یک را یکی می‏برد و باز هم تکّه بزرگش متعلّق به ‏ماست. این متنِ حرف مأمور آمریکایی بود که آن روز می‏گفت و اشاره‏ای به ‏طرح آینده‏شان کرده بود.»
خاطرات منتشر شده از سوی مسئولین وقت رژیم بعث عراق نیز موید این واقعیت است که آمریکا و صدام در دشمنی با امام خمینی(ره) و انقلاب نوپای اسلامی ایران به یک نقطه مشترک رسیده بودند و در واقع این اشتراک منافع از روز پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده بود نه از تسخیر لانه جاسوسی.
صلاح عمر العلی عضو شورای فرماندهی کشوری حزب بعث عراق و از نزدیکان صدام و مقامات بلندپایه حزب بعث در گفت‌و‌گویی با الجزیره واقعیات تکان‌دهنده‌ای را افشا می‌کند.
در کنفرانس غیرمتعهدها که ۹ سپتامبر ۱۹۷۹ – ۱۸ شهریور ۱۳۵۸ – یعنی تقریبا دو ماه پیش از تسخیر لانه جاسوسی، در کوبا برگزار شد صدام و ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت ایران با هم دیدار و گفت‌و‌گو کردند، صلاح عمر العلی درباره این دیدار می‌گوید « من و صدام و ابراهیم یزدی به گفت‌وگو نشستیم. بحث درباره مشکلات موجود بین دو کشور شروع شد و یک گفت‌وگوی دیپلماتیک کاملاً مثبتی را شکل داد. کاملاً مثبت… در آن لحظه، صدام هم ـ راستش را بخواهید ـ گفت‌وگوی مثبتی با او داشت و با یک دیپلماسی عالی و مثبت با افکار ابراهیم یزدی برخورد می‌کرد.»
صلاح عمر العلی بعد از راهی کردن ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت ایران به نزد صدام باز‌می‌گردد و می‌گوید « من در واقع به خاطر این دیدار خیلی خوشحال و مسرورم…. احساس می‌کنم که به زودی بین دو کشور، بحران تمام می‌شود.» و صدام پاسخ می‌دهد «صلاح چند سال است کار دیپلماتیک می‌کنی؟ تو اصلاً می‌دانی دیپلماسی یعنی چه؟ چه چیزی مغز تو را خراب کرده؟ چه صلحی، چه مشکلی بین ما و ایران حل شد؟ ای صلاح این مسئله… یک فرصت است که شاید در یک قرن یک بار اتفاق می‌افتد….طبعاً حالا فرصت برای ما دست داده. الان آنها خودشان آمده‌اند، در حالی که کشورشان از هم پاشیده است! ارتش آنها از هم گسیخته شده و نیروهای‌شان پراکنده گشته. پس الان این فرصت تاریخی ماست تا بتوانیم تمام حقوقمان را به طور کامل بازگردانیم.»
در حالی که هنوز بیش از دو ماه به تسخیر لانه جاسوسی باقی مانده بود صدام به فکر استفاده حداکثری از زمان به دست آمده و حمله به ایران بود، اسناد نشان می‌دهد که تسخیر لانه جاسوسی هیچ ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیمی در تحریک صدام به این حمله نداشته است و صدام از مدت‌ها پیش در جریان رضایت آمریکایی‌ها نسبت به این حمله بوده است چنانکه بی‌بی‌سی در بخشی از گزارش خود به این نکته اذعان می‌کند که « کارتر و صدام در تهران دشمن مشترکی به نام آیت‌الله خمینی داشتند و می‌توانستند به واسطه رهبران عرب مورد اعتماد پیام‌های حساس مبادله کنند.»
هر چند بی‌بی‌سی تلاش آمریکا برای تشویق صدام به تجزیه ایران را «بازی پیچیده» می‌نامد ولی مرور تاریخ نشان از آن دارد که این بازی چنان‌که گفته می‌شود پیچیده نیست، آمریکا در طول چهار دهه گذشته در همه توطئه‌ها علیه کشورمان حضور فعال و مستقیم داشته است از جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران تا تحریم‌های اقتصادی و حمایت از تروریست‌هایی که دستشان در خون بیش از ۱۷ هزار ایرانی آلوده است و امروز در ماجرای برجام!
انتظار این است شیفتگان آمریکا و آنانی که به امضا و حتی قول‌های دولتمردان آمریکا دل بسته‌اند تاریخ را مرور و اسناد را مطالعه کنند، اسنادی که نشان می‌دهد یانکی‌ها برای رسیدن به اهداف خود دیکتاتور خونریزی چون صدام را به تجزیه ایران تشویق کرده بودند و امروز نیز به وعده‌های مکتوب خود پایبند نیستند و حال کدام انسان عاقلی به دشمنی که چنین سابقه‌ای از خباثت، خیانت و جنایت دارد اعتماد می‌کند؟ پاسخ روشن است! هیچ!

توسط : aminabadi ، با موضوع : مقالات بدون دیدگاه